تاریخ انتشار خبر: 03 بهمن 1394 - ساعت 15:15:58
نگاهی به کتاب «آموزش عقاید» آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

نگاهی به کتاب «آموزش عقاید» آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

این کتاب از کتب کلامی است که در آن برای اثبات مطالب هم از دلائل عقلی متقن و هم از دلائل قرآنی و روایی استفاده شده است.

شرایط خاص نگارش کتاب اصول عقاید

با توجه به اینکه عقاید بنیادی، اساس هر نظام ارزشی منسجم را تشکیل می دهد و همین باعث تغییر در رفتار انسان ها می شود، بنابراین باید مبانی نظام رفتاری اسلام در دل ها تحکیم یابد.

از این رو حکمای اسلامی از همان آغاز به بیان عقاید اسلامی پرداختند، البته علمای علم کلام با توجه به مسئولیتی که در این زمینه دارند، دست به تدوین کتاب های متفاوتی زده اند که غالباً به دو گونه است: یا برای سطح عموم مردم است که بیان ساده ای دارند و یا در سطح تخصصی می باشد که بیشتر متوجه اهل این علم می باشد.

با وجود اینکه این نوع کتاب ها لازم است اما کتاب های با سطح متوسطه شاید لزوم بیشتری داشته باشد که جای خالی آن به شدت احساس می شود.

نویسنده باتوجه به این مطلب اقدام به تهیه این کتاب کرده اند، البته خود ایشان نیز در مقدمه کتاب به این نکته اشاره کرده و ویژگی های کتاب را نیز بیان کرده اند که با هدف ایشان تطابق دارد. از جمله آنها خودداری کردن از استدلال های عمیق و پیچیده، پرهیز از توضیحات فراوان و زائد، بهره گرفتن از استدلال های متقن برای اثبات مطالب و طرح سؤال در پایان هر درس و… می باشد.

منابع علمی نویسنده

نویسنده در پایان کتاب، فهرستی را از منابع مورد استفاده خود، بیان نکرده است، ولی منابع را به صورت پاورقی در صفحات متفاوت بیان کرده اند که عبارتند از:

قرآن کریم، نهج البلاغه، بحار الانوار، اصول کافی، وسائل الشیعه، من لا یحضره الفقیه، الغدیر، الاحکام السطانیه، السواد الاعظم، غایه المرام، اثبات الهداه، ینابیع الموده، الهدی الی دین المصطفی، اظهار الحق، ایدئولوژی تطبیقی، حس مذهبی، انسان موجود ناشناخته، دین و روان، آموزش فلسفه، راز آفرینش انسان، نشانه های او، اثبات وجود خدا، جهان بینی مادی، نقدی فشرده بر اصول مار کسیسم و راه سعادت.

نوع کتاب

این کتاب از کتب کلامی است که در آن برای اثبات مطالب هم از دلائل عقلی متقن و هم از دلائل قرآنی و روایی استفاده شده است.

اهمیت کتاب

همان طور که قبلاً هم اشاره شد چون عقاید هر انسانی اساس نظام رفتاری اوست پس علمی نیز که از آن بحث می کند باید ارزشمندترین علم ها باشد؛ لذا این کتاب از چند جهت اهمیت دارد:

۱- موضوع آن، که بیان شد مهمترین بحث در زندگی هر شخصی است.

۲- ارائه مطالب، به طوری که نویسنده با تسلط علمی که بر مطالب داشته اند، در هر بحث از روش خاصی بهره گرفته است، مثل مثال هایی که برای تشبیه معقول به محسوس زده اند، روایاتی که برای تأکید بعضی مباحث بیان شده است، آیاتی که با دقت نظر برای بحث های متفاوت ذکر شده است، ارجاع دانشجو به کتب دیگر که باعث شوق دانشجو می شود و همچنین پاسخ به شبهاتی که در بحث مطرح است.

