تاریخ انتشار خبر: 06 اسفند 1393 - ساعت 03:42:47
معرفی و بررسی کتاب نهضت امام حسین علیه السلام و قیام کربلا

معرفی و بررسی کتاب نهضت امام حسین علیه السلام و قیام کربلا

در این گفتار به معرفی گزارش گونه ای از کتاب نهضت امام حسین علیه السلام و قیام کربلا می پردازیم.

کتاب نهضت امام حسین علیه السلام و قیام کربلا

دکتر غلامحسین زرگری نژاد

سمت

 

از کتاب حسین وارث آدم دکتر شریعتی و حماسه حسینی شهید مطهری تا کتاب شهید جاوید صالحی نجف‌آبادی که هرکدام از زوایای دید خاص به خود و در فضای فرهنگی دوران معاصر گفتگوهای فراوانی را برانگیخته و بر میراث فکری عاشورا‌شناسی اندیشه شیعی افزوده اند. این تولیدات در کنار نگاه سنتی و فرهنگ عمومی ایرانیان شیعی درباره قیام عاشورا و شهادت مظلومانه امام حسین، همیشه همچون نقطه کانونی در روح و روان و عاطفه مذهب تشیع و  هویت جماعت شیعه حضوری تاثیرگذار داشته و سرنوشتی متفاوت را برای اهالی این فرهنگ همراه ساخته است به نحوی که کربلا و شیعه در طول تاریخ به هم پیوندی جاودان خورده اند.

در این میان پس از سالهای طولانی وقفه در ارائه اندیشه ای متفاوت و نو و دارای چارچوبی علمی برای تحلیل واقعه کربلا و نهضت امام حسین علیه السلام در عرصه دانشگاهی و قشر تحصیل کرده، کتابی توسط دکتر غلامحسین زرگری نژاد استاد تاریخ اسلام دانشگاه تهران نگاشته شد که می توان مدعی بود تا حدود زیادی این خلاء را پر کرده و البته به طرح زاویه دیدی روش‌‌مند و قابل دفاع از منظر علم تاریخ نیز پرداخته است که می تواند فرصتی را پدید آورده تا تضارب آرائی در عرصه علمی میان علاقه مندان به تحلیل این واقعه مهم صورت بگیرد تا اهمیت و عمق واقعه کربلا بهتر و مناسبتر شناخته شود.

به همین دلیل در این گفتار به معرفی گزارش گونه ای از کتاب نهضت امام حسین علیه السلام و قیام کربلا می پردازیم. کتاب حدود ۴۵۰ صفحه دارد که به نسبت کتب دیگر در این باره از حجم زیادی برخوردار است و البته با نگاهی به فصل بندی کتاب در قالب ۶ فصل و چارچوبی که برای آن به ترتیبی که در ادامه می ‌‌آید این امر قابل اهمیت است.

نگارنده پیش‌درآمدی نزدیک به ۳۰ صفحه را به نقد و بررسی منابع و مآخذ تاریخ کربلا اختصاص داده است که در آن به اعتبار‌سنجی متقدم‌ترین و اصلی ترین ماخذ تاریخ قیام کربلا و واقعه عاشورا یعنی مقتل‌‌الحسین ابو‌‌مخنف پرداخته است. این فرایند اعتبار سنجی به عنوان بخش آغازین کار نشان از رویکرد انتقادی است که در روش‌شناسی مطالعات تاریخی بخشی مهم تلقی می شود. وارسی جایگاه ارزش و اعتبار ابومخنف و روایات وی همراه با تبارشناسی و بستر تولد و رشد ابومخنف و بررسی تعلقات اعتقادی ابومخنف در این بخش باعث شده که خواننده به نقش این مبانی در تولید روایت تاریخی واقعه ای با چنین اهمیت پی ببرد چرا که در متن کتاب به دسته بندی های جالبی از راویان و گرایش‌های قبیله ای و اعتقادی و سیاسی آنها توسط مولف مواجه می شویم. در این بخش خواننده در می یابد چگونه ابومخنف و خاندانش علی رغم  همراهی کامل با علی (ع) در دوران خلافت و فتنه های عصر ایشان اندک اندک از این گرایش علوی فاصله گرفته در نهایت در فضای ابهام تاریخی وارد شده اند(ص ۱۱) و علی رغم شهادت مخنف بن سلیم پس از واقعه کربلا در عین الورده در کنار توابین، نشانه ای دیگر از کنش‌های علوی فرزندان و خاندان وی دیده نمی شود در عین حال که به قاطعیت نیز نمی توان برخلاف آن صحه گذاشت و مولف نیز با نقد رویکردهای کتب رجال و حدیث شیعی و سنی بر این نکته تاکید می نماید (ص۱۳) اما سرانجام با بازنمائی فضای سیاسی و گروه بندی های عقیدتی آن دوران از منظری تاریخی از امامیه و علویان تا عثمانی ها و خوارج در کنار نقد و بررسی رویکرد گزارش‌های ابومخنف و محتوای مطالب وی که عمدتا درباره تاریخ تشیع گردآوری کرده نتیجه می گیرد که ابومخنف به اقرب احتمال در شمار علویانی است که در آن دوران علی رغم عدم گرایش کلامی به تشیع امامیه به معنای سیاسی و عاطفی کلمه در شمار ارادتمندان علی و خاندان آن حضرت بوده اند (ص۱۷).

