تاریخ انتشار خبر: 20 دي 1394 - ساعت 18:39:13
باباطاهر

باباطاهر

پورجوادی در این کتاب که به نیت روشن ساختن وجوه عرفانی و فلسفی زندگی و اشعار باباطاهر تألیف کرده؛ در شش فصل کوشیده با اتکاء به منابع تازه یاب و نیز بهره بردن از منابع پیشین و با استفاده از رویکرد تاریخ‌نگارانه علمی به غبار روبی از چهره باباطاهر پرداخته است.

بابا طاهر
(شرح احوال و نگاهی به آثار؛ ابو محمد طاهر جصاص همدانی)
 نصرالله پورجوادی

فرهنگ معاصر

شاید باباطاهر عریان به شهرت حافظ و یا فردوسی نباشد، اما اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان نامش را شنیده‌اند و او را به عنوان شاعر و عارف همدانی که دو بیتی‌های عاشقانه می‌سروده می‌شناسند. چنین تصوری در مورد او آنقدر در اذهان نهادینه شده است که اگر (فی المثل) از قول نگارنده بخوانید که این دو بیتی‌ها سروده باباطاهر نبوده‌اند، شکی نیست که به سلامت عقل نویسنده این سطور شک خواهید کرد! اما وقتی اشعار منسوب به ابوالسعید ابوالخیر پس از قرنها، سرانجام در سده اخیر به طور جدی محل تردید قرار می گیرند؛ چنین فرضی درباره باباطاهر نیز چندان دور از ذهن به نظر نمی‌رسد. حقیقت این است که گاه وقایع تاریخی در اصل آنگونه هستند که می‌توانند تا همین اندازه باورهای نهادینه شده در ذهن ما را به چالش بکشند.

اهمیت مجموعه تاریخ اندیشه (عرفان و ادبیات ایرانی) که به همت نشر فرهنگ معاصر و زیر نظر استاد نصرالله پورجوادی منتشر می‌شود، دقیقا به همین دلیل است. چرا که رویکرد علمی حاکم بر این مجموعه به نتایجی انجامیده که پاره‌ای باورهای تاریخی خواننده را به چالش کشیده و او را دعوت به بازاندیشی دوباره در این حوزه می‌کند.

«باباطاهر» (ابومحمد طاهر جصاص همدانی) سومین اثر از این مجموعه، به شرح احوال و نگاهی به آثار این چهره نام آشنا اختصاص یافته است. محتوای ارزنده و غنی این کتاب (همچون دیگر پژوهش‌های منتشر شده توسط پورجوادی)، از آن روست که  برپایه رویکردی در تاریخ‌نگاری نوشته شده است که لااقل تا دو سده پیش از این نمونه‌ای در تاریخ اندیشه ایرانی نداشته و از آن تاریخ به این سو نیز نمونه های آن چندان پر شمار نبوده‌اند.

استاد پورجوادی در مقدمه کتاب حاضر کوشیده با پرداختن بر غیاب تاریخ‌نگاری علمی، به ویژه در حوزه تاریخ اندیشه ایرانی و هم چنین تاریخ دین، بر اهمیت استفاده از این شیوه علمی که می تواند ما را به دریافت هایی کاملا متفاوت اما استوار بر واقعیت برساند، تاکید داشته باشد.

گام نخست در این راستا، آشنا شدن مخاطب با تاریخ ارشادی و تفاوت آن با تاریخ علمی است. وقتی تفاوت میان این دو رویکرد در تاریخ‌نگاری آشکار شود که یکی (تاریخ ارشادی) شیوه مرسوم  و متقدم در تاریخ‌نویسی این دیار بوده و دیگری (تاریخ علمی) پدیداری تازه در یکی دو سده گذشته محسوب می شود؛ درک تفاوت نتایج میان این دو رویکرد در تاریخ نگاری نیز قابل فهم خواهد شد.

شکی نیست که در گذشته نگاه تاریخی به زندگی بزرگان و پیشوایان دین وجود داشته است، اما اغلب این مطالعات در وقایع تاریخی و زندگی پیشوایان دینی به منظور آشنایی با روشی در زندگی‌ بوده که در انطباق با ارزش های دینی قرار داشته است. راه دور اگر نرویم در کنار قرآن، حدیث و سنت نیز از منابع مهم برای درک راه و روش صحیح در مسائل گوناگون دینی بوده. بنابراین روایت کنندگان اغلب کوشیده‌اند از این طریق سرمشق هایی برای مسلمانان ارائه کنند. در مورد پیشوایان دین و مشایخ صوفیه نیز این اشارات منجر به کسب معرفتی بوده که باید به رسیدن به حال یا دگرگونی باطنی می‌انجامیده است. این نوع از تاریخ در زبانهای فرنگی تاریخ مقدس خوانده می شود که استاد پورجوادی عنوان تاریخ ارشادی را در فارسی برای آن پیشنهاد کرده اند که حقیقتا معادلی بسیار گویاست.

