تاریخ انتشار خبر: 25 تير 1394 - ساعت 14:57:38
نگاهی به کتاب منوچهر مدق به روایت همسر شهید

نگاهی به کتاب منوچهر مدق به روایت همسر شهید

اینک شوکران، جلد یک، روایت عشق است. می­‌توان آن را حس کرد، یک حس لطیف غمناک، درست مثل عشق، در هر سطر به رگ ذهنت رانده می­‌شود.

 

یک خط کلفت سیاه، وسط یک قهوه­‌ای سوخته. حروفی به رنگ سفید که کنار هم کلماتی را ساخته­‌اند. دو واژه برجسته سفید رنگ؛ «اینک شوکران».

اینک شوکران، نوشته­‌هایی است درباره مردانی که در سال­‌های جنگ، زخمی شدند. زخم­‌ها اما آن­ها را نبرد، زخم­‌ها ماند تا سال­‌ها بعد از جنگ و محملی شد برای نماندنشان. اینک شوکران، برجسته است، پررنگ است، درست مثل همان کلمه­‌هایی که وسط قهوه­‌ای سوخته جلد، حک شده­‌اند.

اینک شوکران، جلد یک، روایت عشق است. می­‌توان آن را حس کرد، یک حس لطیف غمناک، درست مثل عشق، در هر سطر به رگ ذهنت رانده می­‌شود. مورمور عشق را حس می­‌کنی. حسرتش به دلت می­‌نشیند. بله! حسرت.

«منوچهر مدق» و «فرشته ملکی» در قلبت حسرت می‌آفرینند. حس­‌هایشان یکی است، حسی از روح یکی به روح دیگری نفوذ می­‌کند:«منوچهر صبور بود. بی­‌قرار که می­‌شد، من بی­طاقت می‌­شدم.»

فقط این نیست. بازیگوشی­‌های زمینی هم هست: «آن روز، از روی شیطنت یک طرف ریش­‌هایش را با تیغ برده بود تا چانه، و بعد چون چاره‌­ای نبود، همه را از ته زده بود... منوچهر مجبور شد یک ماه مرخصی بگیرد و بماند پیش فرشته. روش نمی‌­شد با آن سر و وضع برود سپاه، بین بچه­‌ها.»

فرشته، هر کاری می­‌کرد تا بیشتر با هم باشند. دوستش داشت، حسی که بعد از آمدن بچه‌­ها هم تغییر نکرد. این عشق، مرد را روی زمین نگه داشته بود. فرشته به رفتن او راضی نمی‌­شد: «برای خودت نقشه شهادت نکشی‌ها. من اصلاً آمادگی‌ش را ندارم. مطمئن باش تا من نخواهم، تو شهید نمی­‌شوی.» همین‌طور هم شد. جنگ به پایان رسید، اما منوچهر مدق با وجود ترکش­‌هایی که توی تنش لانه کرده بود، شهید نشد.

ترکش­‌ها، نفس­‌هایی که به شماره می­‌افتاد و زندگی که هر روز برای مرد، سخت­‌تر می­‌شد، اما فرشته نمی­‌خواست او برود، راضی نمی­‌شد: «همه را واسطه می‌کردم تا او بیش­تر بماند.»

اما نمی­‌شد، مرد باید می­رفت، رفتنی که رضایت می­‌خواست، رضایت او را. بالاخره راضی شد: «خدایا، من راضیم به رضایت. دلم نمی­‌خواهد منوچهر بیش­تر از این عذاب بکشد.»

کتاب «اینک شوکران1» روایت زندگی منوچهر مدق از زبان همسرش است که  انتشارات روایت قتح  آن را روانه بازار کتاب کرده است.

این کتاب که در زمره پرفروش‌ترین کتب انتشارات روایت فتح است و بارها مورد تجدید چاپ قرار گرفته است.

به نقل از خبرگزاری فارس

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]