تاریخ انتشار خبر: 10 شهريور 1394 - ساعت 14:38:14
"آوای تار یحیی"، عاشقانه‌ای آرام در بستر مشروطه

"آوای تار یحیی"، عاشقانه‌ای آرام در بستر مشروطه

کیوان امجدیان در جلد نخست از سه گانه "تار یحیی"، توانسته به خوبی مخاطب خود را جذب کند اما نحوه روایت مشروطیت، نقطه ضعفی جدی است که نمی توان از آن چشم پوشید.

کیوان امجدیان نخستین رمان خود را بالاخره پس از 4 سال تحقیق و تتبع مجدانه و سفر به مناطق مختلف برای کسب اطلاعات، با عنوان "آوای تار یحیی" که بناست نخستن اثر از سه گانه "تار یحیی" باشد منتشر کرد؛ رمانی که علیرغم حجم کم توانسته تا حد مناسبی زحمات نویسنده اش را بازتاب دهد.

"آوای تار یحیی" پیرامون شخصیت یحیی تار ساز است که از شخصیت عجیبی برخودار بوده و در دوره مشروطه حس میهن دوستی‌اش موجب می‌شود که انزوای هنری را کنار بگذارد و وارد مبارزه مشروطه‌خواهان شود.
جلدهای بعدی این کتاب هم درباره یکی از تارهایی است که می سازد و دست به دست در بین افراد مختلفی چون میرزا کوچک‌خان، عارف قزوینی، سهراب سپهری، شهید چمران، دکتر شریعتی چرخیده و در دوره کنونی نیز به دست مرحوم محمدرضا لطفی می‌رسد.

سرنوشت یحیی و تاری که او ساخته دستمایه ای است برای آن که نویسنده در دل این داستان به گونه ای تقریبا پر رنگ مقطعی از انقلاب مشروطه را برای مخاطب روایت کند.
"آوای تار یحیی" کتابی خوب است که وقت گذاشتن برای خواندن آن مخاطب را پشیمان نمی کند؛ نه می توان کتابی فاجعه و بد دانست و نه یک شاهکار. نقاط قوت و ضعفی دارد که برآیند آنها در مجموع به سمت خوبی می چربد و آن را به اثری تبدیل می کند که قابلیت هدیه و یا پیشنهاد دادن به دیگران را دارد و همین برای نویسنده ای که اولین رمانش را نوشته است کافی به نظر می رسد.
امجدیان در کتاب خود از تجربه سال ها روزنامه نگاری و نویسندگی به خوبی بهره برده؛ متن کاملا خوش خوان و روان است و مخاطب به راحتی پا به پای آن جلو می رود. علیرغم این که شاید سوژه ای مانند یک تارساز چندان جذاب به نظر نرسد اما نویسنده توانسته با پیرنگی مناسب آن را خواندنی کند. داستان کودکی ارمنی که در گذر عمر خود به دختر استادش دل می بازد و در کنار این عشق به دلایل مختلف وارد ماجرای مشروطه می شود جذابیت خوبی برای تشویق مخاطب به خواندن ادامه داستان دارد که "آوای تار یحیی" نیز بر همین استوار است.

عشقی که نویسنده در داستان خود توصیف می کند، کاملا پاک و خالی از جاذبه های شهوانی است با این که "آوای تار یحیی" در صفحاتی چنان دلنشین و عاشقانه می شود که مخاطب دوست دارد چندین صفحه از این عشق زیبا بخواند. امجدیان با این که در رمان خود از ابزار غریزه بهره نبرده اما به زیبایی حرارت عشقی که میان یحیی و "آوا" برقرار شده را منتقل می کند، در "آوای تار یحیی" (که نام کتاب هم تلمیحی به دو شخصیت اصلی کتاب است) ما نه اثری از رابطه نامشروع می بینیم، نه بیان جزئیات اندام دخترک معشوقه(به جز بیان رنگ موهای طلایی او در دوران کودکی) و نه بیان مسائل زناشویی. قدر این نحوه ورود نویسنده به وادی عشق وقتی دانسته می شود که بدانیم کثیری از داستان هایی که متضمن این موضوع بوده اند خواسته یا ناخواسته در جهت تحریک هیجانات جنسی مخاطبین غالبا جوان و نوجوان خود گام برداشته اند و حتی داستان های برخی نویسندگان مذهبی نیز از این مساله خالی نبوده است. امجدیان گویا کتابی نوشته است که بتواند آن را با خیال راحت و بدون شرم برای مطالعه به فرزندانش هدیه دهد؛ همین باعث می شود که بتوانیم آن را به راحتی برای خواندن پیشنهاد کنیم.

