تاریخ انتشار خبر: 22 تير 1394 - ساعت 21:46:36
موج فرشته

موج فرشته

داستان‌ها از زاویه دیدی متناسب با دوران نوجوانی بیان شده و یک نوجوان در موقعیتی رودرروی امام قرار گرفته است. هر داستان این مجموعه از یک حدیث سرچشمه گرفته و گسترش میابد. بحار، تفسیر عیاشی، البدایة و النهایة منابع این روایات هستند که در آخر کتاب به آنها اشاره شده است.


 انتشارات شهرستان  ادب موج فرشته را برای رده نوجوانان منشر کرده است. چاپ اول آن در بهار 93 با تیراژ 2000 عدد و با قیمت 5 هزار تومان بوده. نقاشی روی جلد فضایی آسمانی و پاک و تخیلی را منتقل می کند که بی‌شباهت به صحنه¬ای در داستان اول نیست: عبدلله در مسجد، هنگام سخن گفتن پیامبر پرنده‌هایی نورانی را در اطرافش می‌بیند که نرم پرواز می‌کنند و از سویی به سوی دیگر می‌روند ولی چشم که باز می‌کند چیزی نمی‌بیند. (موج فرشته، ص 20)

این کتاب در 86 صفحه، شامل 6 داستان است که هرکدام به زندگی یکی از امامان می‌پردازد. دغدغه‌ی «علی¬اصغر عزتی پاک» این بوده که نوجوانان را با زندگی ائمه علیهم السلام آشنا کند.

داستان‌ها از زاویه دیدی متناسب با دوران نوجوانی بیان شده و یک نوجوان در موقعیتی رودرروی امام قرار گرفته است. هر داستان این مجموعه از یک حدیث سرچشمه گرفته و گسترش میابد. بحار، تفسیر عیاشی، البدایة و النهایة منابع این روایات هستند که در آخر کتاب به آنها اشاره شده است.


 «موج فرشته» (در مورد پیامبر)، «چراغ شب» (حضرت زهرا (س))، «کبوترهای آزادی» (امام حسن (ع))، سایه‌بان (حضرت علی(ع))، «این نامه به مقصد نرسید» (امام حسین (ع)) و «نفس بلند» (امام زمان (عج))، نام داستان¬های این مجموعه‌اند.

آخرین کتاب عزتی نیز در مورد امام محمد باقر (ع) است که پرداخت داستان در آن بی-شباهت به موج فرشته نیست. تغییر زاویه دید در بیشتر داستان¬ها کمک خوبی به پذیرش و جذابیت داستان و تنوع حال وهوای آن کرده است.
در داستان اول (موج فرشته) قضیه مربوط به شهادت جعفربن ابی طالب است که در جنگ موته شهید شده و نوع رفتار پیامبر و اصحاب نسبت به یتیمان در آن بیان شده است. داستان با شیطنت‌ها و بچگی¬های عبدلله (پسرک جعفر) شروع می¬شود که تن به شست‌وشو و حمام نمیدهد و مادرش از دست او حرص و جوش میخورد و تهدیدهای مادرانه دارد. ابتدا و انتهای داستان را یک دانای کل و بقیه را پسرک همبازی عبدلله و بقیه را خود عبدلله تعریف می‌کنند.

وقتی پیک خبر را به پیامبر میرساند دوستان عبدلله هم خبر را میشنوند. عبدلله خودش را به جمعیت میرساند ولی طبق قرار، کسی چیزی به او نمیگوید. پیامبر او را بر مرکب خود سوار نموده و با اصحاب راهی خانه جعفر میشوند تا از خانواده‌اش تفقدی کنند. عبدلله روی مرکب حضرت به دوستانش فخر میفروشد و به آنها لبخندی از سر غرور میزند و دوستانش این بار دوستانه و با محبت به او نگاه میکنند. عبدلله از رفتار محبت‌آمیز همه شگفت‌زده است: «بزرگترها هیچ‌گاه به آدم بی‌خودی توجه نمیکنند. حتما باید یک چیزی داشته باشی تا شگفت‌زده‌شان کند و یا برایشان تازگی داشته باشد. من از این چیزها زیاد دارم. خوب میدوم. خوب شعر میخوانم و نام پدرانم را تا بیست و یک پشت یک‌نفس از حفظ میگویم. ..»
اغلب، جملات گفتاری متناسب با سن نوجوانی است ولی گاهی هم نویسنده گویا از زبان خودش خواسته چیزی را در دهان شخصیت بگذارد: «.. باید صبر کنم. قلبم گواهی میدهد که بی‌راه نیست این غم، در نگاه همیشه درخشان پیامبر»
آخرین داستان از این مجموعه متعلق به زمان حال است و مصطفی راوی آن است که در محله‌شان قرار است برای جشن نیمه شعبان مراسم داشته باشند. مصطفی بیماری آسم دارد و با برادر کوچکش عضو گروهی است که هر سال در این موقع جشن میلاد را در محله میگیرند. بچه‌ها بودجه ندارند. از طرفی خاک توی کوچه زیاد است و باعث نفس تنگی مصطفی میشود. او دیگر از خانه بیرون نمی‌رود.

نامه‌ای توی تمام خانه‌های محل افتاده که از آنان خواسته است تا برای جشن مبلغی پول توی پاکت بگذارند و به نویسنده تحویل دهند. مصطفی از این نامه مشکوک خوشش نمی‌آید و گمان میکند کسی میخواهد جشن آنان را به هم بزند. و در صدد است تا او را پیدا کند و گوش مالی حسابی به او بدهد. شب نیمه، برادر کوچکش (جواد) به او خبر میدهد که بچه¬های محل یک آب‌نما برای جشن درست کرده‌اند. در آخر معلوم می‌شود نامه را جواد نوشته و برای سلامتی برادرش نذر کرده بوده که کارها را تنهایی انجام دهد. متأسفانه نویسنده مشخص نمیکند که وقتی مادر میگوید تا این خاک توی محل است حال مصطفی خوب نمی‌شود» خاک از کجاست. و یا این¬که وقتی جواد برای تمام خانه‌های محله نامه نوشته و نمیدانسته که می-تواند کپی بگیرد، چرا هیچ¬کس دست خط او را نشناخته! مخصوصا برادر بزرگش.
 روی هم رفته مجموعه داستان عزتی پاک، حال و هوای معنوی خوبی دارد و به خوبی می‌تواند نوجوان‌ها را با نوع رفتار و منش اهل بیت علیهم السلام و میزان محبت آنان به محبینشان  آشنا کند و در انها علاقه به این خاندان پاک را نهادینه نماید. سوای ضعف‌های کمی که در داستان¬پردازی و گاهی در نوع ادبیات داستان وجود دارد و منطق داستانی را دچار ضعف میکند، اما کتاب برای رده  نوجوان مناسب و شایسته ترویج است.

                   
                   
                   
                   
                

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]