در ادامه نویسنده به بررسی خصائص روش‌شناسی، مشخصات و ارزش گزارش‌های مقتل‌الحسین پرداخته و وسعت مشرب و پیراستگی ابومخنف در کسب آگاهی ها و روایات گوناگون در باب یک حادثه و فراتررفتن از تعلقات قبیله ای که سکه رایج آن دوران بود را از عمده ترین ویژگی های روایت وی خاصه مقتل‌الحسین می داند(ص ۱۹) که به واسطه کتاب تاریخ طبری به دست ما رسیده است. پس از ارائه دلائلی برای تاکید بر ثقه بودن روایات ابومخنف توسط نگارنده، دسته بندی راویان مقتل‌الحسین از نظر جایگاه و تعلقات سیاسی، فکری و چگونگی زمان و مکان ارتباط با واقعه کربلا ذکر شده با اشاره به این که شخصیت و جایگاه و مبانی نهضت امام حسین علیه السلام به عنوان پایه ای برای سنجش روایات و معیار ارزیابی صحت و سقم آنها در این پژوهش مبنای نظر و عمل است.

 

 

اما به نظر می رسد که با توجه به عنوان نقد منابع کربلا برای این بخش مهم، جا داشت درباره تمامی روایات متاخر کربلا مانند الارشاد شیخ مفید و مقتل‌الحسین خوارزمی و لهوف ابن‌طاووس که البته عمدتا از روایت ابومخنف استفاده کرده اند، این شیوه انتقادی و تحلیل مورد استفاده قرار گیرد. نگارش این کتاب را از این دیدگاه می توان گامی موثر در این مسیر دانست. 

 

 

اما حجیم‌ترین بخش کتاب در ۱۳۰ صفحه به عنوان بخش اول کتاب اختصاص دارد به ریشه های تاریخی قیام کربلا که مهمترین و اساسی ترین فصل کتاب نیز می باشد.

 

 

در این بخش نویسنده به صورت علمی و با نقد و تحلیل روایات مختلف از منابع دست اول، تلاش می نماید به این سوال پاسخ دهد که چگونه ممکن است کسانی در فاصله ای اندک از ارسال نامه به امام حسین علیه السلام برای قبول امامت شیعیان کوفه تبدیل به کسانی شوند که در کربلا مقابل امام صف کشیده و بر علیه وی دست به شمشیر برده و تا بدانجا پیش روند که نواده عزیز پیامبر را شهید کرده و شنیع‌ترین جنایت‌ها بر علیه کاروان کربلا اعمال نمایند و با ایشان به دلیل عدم پذیرش بیعت یزید چون خارجیان از دین رفتار نمایند. نویسنده با طرح این مساله که تقلیل دلیل این پدیده به فضای دوران یزید و ترس کوفیان از عبیدالله بن زیاد برای فهم چرائی این رفتار کوفیان اشتباهی است که عمق فاجعه و تبار طولانی و پیچیده ای که منجر به پیدائی این فضا شده را نمایان نخواهد ساخت همانطور که تاکید یک‌سویه بر تبیین دلائل قیام امام حسین علیه السلام به واکنشی در برابر رفتارهای مستبدانه و دون شان اسلام یزید به عنوان خلیفه مسلمین نیز منجر به دور شدن از اهداف عمیق‌تر قیام امام حسین علیه السلام و انتخاب استراتژی شهادت توسط ایشان برای تفکیک اسلام اموی از اسلام نبوی برای همیشه تاریخ می باشد.

