تاریخ انتشار خبر: 30 خرداد 1394 - ساعت 16:07:24
پس از سقوط

پس از سقوط

كتاب خاطرات احمدعلي مسعود انصاري از خويشاوندان فرح ديبا و دوست نزديك و مشاور مالي رضا پهلوي ـ پسر شاه معدوم ـ است، كه اختلاف مالي وي و وليعهد سابق ايران در مطبوعات غرب بازتاب يافت. شدت اين درگيري تا بدان حد بود كه رضا پهلوي براي پيشبرد دعوي خود در دادگاه فدرال آمريكا مجبور به انكار مليت ايراني ...

كتاب خاطرات احمدعلي مسعود انصاري از خويشاوندان فرح ديبا و دوست نزديك و مشاور مالي رضا پهلوي ـ پسر شاه معدوم ـ است، كه اختلاف مالي وي و وليعهد سابق ايران در مطبوعات غرب بازتاب يافت. شدت اين درگيري تا بدان حد بود كه رضا پهلوي براي پيشبرد دعوي خود در دادگاه فدرال آمريكا مجبور به انكار مليت ايراني خود شد و اين امر بحث‌هاي شديدي را در محافل وابستگان رژيم گذشته در اروپا و آمريكا برانگيخت. ظاهراً اين اختلاف انگيزه‌اي براي گسست مسعود انصاري از خانواده پهلوي شد و تا بدانجا امتداد يافت كه وي به نگارش و نشر اين خاطرات پرداخت و طي آن اسرار و ناگفته‌هاي بسيار را از دوران حضور خود در اين خانواده فاش نمود.

در بخش نخست، نويسنده به رابطه خويشاوندي خود با فرح ديبا و چگونگي پيوندش با دربار پهلوي مي‌پردازد و شرح مي‌دهد كه اين پيوند تا بدانجا توسعه يافت كه وي در سالهاي ۱۳۵۰ در زمرة همراهان جوان بزم خصوصي شاه قرار گرفت. او در اين بخش مي‌كوشد تا براساس ديده‌ها و شنيده‌هاي خود به تبيين علل سقوط رژيم پهلوي بپردازد.

آنچه به اين بخش از خاطرات اهميت مي‌دهد، موقعيت ويژه نويسنده و حضور وي در محفل خصوصي شهبانو است. مي‌دانيم كه در واپسين‌ سالهاي سلطنت محمدرضا پهلوي، اين باند داراي تاثير جدي در شئون سياسي و اقتصادي و فرهنگي كشور بود و با گذشت زمان نفوذ فرح و اطرافيان او عمق بيشتر يافت. معهذا تاكنون چنان كه بايسته است به نقش باند فرح در تاريخ سلطنت پهلوي پرداخته نشده و از اين زاويه به نظر مي‌رسد كه خاطرات احمدعلي مسعود انصاري مي‌تواند سندي دست اول به شمار رود. به دليل تعلق به همين كانون و لاجرم شناخت بيشتر از آن، است كه نويسنده در تعليل حوادثي كه منجر به سقوط سلطنت شد، برنقش فرح و اطرافيان او ـ به ويژه رضا قطبي ـ تاكيد مي‌كند و فرهنگ ليبرالي اين محفل و تاثيرات آن را بيان مي‌دارد.

سخن گفتن از ليبراليسم فرح نبايد موجب اين توهم شود كه گويا وي در قطبي متضاد با استبداد خشن و خونين همسرش قرار داشت. خير! سخن بر سر ويژگي‌هاي رواني و شخصيتي اوست: فرح ديبا در يك خانواده متوسط غربگرا به دنيا آمد.

در دوران تحصيل در پاريس با مبتذل‌ترين تجليات فرهنگ اروپايي آميزش يافت و شيفته آن شد. شخصيت فرح پهلوي را مي‌توان زمره پيوند عقده‌هاي دوران كودكي و روياها و سوادهاي دوران نوجواني و خودباختگي‌هاي يك دختر غربزده با تمامي احساس حقارت‌ها و سركوفتگي‌هايش با خلقيات فرهنگ آبستره محافل دانشجوئي و روشنفكري پاريس سالهاي ۱۹۶۰ ـ آميزه‌اي از مدرنيسم و الحاد و چپ‌گرائي متداول ـ دانست. ارتشبد حسين فردوست مي‌نويسد:

در آن زمان فرح كه دختر فقيري بود تمايلات چپ و كمونيستي داشت و با تعدادي دانشجو رفاقت داشت كه يكي از آنها ليلي اميرارجمند بود. خود من برخي از دانشجويان اين دانشكده را در پاريس ديده‌ام كه همه افكار كمونيستي داشتند... در مورد فرح با توجه به وضع زندگي و فقر مادي‌اش زمينه چنين گرايشي وجود داشت. به هر حال ، فرح اين فرهنگ چپ را در دوران زندگي با محمدرضا حفظ كرد و دفترش را به مركز اشاعه اين نوع فرهنگ تبديل نمود و تعدادي از افراد داراي تمايلات كمونيستي را در آنجا جمع كرد.