۳-کامل بودن کتاب از جهت فراگیری مباحث

موضوع کتاب

نویسنده در این کتاب از اصول دین اسلام بنابر عقیده شیعه بحث می کند که این اصول عبارتند از:

توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد

موضوعات فرعی

با توجه به اینکه اصول و مبانی عقیدتی هر انسانی اساس کلیه عقاید اوست، اصول دین اسلام نیز با مسائل فراوانی ارتباط مستقیم دارد. از این رو نویسنده به بعضی مسائلی که برای حل مطالب کمک می کند، یا اینکه این مسائل لازمه بحث است، پرداخته است؛ که در اینجا به بعضی از این موارد اشاره می کنیم؛ مثل مباحث علل انحراف، اصول جهان بینی مادی، اراده انسان، قضا وقدر الهی، عصمت، معجزه، تحریف، حکومت حضرت مهدی علیه السلام، روح، دنیا و آخرت، ایمان، شفاعت و…

علمی یا عوام پسند بودن کتاب

محتوای مطالب کتاب مباحث علمی است و حتی در بعضی مباحث دقیقترین بحث های علمی بیان شده است، اما باید به این نکته اشاره کرد که نویسنده با توجه به مهارتی که داشته اند این مباحث علمی را به صورتی تدوین کرده که عموم مردم به راحتی می توانند از مباحث بهره گیری کنند.

عرصه پوشش کتاب

کتاب با توجه به موضوع آن، که اصول عقیدتی دین اسلام است یک پژوهش کلی و عمومی است، که از طرفی همه مباحث کلی پیرامون موضوع مد نظر گرفته شده است، و از طرفی به مباحث مرتبط دیگر نیز پرداخته است.

محدودیت های نویسنده

همان طور که خود نویسنده در مقدمه کتاب بیان داشته اند، در نگارش کتاب چند محدودیت مطرح بوده است:

۱- خودداری از استدلال های عمیق و پیچیده

۲- پرهیز از توضیح برای بعضی مباحث

۳- پاسخ به همه شبهاتی که مطرح است.

۴- بیان همه آیات و روایات مرتبط با بحث

ایده نویسنده

ایده استاد در نگارش کتاب این بوده که، مخاطبان عقاید و اصول دین خود را به طور دقیق ولی راحت بیاموزند، همچنین شوق به مطالعه بیشتر در این زمینه در مخاطبان به وجود آید و از طرفی هم، در مقابل شبهاتی که دشمنان وارد می کنند آمادگی مقدماتی داشته باشند تا مبانی و اصول دینی و رفتاری آنها زیر سؤال نرود.

سازماندهی مطالب:

الف- الگوی نگارشی کتاب

نویسنده در پردازش مطالب کتاب و شکل گیری آن، چندین الگو را در هم آمیخته، که این کار باعث شده است که الگوی ابداعی ایجاد شود. این الگوها عبارتند از:

۱- ارائه مطالب به صورت درس، درس

۲- طرح سؤال در پایان هر درس

۳- مطرح کردن شبهات مهم و پاسخ به آن

۴- رجوع توضیح بعضی مطالب به درس های بعدی که مربوط به آن درس است.

شاید هر یک از این موارد در کتاب های دیگر به صورت جداگانه مشاهده شود، اما زمانی که یک نویسنده همه این الگوها را با مهارتی خاص کنار یکدیگر قرار می دهد، گویی انسان یک الگوی جدید را مشاهده می کند که لذت و علاقه بیشتر به مطالعه پیدا می کند.

حال باید بیان شود که هر یک از این الگوها چه ویژگی هایی دارد که وقتی در کنار هم قرار می گیرد چنین لذت و علاقه ای را در مخاطب به وجود می آورد.

ارائه مطالب به صورت درس به درس باعث می شود که اولا نظمی در مطالعه مخاطب به وجود آید و از طرفی دیگر در مطالعه دچار خستگی نشود. همچنین باعث می شود که بداند چه مطالبی برای موضوع مد نظر نیاز است.

اما طرح سؤال در پایان هر درس:

این نیز باعث می شود که مخاطب در پایان هر درس خود را بیازماید که چه بهره ای از مطالعه درس برده است. فایده دوم این است که برای مرور مطالب می تواند از این سؤالات استفاده کنند. همچنین موجب می شود که بفهمد چه نکاتی در این درس برای نویسنده اهمیت بیشتری داشته است.

الگوی سوم طرح شبهات و پاسخ به آن است که از دو جنبه به مخاطب نیرو می دهد. از یک طرف برای خود مخاطب مفید است که حاشیه های بحث را بداند و در بعضی موارد در صورت علاقه به آن بپردازد. از طرف دیگر بتواند در مقابل کسانی که به مباحث عقیدتی او شبهه و شک وارد می کنند، آمادگی نسبی داشته باشد.

اما الگوی آخر، یکی از ویژگی های برازنده و اصلی کتاب است که کمتر در کتب دیگر مشاهده می شود، زیرا نویسنده هر کتابی که بخواهد مطالب را در جای اصلی خود توضیح دهد لازم است ابتدا جایگاه هر بحث را به صورت دقیق بداند و همچنین اگر مباحث مرتبط بود و قبل از ارائه توضیح مطلبی به آن احتیاج پیدا کرد، آن را چگونه بیان کند؛ که این مهارت در نویسنده کتاب به وضوح دیده می شود.