 

 

به همین دلیل در مبحثی مفصل و عمیق نویسنده نشان می دهد که اگر در این دوران یزید‌بن‌معاویه بن ابوسفیان، نواده دشمن اصلی پیامبر اسلام در کمتر از یک نسل به عنوان خلیفه مسلمین بر حق تلقی می شود و نواده پاک پیامبر اسلام به عنوان خارج از دین شناخته شده، نشان از انحطاطی عمیق در شالوده های فکری و دنیای اسلام دارد که محصول انحراف سقیفه می باشد، آنجا که بر‌خلاف میل پیامبر حق علی علیه السلام در جانشینی رسول خدا غصب شد و پس از آن با قرار دادن ناراضیان عرب از خلافت ابوبکر که آنرا بازگشت استیلای قریش می دیدند در دایره اهل رده و سرکوب ایشان با قدرت سرداران اموی در ادامه شیوه های عصر جاهلیت فرصتی شد برای اشرافیت اموی تا آنچه را که رویکردهای عدالت‌محورانه اسلام از آنها ستانده بود دوباره بازسازی نمایند(ص۳۷). مجالی که سیاست‌های خلفای راشدین در عصر فتوحات برای اشرافیت اموی پدید آوردند در کنار سیاست اشتباه و ناعادلانه تقسیم عطایا و غنائم خلیفه دوم – که در اواخر به اشتباه بودن آن پی برده بود – منجر به پیدائی طبقه خاصی از اصحاب ثروتمند گردید که به دلیل شان دینی خود جمع ایمان و ثروت‌اندوزی را توجیه دینی می نمودند(ص۴۶). در حالیکه اینان خود را در دایره مومنان اسلام نبوی نشان می ‌دادند، شناخت عوام تازه مسلمان نیز بر همین اساس اشتباه از اسلام محمدی شکل گرفت و زمینه ای شد که تلاش‌های پیامبر اسلام را برای سوق دادن ارزش‌های جاهلی برآمده از قبیله و غنیمت به سوی عقیده وحیانی اسلام به محاق رود(ص۶۱). تلاش‌های اهل بیت و فریادهای علوی نیز در قبال این رویکرد این سواد اعظم که تحت هدایت این خواص منفعت‌طلب قرار داشتند جز به حاشیه روی ایشان نتیجه نداشت و کشته شدن خلیفه سوم و فتنه های مارقین و ناکثین و قاسطین در جمل و صفین و نهروان از تبعات پیدائی این نگرش در فرهنگ مسلمانان بود که شهادت  امام علی و صلح امام حسن و پیدائی خوارج و تبدیل خلافت به سلطنت توسط معاویه نتیجه طبیعی این روند است(ص۷۷).

 

 

