تاریخ انتشار خبر: 29 شهريور 1394 - ساعت 06:25:30
سلمان فارسی

سلمان فارسی

در این کتاب از یک قهرمان برگزیده مسلمان سخن به میان آمده است، از سلمان فارسی،یار ممتاز و عالی‌رتبه پیامبر(ص). نویسنده این اثر، در آثار مختلف اسلامی به کاوش پرداخته و این کتاب محصول مطالعات تاریخی اوست که اینک به صورت کارنامه خواندنی و درخشان از یک شخصیت بزرگ مسلمان می‌شود.


پاکی و صداقت و فداکاری‌های خالصانه سلمان فارسی سبب شد تا از نزدیک‌ترین یاران پیامبر(ص) شود، به‌طوری که ایشان درباره او فرمود: «سلمان منا اهل‌البیت». اثر حاضر، شرح حال این مرد بزرگ را بر اساس منابع معتبر، به تفصیل بررسی کرده است.

در این کتاب از یک قهرمان برگزیده مسلمان سخن به میان آمده است، از سلمان فارسی، از سلمان محمدی(ص)، یار ممتاز و عالی‌رتبه پیامبر(ص). نویسنده این اثر، در آثار مختلف اسلامی به کاوش پرداخته و این کتاب محصول مطالعات تاریخی اوست که اینک به صورت کارنامه خواندنی و درخشان از یک شخصیت بزرگ مسلمان می‌شود.

خواندن این سرگذشت تاریخی برای ملت ایران، بیشتر از دیگران درخور مطالعه و دقت است، چون در روزگاری که فضای وطن ما را اوهام و خرافات مجوسیت و آتش‌پرستی فراگرفته و تاریک ساخته بود، اول کسی که سد رویاپرستی و خیال‌پروری و تبعیض‌نژادی را در هم شکست و شجاعانه و آزادانه برای یافتن یک مذهب واقعی و آرامش‌آفرین قدم استواری برداشت، سلمان فارسی ایرانی بود. از این نظر لازم است درباره این شخصیت فوق‌العاده که بیش از دو قرن زندگی کرد و اکنون حدود 18 قرن از آغاز زندگی او می‌گذرد، عمیق‌تر مطالعه کنیم.

در کتاب‌های تاریخی درباره این که سلمان از کدام یک از شهر‌های ایران بوده است، غوغایی می‌یابیم که مورخان در میدان تاریخ به پا کرده‌اند! گروهی او را اصفهانی دانسته، برخی وی را شیرازی خوانده و احیانا عده‌ای هم نوشته‌اند: قهرمان کتاب ما، از سرزمین‌های اهواز، شوشتر، رامهرمز و بهبهان برخاسته است و کسانی هم خواسته‌اند اصلا وجود چنین شخصی را در تاریخ اسلام انکار کنند!

محمدبن عبدالبر، مورخ بزرگ اسلامی می‌نویسد: «سلمان اصالتا از رامهرمز فارس، از قریه‌ای که آن‌را "جی" می‌نامیدند می‌باشد و بعضی هم او را اصفهانی معرفی کرده‌اند». نویسنده کتاب «قاموس‌الرجال» در مورد اصالت سلمان اظهار نظری نکرده، بلکه با تردید این‌گونه نوشته است: «سلمان یا از شیراز یا اهل رامهرمز یا شوشتر و یا قریه "جی" در اصفهان می‌باشد». بعضی هم گفته‌اند: وی اهل بهبهان بوده است.

