تاریخ انتشار خبر: 01 تير 1394 - ساعت 16:53:00
تاوان کلمات

تاوان کلمات

«تاوان کلمات»مجموعه شعری مهم و قابل اعتنا به شمار می­رود که گزیده­ای است از تمام این دوران از زندگی او؛ گزیده‌­ای از تمامی اشعاری که وی از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تا چند سال اخیر آن را سروده است که در موخره و در بخشی تازه با مجموعه­‌ای از تازه سروده­‌های او نیز همراه شده است.

عبدالجبار کاکایی حتی پیش از دل دادن به ترانه­‌ها و سخن گفتن بی­پرده و پیرایه با زبان عامیانه مردم و روزگارش، شاعری برخاسته از بطن خواست اجتماعی جامعه­‌اش بوده است. شاعری که بدون توجه به رنگ و لعاب­‌های شاعرانه مد شده در زمانه زیست خود هم­صدا و هم­نوا با مخاطبش و به یاد آشیانی که از آن دور افتاده­اند و به یاد آرمان شهر آنها شعر گفته و برایشان با کلمات آهنگی موزون ساخته است.

با این مقدمه «تاوان کلمات» از این منظر مجموعه شعری مهم و قابل اعتنا به شمار می­رود که گزیده­ای است از تمام این دوران از زندگی او؛ گزیده‌­ای از تمامی اشعاری که وی از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تا چند سال اخیر آن را سروده است که در موخره و در بخشی تازه با مجموعه­‌ای از تازه سروده­‌های او نیز همراه شده است.

شعر کاکایی به اذعان او در این گزیده، شعری است اجتماعی که این موضوع به ویژه در غزلیات او بیشتر از سایر قالب­‌ها نمود دارد. شعری است که تنها خودش را وامدار و آرزومند برای مردم سرزمینش می­بیند؛ نه وامدار جریان و جناح و خوش­آمد سیاسی عده­ای است و نه به دنبال سانتی­مانتالیسم بیانی و جستجو کردن در بازی­‌های فرمی و روایی.

کاکایی در این اشعار به روشنی نشان داده که سعی دارد در شاعرانگی­های خودش به سنت­های کلاسیک غزل مدرن ایران که در سال های ابتدایی انقلاب توسط سید حسن حسینی و قیصر امین پور تجربه شده است وفادار باشد و آنها را برای مخاطبش زمزمه کند.

کاکایی در شعر خود از تجربه­‌هایی سخن به میان می­آورد که آرمان و آرزوی مردم خود به شمار می­روند، از کلماتی که مردمش همواره به ساده‌­ترین شکل ممکن در ناخودآگاه روزمره خود مرورشان می­کنند و گاهی نیز یادآور حسرت­‌های همیشگی آنهایند.

با این وجود غرل او آنچنان که خودش نیز بر آن صحه می­‌گذارد در سال­‌های اخیر و بیشتر از گذشته لحنی صریح­تر پیدا کرده است و در عین حال سعی کرده است رفتاری طبیعی­تر با زبان داشته باشد و شاید در پی داشتن چنین زبانی است که او و شعرش بیشتر از همه دوران­ها در عصر کنونی و در میان تمامی عصبیت­‌های رایج در ساخت اجتماعی پیرامون شاعر، مخاطب دارد و با آن ارتباط برقرار می­‌کند. به بیان دیگر شعر او شعری است که در آن مخاطب حس می­‌کند بیشتر از هر موضوعی شاعر به خاطر اوست که دست به سرایش شعر زده است و در پی همین مسئله با آن حس همذات پنداری بیشتری می­‌کند.

تاوان کلمات مجموعه شعری است که ذائقه­‌های متفاوت و متعددی را سیراب می­کند. مجموعه شعری که هم دینی است و هم اجتماعی و در عین حال به لطیف­ترین شکل ممکن شعری است مردمی.

در یکی از غزل­های این مجموعه می­‌خوانیم:

حاجت به اشارات و زبان نیست، مترسک

پیداست که در جسم تو جان نیست، مترسک

با باد به رقص آمده پیراهنت، اما

در عمق وجودت هیجان نیست، مترسک

شب پای زمینی و زمین سفره خالی­ست

این بی‌هنری، نام و نشان نیست، مترسک

تا صبح در این مزرعه تاراج ملخ بود

چشمان تو حتی نگران نیست، مترسک

پیش از تو و بعد از تو زمان سطر بلندی­ست

پایان تو پایان جهان نیست، مترسک

این مزرعه آلوده کفتار وکلاغ است

بیدارشو از خواب! زمان نیست، مترسک

به نقل از انتشارات نیستان

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]