توجه به واقعه مهمی مانند مشروطه از دیگر نقاط قوت این کار است. نویسنده به خوبی اهمیت نقل این واقعه مهم تاریخ ایران را درک کرده و خواسته که در قالب یک داستان گوشه ای از مشروطیت را به خواننده اش معرفی کند. برای اغلب ایرانیان نهایت اطلاعات از مشروطه منحصر به چند نام و واقعه است، محمدعلی شاه، ستار خان، باقرخان، شیخ فضل الله و به توپ بستن مجلس! اما این کتاب به مخاطبش افرادی نظیر ظل السلطان، سید جمال واعظ، ملک المتکلمین، میرزا جهانگیر خان و... را نیز می شناساند. خواننده "آوای تار یحیی" در لابلای سطور کتاب به خوبی خفقان دوران مشروطه و جو رعب و وحشت و استبداد را حس می کند، جوی که برادر به برادر و پدر به فرزندش نمی تواند اعتماد کند در جای جای کتاب بر قرار است. ماجرای به توپ بسته شدن مجلس توسط کلنل لیاخوف و اعتماد دسته ای از مشروطه چی ها کاملا باور پذیر و خوب از آب در آمده و حتی اگر کسی به تاریخ مشروطه آشنا نباشد با خواندن این داستان می تواند بفهمد که در آن روزها چه گذشت.

در کنار این نقاط قوت، اما این اثر نقاط ضعفی هم دارد. مهمترین نقطه ضعف کتاب در دل نقطه قوتی است که پیش از این گفتیم! امجدیان هر چند به درستی تشخیص داده که مشروطه موضوع مهمی است و باید به آن پرداخت اما زاویه دیدی که او انتخاب کرده قابل تامل و بحث است. نویسنده روایتی که جریان روشنفکری از مشروطه ارائه می کند را در قالب هنری داستان نویسی خود به مخاطب ارائه می کند بی آن که اثری از جریان دینی در آن ببینیم. "آوای تار یحیی" در بخش هایی تبدیل می شود به نسخه داستانی "تاریخ انقلاب مشروطیت" مهدی ملک زاده می شود "آوای تار یحیی" در نقل ماجرای مشروطه نخواسته و یا نتوانسته است از مشهورات منقول روشنفکری فاصله بگیرد و اغراق نیست اگر بگوییم گاهی بازتولیدی از همین مشهورات شده است.

در کتاب به ویژه در فصول پایانی تاکید خاصی روی شخصیت افرادی مانند ملک المتکلمین شده و او تا سطح مومنی ظلم ستیز و مجاهدی نستوه ارتقا می یابد ایراد این مساله آن است که امجدیان با قلم هنرمندانه خود دست به تطهیر شخصی زده است که در مورد وی باید دست به عصاتر و با تانی بیشتری سخن گفت.