در پي ازدواج فرح ديبا با محمدرضا پهلوي، اين فرهنگ ولنگار در پهنه يك كشور امكان بروز و تحقق يافت و در اقدامات فرح پهلوي و دفتر مخصوص شهبانو رخ نمود، صدها روشنفكر بي‌ريشه و مبتذل و بيمار و جاه‌طلب و فاسد را گرد‌آورد، به صورت «جشن هنر‌»هاي كذايي و نمايش شنيع‌ترين صحنه‌هاي جنسي در خيابانها نمود يافت، و ذائقه لوس و تنوع‌پرست‌ شاه را با سرگرمي‌هاي جديد آشنا نمود.

اسناد موجود نشان مي‌دهد كه فرح ديبا، به دليل اين خصوصيات كه داراي همگوني‌هاي فراوان با شيوه زندگي آمريكائي (American Way Of Life) بود ـ مورد پسند مقامات و تحليل‌گران «آژانس مركزي اطلاعات» آمريكا (سيا) قرار داشت، كه او را به عنوان برجسته‌ترين نماد «تجدد» (مدرنيزاسيون) ايراني ارزيابي مي‌كردند. مجموعه اسناد لانه جاسوسي آمريكا تمايل جدي «كاخ سفيد» را به فرح به روشني بيان مي‌دارد و آشكار مي‌سازد كه در طرح‌هاي اضطراري «سيا» براي شرايط سقوط شاه، فرح پهلوي مهم‌ترين آلترنايتو آمريكا محسوب مي‌شد.

خاطرات احمدعلي مسعود انصاري درباره نقش «باند فرح» در روزهاي انقلاب، انطباق حركت فرح و اطرافيان او را با استراتژي تنظيم شده «سيا» ـ كه بعدها با تسخير لانه جاسوسي آشكار شد ـ روشن مي‌كند.

بخش دوم خاطرات به دوران آوارگي شاه اختصاص دارد. در اين بخش نويسنده به عنوان يكي از نزديكان شاه فراري شاهد گفته‌ها و نكته‌هايي است كه تازگي دارد و گوشه‌هائي بيشتر از فساد اين خانواده را آشكار مي‌سازد.

معهذا، مهم‌ترين بخش اين خاطرات بخشي است كه به سالهاي فعاليت مشترك نويسنده با رضا پهلوي اختصاص يافته. اين بخش با «همكاري مجدد» وي با رضا پهلوي آغاز مي‌شود و با گسست او پايان مي‌يابد. از اين زاويه، خاطرات حاضر يك سند منحصر به فرد ارائه مي‌دهد كه براي شناخت سرنوشت خانواده پهلوي، داستان آوارگي آنها و روياهاي دن‌كيشوت‌وارشان، فساد مالي و انحطاط اخلاقي آنان، و نيز پيوندهاي آشكارشان با سرويس‌هاي جاسوسي غرب حائز اهميت است. خاطرات مسعود انصاري با گزارش فعاليت مالي دفتر رضا پهلوي، كه وي مسئوليت آن را عهده‌دار بود، پايان مي‌يابد.

خاطرات احمدعلي مسعود انصاري طبعاً نمي‌تواند از روحانيت و علائق شخصي او به دور باشد. لذاست كه در اين كتاب، به سان بسياري كتب مشابه، با تنزيه چهرة شخصي نويسنده و ادعاهائي در اين زمينه مواجهيم. ما را به اين بخش از خاطرات كاري نيست و تنها آن صفحاتي را مدنظر داريم كه بخش اعظم كتاب را تشكيل مي‌دهد و به افشاء ناگفته‌ها پرداخته و دانسته‌هائي عجيب و عبرت‌آموز را برملا ساخته است. روشن است كه اين خاطرات، به سان خاطرات ساير وابستگان رژيم گذشته، بايد با توجه به شخصيت نويسنده مورد مطالعه قرار گيرد. در اين چهارچوب روشن است كه زاويه نگرش نويسنده به مسائل انقلاب، تحت تأثير عوامل معيني قرار دارد و جز اين نيز نمي‌توان انتظار داشت. معهذا، موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی در مهم‌ترين مواردي كه اين ديدگاه‌ها را خطا تشخيص داده‌، كوشيده‌ است توضيحاتي مختصر ارائه دهد و روشن است مواردي را كه بدون توضيح گذاشته‌ است، به دليل عدم اهميت آن بوده است. پس همه زيرنويس‌هاي مندرج در كتاب از موسسه محترم است. علاوه بر آن، به دليل سبك خاص نگارش نويسنده، كوشيده شده تا با اصلاحاتي مختصر در آن متن را حتي‌المقدور روان و ساده كنند.

شناسنامه کتاب:

مولف: احمدعلی مسعود انصاری

ناشر کتاب : موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی

سال نشر: ۱۳۸۸

شمارگان: ۲۰۰۰

تعداد صفحات:426

به نقل از تاریخ انقلاب

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]