مورخانی که چنین رویکردی را اتخاذ می کنند اغلب از روایت هر آنچه فاقد سرمشق و یا عبرتی بوده صرف نظر می‌کرده‌اند. در واقع حتی اگر بپذیریم که این قسم تاریخ‌نگاران برای حصول نتیجه مورد نظر خود، دخل و تصرفی در تاریخ نکرده باشند نمی‌توان از اینکه انتخاب گزینشی آنها صرف نظر کرد. از همین روست که امروزه بسیاری از گزارش های موجود درباره تاریخ دین و تاریخ تصوف را نمی‌توان با اطمینان خاطر مطالعه کرد.
 
دکتر نصرالله پورجوادی در سومین کتاب از مجموعه تاریخ اندیشه، به سراغ باباطاهر رفته است که از چهره‌های معروف تاریخ تصوّف در ایران است؛ اما برخلاف تصور عامه مردم چهره واقعی این شخصیت از جنبه های گوناگونی تاكنون در هاله‌ای از ابهام بوده است. این ابهام هم در زندگی و هم در آثار و هم از منظر جایگاه او به عنوان یکی از پیشوایان تصوف، وجود داشته است.

البته بابا طاهر در میان ایرانیان بیش از آن كه به عنوان صوفی شناخته شود به عنوان شاعر معروف بوده است امّا هنوز در مورد شاعری او هیچ حكم قطعی نمی‌توان صادر كرد. برخی او را قدیمی‌ترین شاعر صوفی، در زبان پارسی می‌دانند و برخی هم هیچ ‌یك از اشعار منسوب به او را اصیل نمی دادند.

 ابهام در مورد باباطاهر تنها معطوف به اشعار یا آثار او نیست، بلکه دامنه آن تا زندگی او نیز گسترده شده است تا آنجا که برخی دو طاهر را در این مقطع زمانی شناسایی کرده‌اند، یکی طاهر جصاص و دیگری بابا طاهر. نصرالله پورجوادی در این کتاب کوشیده با رویکردی تاریخی و البته علمی به زندگی، آثار و آرای باباطاهر پرداخته و در یک بستر تاریخی وجوه ناشناختۀ باباطاهر را مورد توجه قرار داده و با کنار هم قراردادن منابع مختلف آنها را از ابهام خارج می سازند.

پورجوادی در این کتاب که به نیت روشن ساختن وجوه عرفانی و فلسفی زندگی و اشعار باباطاهر تألیف کرده است. در شش فصل کوشیده با اتکاء به منابع تازه یاب و نیز بهره بردن از منابع پیشین و با استفاده از رویکرد تاریخ‌نگارانه علمی به غبار روبی از چهره باباطاهر پرداخته است.

پورجوادی در مقدمه این کتاب و نیز فصل نخست آن با طرح بحث تاریخ نگاری ارشادی به ویژه در حوزه تصوف به ردیابی چهره باباطاهر در این قسم منابع تاریخی پرداخته و در فصل اول با مروری بر گزارش های تاریخی گوناگون، چهره افسانه‌ای باباطاهر را پیش روی خواننده کتاب قرار می دهد. در فصل دوم به رابطه طاهر و عین القضات همدانی می پردازد. پورجوادی همچنین از ماجرای طاهر جصاص همدانی که برخی آن را طاهری دیگر می‌دانسته اند، راز گشایی کرده و بر این مهم تاکید می کند که تنها یک طاهر وجود داشته و نه بیشتر.


سبک علمی پژوهش پورجوادی همانند دو کتاب دیگر علاوه بر نثر غنی و پاکیزه با بیانی موجز و روشن همراه است. پورجوادی به اغلب وجوه مهم زندگی بابا طاهر پرداخته است؛ ملاقاتش با ابن سینا، شغل گچ‌کاری او، ویژگی های ادبی آثارش به عنوان نویسنده و شاعر و مهمتر از همه بررسی باباطاهر به عنوان یک عارف و پرداختن به کتاب او در علم تصوف و نهایتا سبک و سنگین کردن مسئله اشعارش و بررسی احتمال شاعری اش و اشعار منسوب به او و... سخن گفته است؛ اما او در به سامان رساندن پژوهشی تا این اندازه پرمایه، از زیاده‌گویی پرهیز کرده و در هر موضوع و بحثی بقدر کفایت سخن گفته است و از درازگویی هایی که اغلب ویژگی پژوهش‌های غیرعلمی‌ست دوری جسته و نتیجه آنکه پورجوادی پس از تصویر کردن بابا طاهر افسانه‌ای در ابتدای کتاب، به تدریج با پس زدن این وجوه افسانه ای تصویر واقعی بابا طاهر را از دل پژوهش خود بیرون کشده و در برابر مخاطب قرار داده است.

افزون برآنچه گفته شد، کتاب حاضر (همانند دو کتاب پیشین این مجموعه) می تواند الگویی کارآمد برای مخاطبان جوان در راستای آموختن نحوه انجام پژوهش های تاریخی علمی باشد.

به نقل از الف

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]