در ماجرای مشروطیت، دغدغه مهمی که بخشی از طیف متدین و مشروعه طلبان داشتند آن بود که انقلاب مشروطه در حال آلوده شدن به لوث وجود فرق ضاله نظیر بابیه و ازلیه و ملحدین و بیگانگان است. اثر این دغدغه را می توان در برخی آثار مرحوم میرزا شیخ فضل الله نوری به خوبی دید اما چه کسانی مگر در لایه های ارشد مشروطه خواهی نفوذ کرده بودند که این دغدغه در بین متدینین به وجود آمده بود؟ آن چه که مسلم است حداقل ملک المتکلمین به همراه عده ای دیگر از یارانش (مانند سیدجمال الدین واعظ) که در کتاب از آن ها به نیکی یاد شده است توسط قشر عظیمی از مومنین به کفر و گرایش به فرقه ضاله بابیه متهم بوده اند.
محمدعلی جمالزاده، نویسنده شهیر ایرانی که فرزند سیدجمال واعظ بوده و در زمان اعدام پدرش در سنین نوجوانی قرار داشته است در کتاب «سر و ته یک کرباس»، ضمن بیان خاطره ای از قیام مردم علیه بابیون در شهر اصفهان صراحتا تصریح می کند که مسملین وی به همراه فرزندان ملک المتکلمین را بابی نامیده و تهدید کرده اند. او در ذکر این واقعه که خود آن را بابی کشون نامیده، می گوید: « در این حیص و بیص در میان جمعیت یک نفر نگاهش به ما افتاد و اتفاقاً ما را شناخت. پرخاش ‌کنان فریاد برآورد که پدرسوخته‌ های سگ ‌توله شما بچه‌ بابی‌ها این‌جا چه گُ.. می‌خورید؟»

مرحوم علی ابوالحسنی(منذر) مورخ محقق معاصر در مقاله "کارنامه ملک المتکلمین ؛ یک بررسی انتقادی" یکی از اتهامات میراز نصرالله ملک المتکلمین را بابی بودن دانسته و می نویسد: فریدون آدمیت از ملک المتکلمین به عنوان فردی «ازلی مشرب» یاد کرده و منگل بیات و منصوره اتحادیه او (و سید جمال واعظ) را از «روحانیون ازلی مسلک و تندرو و مخالف نفوذ مذهب در سیاست» می شمرند که گرچه لباس روحانی داشته و به مبانی اسلامی استناد می کردند، اما هدفشان محدود کردن دخالت علما در سیاست و انجام اصلاحات غیر مذهبی و پذیراندن قوانین اروپایی بود. عین السلطنه نیز مواردی از مخالفت وی با احکام اسلام را آورده است. وی پیش از مشروطه به اتهام «بابیت» و لامذهبی ، با فشار آقانجفی و دیگر علما از اصفهان اخراج شد و ناظم الاسلام کرمانی حضورش در جنبش مشروطه را تلویحا به انگیزه انتقام از علما ربط می دهد. نگارش «رویای صادقه» (بر ضد علمای اصفهان) توسط ملک با کمک کسانی چون میرزا اسدالله نائینی (منشی کنسولگری روس در اصفهان ، و از سران فرقه ازلی) انجام گرفت و چاپ آن نیز به کمک منشی کنسولگری و در روسیه انجام گرفت. روابط مشکوکش با سر اردشیر ریپورتر (مهره فعال بریتانیا در ایران ، و معرف رضاخان برای کودتا به انگلیسی ها) نیز درخور تامل است.

اسدالله‌ فاضل‌مازندرانی‌ از نویسندگان‌ بهایی‌مسلک‌ در کتاب‌ تاریخ‌ ظهورالحق‌ می‌نویسد: «چراغ‌ (با بیان‌ اصفهان) حاجی‌ میرزا هادی‌ دولت‌آبادی‌ و خاندانش‌ شمرده‌ می‌شدند... و از بابیان‌ جدیدالشهره‌ میرزا نصرالله‌ بهشتی‌، ملک‌المتکلمین‌ واعظ‌ که‌ چندی‌ با بهائیان‌ محترم‌ اصفهان‌ نیز جوشید و عاقبت‌ ناطق‌ انقلابی‌ مشروطیت‌ بوده‌ و کشته‌ گشت‌ و شرحی‌ از او و سید جمال‌ واعظ‌ و ناطق‌ انقلابی‌ مقتول‌ دیگر در بخش‌ سابق‌ ذکر شد.» (تاریخ‌ ظهورالحق‌، ج‌ 8، قسمت‌ اول‌، ص‌ 17.)
ملک المتکلمین به قدری مورد تنفر مسلمین قرار داشت که «اولین رساله او به‌نام من الخلق الی الحق در زمان اقامت دو ساله وی در بمبئی با پول تجار بزرگ پارسی (زرتشتی) این شهر چاپ شد که اعتراض شدید مسلمانان بمبئی را برانگیخت و به‌دلیل این اعتراضات ملک‌المتکلمین مجبور به ترک هند و بازگشت به ایران شد.»2
جدای از فساد عقیده ملک المتکلمین، حتی در صدق نیت عدالت خواهی او نیز تردید جدی وجود دارد، مساله ای که متاسفانه باز هم در کتاب به صورت متقنی خلاف آن مطرح شده؛ یعنی میرزا نصر الله بهشتی (ملک المتکلمین) فردی عدالتخواه به تصویر کشیده شده است.