نویسنده با تبیین این شالوده ها به صورت سرفصل‌هائی مجزا در عصر خلفای راشدین به این نتیجه می رسد که بروز کنش کوفیان بر علیه امام حسین علیه السلام در کربلا را می توان در مفهوم تذبذب ارائه کرد(ص۸۳) که بخشی از تبار آن به عصر خلفای راشدین و اوج آنرا در ماجرای حکمیت و صلح امام حسن و پیدایش عصر استبداد معاویه و جبرگرائی مرجئه و انفعال سیاسی برآمده از آن می توان یافت(ص۸۷). در این میان فرهنگ کوفیان با دوگانگی رفتار و گفتار خود دچار درماندگی و تضاد عمیقی شدند که نتیجه اش را در دعوت نخستین برای بیعت با امام حسین علیه السلام و سپس صف‌آرائی در برابر اهل بیت در کربلا بازتاب پیدا کرد و البته بخشی از ریشه های آنرا باید در وضعیت خاص ترکیب فضای شهر کوفه و قبائل آن مورد اشاره قرار داد. نویسنده در ادامه همین بخش با دقتی بی نظیر به برساختن این ترکیب قبیله ای شهر کوفه پرداخته(ص ۹۶) و نشان می دهد که در این شهر شیعیان علوی حداکثر دارای تعلقات عاطفی با اهل بیت بودند و تبدیل این علاقه به کنشی سیاسی به دلیل شرایط ذهنی و عینی پیش گفته تقریبا کاری ممتنع می نمود و اقدام کوفیان در قیام توابین و قیام مختار نیز نشانگر چنین فضائی است.

 

 

در پایان این بخش نویسنده با بازنمائی الگوی مواجهه امام حسین علیه السلام با عصر معاویه پس از شهادت امام حسن علیه السلام با اشاره به واکنش امام به تلاش‌های معاویه در بیعت گرفتن برای ولایتعهدی یزید بر این گفتار ایشان به معاویه تاکید می کنند که « ای معاویه فتنه ای برتر از حکومت تو بر امت سراغ ندارم و بزرگ‌ترین اندیشه ام برای خود و امت جدم ستیز با توست، اگر چنین کردم به خدا تقرب جسته ام»(ص۱۰۹). با ذکر این مبحث نویسنده در بخش بعدی کتاب با عنوان سلطنت یزید و نهضت امام حسین علیه السلام ضمن بیان محورهای کلی نهضت امام روندی را در شالوده های قیام کربلا مورد بررسی قرار می دهد که در آن امام حسین علیه السلام با انتخاب استراتژی شهادت تلاش کرد بتواند عاملی برای دگرگون‌سازی در شخصیت امت اسلامی و احیاکننده ارزش‌ها و اصول اجتماعی اسلام گردد(ص۱۱۲). در این بخش نویسنده با ارائه و دفاع از این دیدگاه کنشهای امام را در همین راستا مورد ارزیابی قرار داده و روایت های مختلفی که درباره رفتارهای امام پس از مرگ معاویه و تلاش‌های یزید برای ستاندن بیعت از امام به واسطه والی مدینه(ص۱۱۷) و خروج امام از مدینه(ص ۱۲۲) و حضور در مکه و سپس دریافت نامه های دعوت از اهل کوفه (ص ۱۲۸) از همین منظر مورد نقد و بررسی قرار داده و نگاه متفاوتی را تبیین می نماید که در آن با توجه به این گفتار امام که  « امام کسی نیست جز آنکه عامل به کتاب خدا و مجری قسط و پایبند به حق و مراقب نفس خویش برای خدمت و اطاعت خدا باشد»(ص۱۳۲) بر نیت امام برای عدم بیعت و خروج بر یزید تا مرز شهادت تاکید می نماید(ص۱۲۵). در ادامه مبحث دریافت نامه های دعوت اهل کوفه توسط امام در مکه نویسنده گفتاری جالب و انتقادی را اختصاص داده است به ماهیت و ابعاد بیعت کوفیان با مسلم‌بن عقیل و تردید در بیعت ۲۰ هزار کوفی با مسلم و نقد روایت‌های موید آن با تکیه بر قلت شیعیان (ص۱۳۳ – ۱۳۹) و در ادامه به ورود ابن‌زیاد همراه با رد دیدگاه افسانه وار اقدام فریب‌آمیز عبیدالله و همچنین شرح استیلای سهل الوصول وی بر کوفه علی رغم تلاش تبری جویانه منابع برای نشان دادن مقاومت و ترس کوفیان از خشونت این زیاد پرداخته است(ص ۱۴۷ – ۱۵۳).

