تاریخ انتشار خبر: 10 آبان 1394 - ساعت 10:29:54
من میگویم، شما بگریید

من میگویم، شما بگریید

یکی از مهم‏ترین امتیازات این گزیده آن است که گردآورنده خود تاکنون اشعار آیینی و عاشورایی زیبایی سروده و از سرآمدان شعر آیینی معاصر است و بنابراین شناخت کافی و ذوق سلیم او در به‏گزین کردن آثار سبب شده مجموعه‏‌ای کم‏‌نظیر در اختیار مخاطبان قرار گیرد.

من میگویم، شما بگریید

علیرضا قزوه

سوره مهر

«من می‏گویم شما بگریید» گزیده‏ای است از ارجمندترین مراثی عاشورایی در قوالب کهن(مثنوی، غزل، ترکیب‏بند، رباعی و...)  که به حق تعدادی از آنها از جمله شاهکارهای شعر آیینی در زبان فارسی هستند. این مجموعه به کوشش علیرضا قزوه شاعر نام‏آشنای کشورمان و انتشارات سوره مهر فراهم آمده است.

نام کتاب مصرعی است از مثنوی عاشورایی سیف فرغانی -شاعر هم‏عصر سعدی- به مطلع (ای قوم در این عزا بگریید / بر کشتۀ کربلا بگریید). این اثر، در طلیعۀ آثار مجموعه و به عنوان نخستین شعر آمده است.

این مجموعه از ب‏هم پیوستن پنج فصل با عنوان‏‌ها و موضوعات زیر شکل گرفته است:

فصل اول: این حسین کیست؟ (با کربلا، با حسین علیه‏السلام).

فصل دوم: ای پدر جان همرهان بستند بار... به شهیدان هاشمی (حضرت علی اصغر،حضرت علی اکبر و حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام).

فصل سوم: نالۀ عشق است و آتش می‏زند (دمی با اصحاب وفادار امام).

فصل چهارم: گودال قتلگاه پر از بوی سیب بود (یک شب و روز عاشورا).

فصل پنجم: زینب اسیری رفت و ما بر جای بودیم (بعد از عاشورا).

عنوان هر کدام از این فصل‏‌ها مصرع برگزیده‏‌ای است از یکی از آثاری که در آن بخش آمده و در هر فصل اشعاری متناسب با عنوان و موضوع آن گنجانده شده است.

در این کتاب با نام شاعران فراوانی مواجه می‏شویم. اشعاری از مولانا جلال الدین بلخی، سیف فرغانی، محتشم کاشانی، وصال شیرازی، عمان سامانی و... از قدما و همچنین اقبال لاهوری، محمدحسین شهریار، محمدتقی نیّر تبریزی، مشفق کاشانی، سیدعلی موسوی گرمارودی، حمید سبزواری، محمود شاهرخی، علی معلم دامغانی، علی انسانی، محمدجواد غفورزاده(شفق)، حبیب‏اله چایچیان، حسین منزوی، قیصر امین پور، سیدحسن حسینی، قادر طهماسبی، یوسفعلی میرشکاک، محمدعلی مجاهدی، احمد عزیزی، علیرضا قزوه، غلامرضا سازگار، زکریا اخلاقی، مرتضی امیری اسفندقه، سعید بیابانکی، محمدسعید میرزایی و... از معاصران زینت‏بخش صفحات این مجموعه بوده است.

یکی از مهم‏ترین امتیازات این گزیده آن است که گردآورنده خود تاکنون اشعار آیینی و عاشورایی زیبایی سروده و از سرآمدان شعر آیینی معاصر است و بنابراین شناخت کافی و ذوق سلیم او در به‏گزین کردن آثار سبب شده مجموعه‏‌ای کم‏‌نظیر در اختیار مخاطبان قرار گیرد.

از دیگر نکات قابل توجه دربارۀ این مجموعه دور بودن اشعار و مراثی از عبارات ناهمخوان با مقتل‏‌های مورد وثوق و مبرا بودن آنها از مبالغه‏‌گویی‏‌های گزاف و هم‏چنین آفت‏هایی است که  در سال‏های اخیر دامن‏گیر بخشی از شعر آیینی ما شده است. به همین جهت این کتاب می‏تواند به عنوان یکی از منابع اصلی و جدی مورد توجه خطیبان، ذاکران و مداحان اهل بیت قرار گیرد. همچنانکه تاکنون نیز همینطور بوده است.

با سیر در آثار کتاب و با توجه به آنکه اغلب آنها در عصر حاضر و بعد از انقلاب اسلامی سروده شدهاند درمییابیم که شاعران این اشعار با ارادت خاص به سالار شهیدان و خاندان و یاران ایشان و بهرهگیری از ذوق فرهیختۀ خویش لحظات و دقایقی از واقعۀ عظیم کربلا را به تصویر کشیده‌اند که پیش از این در تاریخ شعر فارسی به آنها پرداخته نشده بود. از این حیث نیز گرد هم آوردن چنین گزیدهای با این همه آثار درخور و ارجمند، خود قابل توجه و ارزشمند است.

نمونه شعر:

نی نامه

 

خوشا از دل نم اشکی فشاندن

به آبی آتش دل را نشاندن

خوشا زان عشقبازان یاد کردن

زبان را زخمه فریاد کردن

خوشا از نی، خوشا از سر سرودن

خوشا نی‌نامه‌ای دیگر سرودن

نوای نی‌، نوایی آتشین است

بگو از سر بگیرد، دل‌نشین است

نوای نی نوای بی‌نوایی‌ست

هوای ناله‌هایش نینوایی‌ست

نوای نی دوای هر دل تنگ

شفای خواب گل، بیماری سنگ

قلم تصویر جانکاهی‌ست از نی

علم تمثیل کوتاهی‌ست از نی

خدا چون دست بر لوح و قلم زد

سرِ او را به خط نی رقم زد

دل نی ناله‌ها دارد از آن روز

از آن روز است نی را ناله پرسوز

چه رفت آن روز در اندیشه نی

که این‌سان شد پریشان بیشه نی؟

سری سرمست شور و بی‌قراری

چو مجنون در هوای نی‌سواری

پر از عشق نیستان سینه او

غم غربت غم دیرینه او

غم نی بند بند پیکر اوست

هوای آن نیستان در سر اوست

دلش را با غریبی، آشنایی‌ست

به هم اعضای او، وصل از جدایی‌ست

سرش بر نی، تنش در قعر گودال

ادب را گه الف گردیده، گه دال

ره نی پیچ و خم بسیار دارد

نوایش زیر و بم بسیار دارد

سری بر نیزه‌ای، منزل به منزل

به همراهش هزاران کاروان دل

چگونه پا ز گل بردارد اشتر

که با خود باری از سر دارد اشتر؟

گران باری به محمل بود بر نی

نه از سر، باری از دل بود بر نی

چو از جان پیش پای عشق سر داد

سرش بر نی نوای عشق سر داد

به روی نیزه و شیرین زبانی!

عجب نبود ز نی شکر فشانی

اگر نی پرده‌ای دیگر بخواند

نیستان را به آتش می‌کشاند

سزد گر چشم‌ها در خون نشینند

چو دریا را به روی نیزه بینند

شگفتا بی‌سر و سامانی عشق!

به روی نیزه سرگردانی عشق!

ز دست عشق در عالم هیاهوست

تمام فتنه‌ها زیر سر اوست

قیصر امین پور

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]