ناظم الاسلام کرمانی در "تاریخ بیداری ایرانیان" بسیار سخت و تلخ بر وی تاخته و در خصوص سودجویی ملک چنین نوشته است: «... ملک‌المتکلمین دلش برای مشروطه نسوخته بود؛ دخل می‌خواست و الا وقت‌کشتن نمی‌گفت اگر شاه مرا نگاه دارد از وجودم نفع خواهد برد و اگر مشروطه‌طلب واقعی بود، برای ظل‌السلطان و سالارالدوله جان نمی‌کند؛ و اگر مشروطه‌خواه بود، در عرض دو سال، بیست هزار تومان ملک نمی‌خرید و کذا سیدجمال... بنده هم به این جهت خیلی کله می‌باشم... با این رفقای منافق نمی‌سازد.» (ناظم الاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان ج ۴، ص ۱۶۲)
به همین دلیل است که مهدی ملک زاده، سناتور دوران پهلوی و فر زند ملک المتکلمین در کتاب "تاریخ انقلاب مشروطیت" به سختی بر ناظم الاسلام کرمانی می تازد و او را به دلیل آن که پدرش را متهم به سودجویی کرده تخریب می کند.

ملک زاده علیرغم تکذیب مدعاهای علیه پدرش، تصریح می کند که در منزل ملک المتکلمین جلسه ای برای حذف فیزیکی شیخ فضل الله نوری تشکیل شد اما او به دلیل تبعات احتمالی این اقدام مانع از آن شد. 3
جدای از مساله برجسته سازی چهره های سکولار و مشکوک جریان مشروطه، عدم پرداختن به جریان مذهبی و دغدغه های آنان از دیگر نقاط ضعف کتاب است که شاید به دلیل عدم ارتباط یحیی تارساز با مذهبیون قابل توجیه باشد اما عدم حضور چهره هایی مانند شیخ شهید و سایر علما در "آوای تار یحیی" نقطه ضعفی است که نمی توان از آن به سادگی چشم پوشید.

عدم پرداخت مناسب و معرفی برخی شخصیت های داستان از جمله دیگر ضعف هایی است که می توان بر "آوای تار یحیی" وارد دانست. "محمد" و "ارغوان" که در آخر رمان به داستان اضافه می شوند خیلی اجمالی و کوتاه به خواننده معرفی می شوند این نقص در رها شدن سرنوشت شخصیت هایی مانند پدربزرگ و عموهای یحیی نیز ملاحظه می شود؛ شاید اگر امجدیان حوصله و صبر بیشتری به خرج می داد و کتابش را مطول تر می کرد این نقیصه نیز بر طرف می شد.

"آوای تار یحیی" در جلد نخست خود دست بر موضوعی حساس گذاشته و سعی کرده نجیبانه عشقی پاک را روایت کند که آن را به اثری قابل تقدیر تبدیل می کند؛ نقاط ضعف کتاب به ویژه در مورد بحث نوع نگاه به مشروطه جدی است اما به نظر می رسد در دو جلد بعدی شاهد داستان هایی قابل دفاع تر و جذاب تر خواهیم بود هر چند جلد نخست این سه گانه نیز به اثری خوب تبدیل شده است.

به نقل از خبرگزاری نسیم

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]