در ادامه ماجرای عیادت ابن زیاد از هانی بن‌عروه و داستان تلاش برای ترور این زیاد و انصراف مسلم از این اقدام نیز مورد واکاوی قرار گرفته و نظر نویسنده برخلاف تلقی رایج قرار گرفته شده است(ص۱۵۳ – ۱۵۷). در ادامه این گفتار با اشاره به نحوه شهادت مسلم در کوفه (ص۵۷ – ۱۶۲) ریشه این تصویرسازی از فضای کوفه را در همان مفهوم تذبذب کوفیان می داند که بر گزارش‌های راویان نیز تاثیر گذاشته است(ص۱۶۱) و این نشان از وجدان نگون‌بخت جامعه ای دارد سرشار از تذبذب و شکاف در نظر و عمل و نمایاننده عمق انحطاط و زوالی است که بر الگوی تفکر مسلمانان این دوران نسبت به خلوص و پویائی عصر ایمان دوران پیامبر اسلام حاکم شده و اکنون قصد دارد با انحراف تاریخ خود را از این امر مبری سازد. در بخش سوم با عنوان عزیمت امام به سوی کوفه نویسنده با ارائه گزارش‌های مختلف از تلاش‌های شخصیت‌های گوناگون برای منصرف نمودن امام از حرکت به سوی کوفه و هشدار راجع به خیانت کوفیان(ص۱۶۵ – ۱۷۱)، با طرح این سوال که آیا درک شرایط کوفه برای امام حسین علیه السلام که در متن عصر امام علی و فتنه های آن و صلح امام حسن علیه السلام و رفتارهای مذبذب کوفیان در این جریانات حضور داشته انتظاری دور از ذهن بود و این اقدام امام را تنها تلاشی برای به دست‌گیری حکومت توسط ایشان و یا اینکه درخواست‌های کوفیان را دلیل حرکت امام به سمت عراق تصور کنیم نخواهیم توانست تحلیل صحیحی از رفتارهای امام حسین علیه السلام ارائه نمائیم و تنها با قرار دادن انتخاب استراتژی شهادت در متن و عمق انگیزه های امام است که کنش‌های امام تا لحظه شهادت قابل فهم می باشد چرا که این تصویر از همان نقطه عزیمت چنان واضح بود که به ذهن افراد مختلف با جایگاه های متضاد نیز می رسید تا چه رسد به امامی که بر فضای عراق احاطه کامل داشته و اکنون به همان دلیل حجت ظاهری که امام علی علیه السلام را در برعهده گرفتن خلافت راضی کرد یعنی حضور حاضران و عهدی که خدا بر عهده دانایان عصر نهاده بود که با فراهم شدن فرصت بر علیه ظلم و ستم و فساد تا مرز شهادت قیام کنند(ص ۱۷۲ – ۱۸۶)، امام برای ایجاد نهضت کربلا اقدام نموده بود. در ادامه نویسنده با تکیه بر همین دیدگاه به نقد  و بررسی روایت‌های مختلف درباره گزارش روند حرکت امام به سمت کوفه و شنیدن خبر شهادت مسلم و سپس مواجهه با سپاه حر پرداخته و اوج روشن شدن نیت امام را در انتخاب راه شهادت در این خطبه ایشان نمایان می سازد که « هر آن کس که سلطان ستمگری را ببیند که حرام خداوند را حلال کرده و عهد الهی را نقض کرده و به مخالفت با سنت پیامبر برخاسته و با مردم بر بنیاد گناه و تجاوز رفتار می کند و او بر چنین سلطانی نه به عمل و نه به سخن برنشورد، بر خداوند است که او را همانند آن سلطان در آتش دوزخ افکند. بدانید که بنی امیه شیطان را پیروی کرده و از اطاعت خداوند سر بر تافته اند و فساد را آشکار نموده اند…اگر شما مردم بر بیعت خویش باقی مانده اید، رستگار خواهید بود و …بر من است که در کنار شما باشم اما اگر عهدم را بشکنید که این کار را از شما بعید نمی دانم چرا که شما همین کار را با پدر و برادرم و پسرعمویم مسلم کردید، بدانید که فریب خورده کسی است که فریب شما را خورده باشد و من که شما را می شناختم فریب شما را نخوردم و این شمایید که بهره خویش را از دست دادید» و در فرازی دیگر فرمودند « دنیا دگرگون شده و تغییریافته است،…مگر نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل نهی نمی گردد؟ پس در چنین احوالی سزاست مومن آرزوی مرگ کند و خواستار دیدار خدا شود. من مرگ را جز سعادت و زندگی با ستمکاران را جز خواری نمی بینم»(ص۱۹۱ – ۱۹۲). در اینجاست که نویسنده با تبیین دلائل و انگیزه های امام از اقدام به قیام و حرکت به سمت عراق تلاش می کند توضیح دهد منظور امام از قیام برای امر به معروف و نهی از منکر و احیای سنت پیامبر و اصلاح امت جدم چیست؟ و هدف تنها اعتراض به نشستن حاکمی بی لیاقت بر سریر دستگاه به اصطلاح خلافت اموی نمی باشد بلکه اعتراض به شالوده ها و پایه های این دستگاه سلطنت اموی است که مروج اسلام اموی در برابر اسلام نبوی بوده و نه اعتراضی به عدم رعایت ظواهر و آداب و رسوم اسلام در میان عوام و خواص – که کم و بیش رعایت می شد- بلکه انحراف عمیق آن و تولید اسلام بدلی است که روح و عمق اسلام را در برپائی قسط و عدالت اجتماعی و اقتصادی با تکیه بر خلوص ایمانی الهی را به حاشیه رانده و بر ستون دین، خیمه معیشت برافراشته و نتیجه این امر ایجاد دستگاه سلطنت اسلامی در حکومت استبدادی اموی و اندیشه اطاعت کورکورانه و تبعیت سیاسی و عقیدتی محض در قالب اسلام اموی است که مدعی دیانت محمدی و نمایندگی جانشینی پیامبر و حامی و مروج سنت نبوی است. پس از بخش ورود کاروان حسین علیه السلام به دشت کربلا که به شرح چگونگی صف‌آرائی سپاه کوفه در برابر امام و نحوه شهادت ایشان با همان نگاه نقد‌گونه می پردازد، این مباحث تحلیلی به عنوان قیام حسینی، اهداف و بنیادهای نظری و اعتقادی به صورت نتیجه گیری رویکرد و دیدگاه نویسنده در ۳۰ صفحه آمده است که از مهمترین و عمیق‌ترین مباحث کتاب و نمونه ای از کاربرد روش‌های تاریخ در تبیین پدیده هائی اعتقادی است(ص ۲۴۵ – ۲۷۵).