براساس نظر نویسنده کتاب حاضر، آنچه قفل این مشکل را می‌گشاید و شعله این جدال را خاموش می‌کند ،این است که بگوییم: پ«در و مادر سلمان از اصفهان بوده‌اند و سپس به کازرون رفته و در آ نجا زندگی خویش را آغاز کرده است، زیرا در متون تاریخی سخن از اصفهانی بودن سلمان زیاد آمده و آنگاه هم که سلمان به حریم اسلام قدم می‌گذارد، وقتی رسول خدا(ص) به او دستور می‌دهد تا سرگذشت خود را بیان کند، وی ضمن توضیحات زیادی می‌گوید: من مردی پارسی، اهل اصفهان از قریه‌ای که آن را "جی" می‌نامند می‌باشم». از طرف دیگر در تاریخ می‌خوانیم که رسول خدا(ص) نامه دامنه‌داری برای برادر و بستگان سلمان به کازرون می‌نویسد و اعلام می‌دارد که: مردم، خاندان سلمان را مورد تکریم و احترام قرار دهند.

روی این حساب، سلمان هم اصفهانی بوده، چون در آنجا متولد شده و می‌زیسته، و بعد هم چون برادر و بستگان او به کازرون رفته‌اند و اعضای خانواده وی در کازرون می‌زیسته‌اند، می‌توان سلمان را هم اهل کازرون دانست. بنابراین سلمان اصالتا اهل اصفهان بوده، بعد به کازرون هجرت کرده، برادر و خانواده وی هم به آنجا مهاجرت نموده‌اند و شاید هم او برای مدتی به شیراز و اهواز و شوشتر و بهبهان و رامهرمز که در تاریخ آمده مهاجرت داشته، و شاید هم آن روز به همه مناطق، شیراز اطلاق می‌شده است.»

آنچه مسلم است، سلمان، مسلمانی رشید و ممتاز و سرسلسله تمام یاران پیامبر اسلام(ص) بوده است و به قول خودش «سلمان فرزند اسلام است.»

مصطفی زمانی، در مقدمه‌ای که بر کتاب حاضر نوشته‌اند، درباره اولین مسلمان ایرانی می‌نویسند: «اگرچه علی‌بن ابی‌طالب(ع) تا آنجا مورد توجه ایرانیان قرار گرفت که چند مرتبه آن حضرت را برای تدریس در دانشگاه جندی‌شاپور دعوت کردند، و اگرچه ایرانیان آنقدر علاقه به خاندان رسالت پیدا کردند که علی(ع) و همچنین از امام حسین(ع) چندین مرتبه دعوت کردند که حکومت ایرانیان را بپذیرند و برای ریاست بر ایرانیان به ایران سفر کنند، و اگرچه مقام ایرانیان مسلمان به آنجا رسید که در وزارت دارایی مسلمانان دارای مقامات عالی گردیدند، زیرا ایرانیان در کار اسلحه‌سازی، خدمات شایانی به مسلمانان کردند، اما تمام این توجهات ایرانیان به اسلام و مسلمانان و خاندان رسالت(ع) و نفوذ در میان مسلمانان، پس از مسلمان شدن ایرانیان بود.

آری، اولین ایرانی که برای شناسایی خدای یکتا و فرار از ظلم و ستم و بیدادگری بار سفر بست و به سیاحت و مسافرت پرداخت، سلمان فارسی بود.

با توجه به هدف سلمان فارسی درک می‌کنیم که، اگر آن همه رنج و ناراحتی را مشاهده کرد، در راه هدف عالی و الهی او ارزش داشته است و برای همین ارزش فکر و هدف اوست که رسول اکرم(ص) و خاندانش سلمان را به بزرگی یاد می‌نمودند و از او احترام می‌کردند.»

کتاب حاضر در 16 فصل سامان یاقته که عناوین شانزده‌گانه آن از این قرارند: ...از کلیسا تا آغوش اسلام، شخصیت ماندگار، فضایل و مناقب درخشان، حکمت و فقاهت، در ماجرای بیعت، در محضر علی(ع) و فاطمه(س)، قرآن و سلمان، سخنان حکیمانه و روش‌های سازنده، روایات سلمان، کتاب سلمان با خبر جاثلیق، در جبهه‌های جنگ، داستان‌ها و سرگذشت‌ها، کرامات اعجاز‌گونه، استاندار مدائن، زن و فرزندان، آخرین سفر.

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]