تاریخ انتشار خبر: 15 دي 1394 - ساعت 20:00:00
نگاهی به کتاب پدر چرا توی خانه مانده است

نگاهی به کتاب پدر چرا توی خانه مانده است

داستان پدر چرا توی خانه مانده است از این قرار است که، شخصیت اصلی داستان که احتمالا راوی خاطرات برای نویسنده نیز بوده است، در پی دستگیری های نیروهای امنیتی رزیم شاهنشاهی که در آن همسایگان و افراد ذکور فعال در گروه های ضد رژیم را دستگیری می کرده اند و در پی این دستگیری ها ...

داستان کتاب شک بر گرفته از یک مستند خاطره نگارانه است، البته نویسنده اشاره نمی کند که این داستان را از طریق چه منبعی و به شیوه ای در یافت کرده است شاید بخشی از خاطرات شفاهی یک کودک سالهای اوایل پیروزی انقلاب بوده باشد شاید بخشی از خاطرات شفاهی یک نوجوان سالهای اولیه پیروزی انقلاب اسلامی بوده باشد و یا شاید بخشی از دست نوشته های فرد دیگری که خود در این ماجرا در نقش یکی از شخصیت های داستان حضور داشته است.

به هر شکل داستان پدر چرا توی خانه مانده است با توجه به‌عنوانی که نویسنده برای آن مشخص کرده است تا حدودی داستان را برای ما مشخص می‌کند. سمت و سوی اثر بیشتر با استفاده از مبانی خلاصه نگاری و داستان های عامه پسند است، اما در مطالعه ی کتاب متوجه می شویم نویسنده سعی دارد داستان خود را از یک نوع ارائه ی ساده و بی پیرایه تبدیل کند به اثری با بن مایه های فکری و فلسفی. هر چند مخاطب اثر را گروه کودک و نوجوان تشکیل می دهد اما تعابیری در داستان یافت می‌شود که می توان آنها را به نوعی نمادگرایی عامیانه که به قدر فهم و درک خواننده بستگی دارد دانست, به عبارت دیگر نویسنده هنگامی که می خواهد داستان خود را به روش های مختلف برای خواننده جذاب و شنیدنی کند، به گونه ای از این شبیه سازهای واژگانی استفاده می‌کند و در واقع از نماد های ساده و قابل درک برای مخاطب گروه سنی کودک و نوجوان استفاده می‌کند.

تعبیر انسانهای کوچه ی مجاهدین به موش های ترسو و کوچک که از ترس گربه های محله و برای فرار از چنگال آنها بسیار آهسته رفت و آمد می‌کنند و نماد گربه در این داستان، نماد افراد ساواک و یا نیروهای امنیتی رژیم شاهنشاهی است و نماد موش نماد انسان های بی گناهی است که توسط این گروه از افراد مورد ضرب و شتم قرار می گیرند و آذار می بینند. روند داستان از ابتدا با شیبی ملایم به سوی اوج پیش می رود و نویسنده سعی داشته است اوج و پایان داستان خود را در یک نقطه به هم برساند، اما به نظر راقم این سطور فاصله ی کوچکی میان اوج داستان کتاب با پایان کتاب وجود دارد. اوج داستان آنجایی است که علی، که شخصیت اصلی این داستان می باشد، در اتاق کوچکی ایستاده است و در ذهن خود تفکراتی را مرور می‌کند. در این میان پایان داستان در عین حال که چندان با واژگان و فضای خوش تمام نمی شود اما در ذهن مخاطب این فضا و داستان تاثیر چندانی نداشته است.

در پایان نویسنده فضای وحشت آوری را از صحنه های ضرب و شتم پدر علی به دست ماموران امنیتی به دست مخاطب می دهد و در عین حال این نکته را به خواننده القا می‌کند که این پایان برای قهرامان اصلی داستان خوش و قابل قبول می باشد، برای خواننده و مخاطب نیز باید این چنین نمود پیدا کند. داستان پدر چرا توی خانه مانده است از روندی ساده پیروی می‌کند که از ابتدا با یک مقدمه چینی ساده آغاز می‌شود و در ادامه به یک اوج قابل درک رسیده و بلافاصله پایان می یابد، که در آن تکنیک های نگارشی داستان کوتاه نیز به خوبی رعایت شده است. قصه خلاصه و در عین حال قابل درک و قابل لمس است.
شخصیت ها با توجه به حجم داستان که بسیار زیاد هستن، اما به خوبی توصیف شده و برای خواننده شخصیت نا معلومی وجود ندارد و در عین حال درجه ی نقش ها نیز رعایت شده است و به تعداد گفت و گو هایی که میان این شخصیت ها صورت می پذیرد توجه شده است. بیشتر بار داستان به دوش شخصیت علی که قهرمان اصلی داستان است می باشد و در عین حال بخش عمده ای از موقعیت های داستانی، نه در دنیای واقعیت بلکه در ذهن شخصیت علی اتفاق می افتد. از آن جمله اوج داستان که در آن کاملا با فضای ذهنی روبرو هستیم.