 

 

پس از آن نویسنده در بخش ششم به ماجرای شکست توابین و خروج مختار پرداخته و تداوم تذبذب را در کنش‌های کوفیان رهگیری نموده تا نشان دهد که چگونه بی هویتی یک ملت روند تاریخ را دگر‌گونه ساخته است(ص ۲۷۷ – ۲۸۸). در بخش آخر هم نویسنده به تفصیل و با تکیه بر مقایسه و نقد منابع گوناگون مقاتل و انساب (ص ۲۹۲)به ارائه گزارشی تفصیلی از شخصیت و نام و نشان شهدای کربلا پرداخته و در همین بخش نیز از نگاه انتقادی خویش در ورود گزارش‌های شبه آلود به شرح وقایع کربلا نیز خارج نشده(ص۳۷۵) و آنرا با ارائه جدولی پر‌مایه از مقایسه شرح منابع تاریخی و کلامی مختلف از شهدای کربلا به پایان برده است(ص ۳۸۷ – ۴۰۵). به نظر می رسد می توان این کتاب را پژوهشی تحلیلی در تاریخ نهضت کربلا دانست که توانسته اهمیت قیام امام حسین علیه السلام علیه نظام اموی و عمق فاجعه این حادثه تلخ را با تاکید بر پیچیدگی های گوناگون و عمق و تبار و ریشه آن را در پیشینه سرشت امت اسلامی بدانگونه که از درگذشت پیامبر اسلام رقم خورد به خوبی نمایان سازد، مسیری که نشان‌گر تضاد اسلام اموی است در برابر اسلام نبوی که با شهادت امام حسین علیه السلام در کربلا در حافظه تاریخ ثبت گردید. 

 

 

به نقل از پایگاه عبرت پژوهی تاریخی

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]