خلاصه ی داستان پدر چرا توی خانه مانده است؟ از این قرار است که، شخصیت اصلی داستان که احتمالا راوی خاطرات برای نویسنده نیز بوده است، در پی دستگیری های نیروهای امنیتی رزیم شاهنشاهی که در آن همسایگان و افراد ذکور فعال در گروه های ضد رژیم را دستگیری می کرده اند و در پی این دستگیری ها شخصیت علی متوجه می‌شود که پدر علی آخرین فردی است که توسط نیروهای امنیتی دستگیر نشده است، او شک می‌کند که پدرش جزو افرادی است که با رژیم همکاری کرده است. از رفتار و گفتار دوستان و همسایگان خود نیز به این موضوع بیشتر شک می‌کند. در پایان داستان که شخصیت علی در میان یک دودلی بزرگ قرار گرفته است متوجه می‌شود که پدر او یکی از مبارزان علیه رژیم است و در نهایت از سوی نیروهای امنیتی دستگیر می‌شود و در اینجا شخصیت علی متوجه می‌شود که پدر او نیز یکی از مبارزان گروه های مخالف رژیم است و خیانت به هم محله ای های خود نکرده است.

در خلال این داستان که خلاصه ی آن را ذکر کردیم، شرح وقایع به دلیل ایجاد نوعی تعلیق با حساسیت قابل توجه ی صورت گرفته است. به تعبییر دیگر نویسنده تیین می‌کند چه نوع وقایعی را در کنار قرار دهد تا از میان آنها بتواند حداکثر تعلیق را در ذهن مخاطب ایجاد کند. شگرد ها و فنون به کار رفته در ایجاد این تعلیق استفاده از اطلاعات ناقص که هم شخصیت اصلی کتاب به مخاطب ارائه می‌شود و هم نویسنده عمدا با پر و بال دادن به شایعاتی که حول و حوش پدر علی در محله وجود دارد این گمان را در ذهن مخاطب خود نیز ایجاد می‌کند که این فرد نیز از افراد خائن و مبارزین است.

نام گذاری کوچه ی محل زندگی شخصیت اصلی کتاب به‌عنوان کوچه ی مجاهدین یکی دیگر از نشانه های ایجاد نوعی تعلیق در ذهن مخاطبان است. در واقع هنگامی که شخصیت اصلی به خائن بودن پدرش شک می‌کند، خواننده و مخاطب نیز به همان میزان به این موضوع شک کرده و نوعی همزاد پنداری به وجود می آید. شاید در ابتدا مخاطب ارتباط گرمی با شخصیت اصلی پیدا نکند، اما به مرور که این داستان پیش می رود این ارتباط تنگاتنگ تر می‌شود. به نظر می رسد نویسنده سعی داشته است با آوردن برخی نمادهای آن برهه ی تاریخی حال و هوای داستان خود را با زمان وقوع این قصه هماهنگ و همساز سازد.

هنگامی که نویسنده از جملاتی مانند سیم کشی کردن قفس قناری و ساختن ماشین چوبی توسط کودکان محل سخن به میان می آورد در واقع بازگو کننده فضای اجتماعی برهه ای از تاریخ انقلاب اسلامی را یادآور می‌شود. خاطرات و مصاحبه های صورت گرفته و در عین حال اطلاعتی که خود نویسنده به واسطه ی حضور در آن فضا داشته است، کمک شایانی به ایشان کرده است که فضای داستان خود را تا حد زیادی به واقعیت نزدیک کند. درون مایه ی اثر با موضوعات و مضامین انقلابی و اجتماعی که حول و حوش وقایع و حوادث انقلاب اسلامی رخ داده است هماهنگی کاملی دارد.

هر چند نویسنده اشاره مستقیمی به این نکته نمی کند که پدر علی و دیگر کودکان در چه نوع مبارزه ای با رژیم دستگیر و زندانی می شوند و یا زمان دستگیری آنها در چه برهه ای از تاریخ پیش از پیروزی انقلاب اسلامی است. اما در اثر حاضر ما به خوبی با مضامین انقلابی و مبارزه علیه ظلم و ستم به خوبی آشنا می شویم و درک می‌کنیم که توصیفات نویسنده در پی به دست آوردن حداکثر توفیق برای همراهی مخاطبانی است که زمان وقوع این حوادث را درک نکرده اند و تنها از طریق شنیده ها و خوانده هایشان می تواند با آن فضا ارتباط برقرا کند. در واقع نویسنده میان کودکان پیش از انقلاب و کودکان حال یک پل ارتباطی برقرار می‌کندکه این این امر سبب می‌شود مخاطبان فعلی فضای داستان کتاب را درک کنند.

موثر بودن این ترفند از آنجایی مشخص خواهد شد که مخاطبان اثر از آن استقبال چشمگیری نمایند. اما نویسنده از بازگو کردن اطلاعات تاریخی در داستان سر باززده است که می توان این عمل او را به‌عنوان یک ترفند هوشمندانه به حساب آورد. زیرا در داستان های کوتاه آن چیزی که از اهمییت بیشتری نسبت به داستان های بلند و نیمه بلند برخوردار است، اهمییت به اصل داستان و پالوده تر کردن بن مایه ی تشکیل دهنده ی داستان است. اگر نویسنده می خواست اطلاعات تاریخی را در زمان مشخصی که داستان در آن اتفاق افتاده است مشخص و معین سازد، می بایست بخشی از اثر خویش را به آن اختصاص می داد، اما نویسنده با هوشمندی تمام موقعیت زمانی و مکانی وقوع داستان را تا حدود زیادی پنهان نگه می دارد و تنها با یک اشاره ی کوتاه که به طور ضمنی در داستان وجود دارد خواننده به این نتیجه می رسد که این واقعه در سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی رخ داده است.

توصیف ظریف که از خاطرات تاریخی کودکان آن برهه ی تاریخی به وجود آمده است، قدرت نویسنده را در تحلیل وقایع پس از سالها که از وقوع آنها می گذرد را نشان می دهد. ساده نویسی و خلاه گویی اثر حاضر یکی از نقاط قوت داستان است. نویسنده در توضیحات خود به خوبی از یاده گویی پرهیز کرده است و بیشترین تلاش خود را برای ارتباط دادن ذهن مخاطبان با فضای کلی داستان به کار برده است. شخصیت سازی فضای داستان ساده و در عین حال قابل قبول است، به گونه ای که مخاطب به راحتی می تواند با شخصیت اصلی داستان هم زاد پنداری مناسبی داشته باشد.
ارتباط میان مخاطب و داستان از طریق نویسنده صورت می گیرد که با انتخاب آگانه خود زوایا و حاشیه داستان را به نفع اصل داستان رها کرده است. دیدگاه نویسنده و شخصیت های کتاب دو دیدگاه متفاوت نیستند، بلکه این شخصیت ها هر دو در چند مفهوم عمده با یکدیگر هم عقیده و هم نظر هستند. هر چند که شخصیت های کتاب واقعی می باشند، اما چون نویسنده سعی کرده از زمان و مکان وقوع حوادث سر باز زند می توان گفت که نزدیک شدن مخاطب با شخصیت اصلی کار مشکلی است، او فقط می تواند با فضای داستان ارتباط مناسبی پیدا کند و تنها می توان به این نکته اشاره کرده که شخصیت های اصلی داستان به احتمال حتم به یقین از دنیای واقعی سرچشمه گرفته شده اند.

کتاب پدر چرا در خانه مانده است؟ اثری قابل قبول و مورد توجه است که برای مخاطبان کودک و نوجوان بسیار قابل استفاده است و نویسنده ی آن تلاش بسیاری برای همراه سازی مخاطب خود با داستانش کرده است. در پایان با تشکر از نویسنده ی فقید و ناشر گرانقدر این اثر امیدواریم در آینده ی نزدیک کتب دیگر این مجموعه آماده چاپ شده و در دسترس علاقه مندان قرار گیرد.

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]