حال که ویژگی های تک تک الگوها بررسی شد، تصور کنید که اگر کتابی همه این ویژگی ها را داشته باشد چه لذت و علاقه ای در مخاطب برای مطالعه پیدا می شود.ولی شاید از مشاهدات ما چنین نکته ای برداشت شود که چنین علاقه ای در مطالعه این کتاب برای اکثریت وجود ندارد.

به نظر من دو دلیل برای این امر وجود دارد:

۱- آگاهی یا توجه نداشتن مخاطبین به این ویژگی ها

۲- تدریس نامناسبی که در حوزه های علمیه برای چنین کتابی وجود دارد.

ب- تقسیم بندی کتاب

نویسنده، کتاب را به چند بخش به تفکیک موضوع تقسیم نکرده است ولی آن را به صورت درس به درس نگارش کرده است. البته با وجود این مطلب، بخش های متفاوت به راحتی تشخیص داده می شود، ولی بهتر بود نویسنده در ظاهر هم مطالب را تقسیم بندی می کرد.

نکته دیگر که در سازماندهی کتاب به چشم می خورد این است که نویسنده فقط به فهرست مطالب اکتفا کرده است، و جای خالی فهرست های فنی دیگر احساس می شود.

با وجود این نباید از این نکته غافل شد که پاورقی های نویسنده در طول مباحث جای خالی آن را پر می کند ولی شاید چنین فهرست هایی در آخر کتاب مزیت های خاص خود را داشته باشد.

نکته آخر در نگارش کتاب اینکه نویسنده برای ارجاع دهی از روش پاورقی به صورت نیمه سنتی بهره گرفته است.

استدلال های نویسنده

نویسنده هم از استدلال های عقلی و هم نقلی استفاده کرده است. در مباحثی مثل توحید، پی جویی دین، شناخت خداوند، اثبات واجب الوجود و… از استدلال های عقلی استفاده کرده است. اما در مباحثی همچون معاد، عصمت پیامبران، ویژگی های پیامبران و حل شبهات آن، علل مخالفت با انبیاء و… در کنار استدلال های عقلی از استدلال های نقلی بهره بیشتری برده است.

در یک نتیجه گیری کلی می توان گفت در همه مباحث، هر جا استدلال عقلی متقنی وجود داشته است به بیان آن پرداخته است اما برای تاکید مطالب و همچنین در بعضی موارد برای اثبات مطالب از استدلال های نقلی بهره کافی گرفته شده است.

فشرده ای از کلیه مباحث کتاب

کتاب شامل شصت درس می باشد که مجموع آنها پیرامون پنج اصل دین اسلام بنابر مذهب تشیع یعنی توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد بحث می کند. در بین این دروس نوزده درس به بحث توحید، یک درس به بحث عدل، پانزده درس به بحث نبوت، پنج درس به بحث امامت و بیست درس به بحث معاد پرداخته است.

دروسی که پیرامون بحث توحید است به سه دسته تقسیم می شود: مقدماتی، اصلی و ملحقات به بحث توحید.

دروسی که مباحث مقدماتی توحید را مطرح می کند به مطالبی همچون تعریف دین، اصول و فروع دین، انواع جهان بینی، اهمیت پی جویی دین، کمال جویی انسان، انواع شناخت و راه های شناخت خداوند پرداخته است.

اما دروسی که به بحث اصلی پرداخته است شامل برهان بر یگانگی خداوند و معانی توحید می باشد. همچنین دروسی که مباحث ملحق به توحید را بیان می کند شامل صفات خدا، فعلیه یا ذاتیه بودن صفات، علل انحراف، جبر و اختیار و قضا وقدر می باشد.

دروسی که پیرامون بحث نبوت است شامل مباحثی همچون نیاز بشر به نبی، ضرورت بعثت، فوائد بعثت، انواع عصمت، اثبات عصمت، معجزه، کثرت و تعداد پیامبران، پیامبر اسلام، اعجاز قرآن و خاتمیت می باشد.

دروس مربوط به امامت شامل مطالبی مثل مفهوم امامت، نیاز به امام، نصب، عصمت و علم امام و حکومت حضرت مهدی عج می باشد.

در بحث معاد بحث هایی مثل اهمیت اعتقاد به معاد، مسئله روح، اثبات معاد، آیات قرآنی پیرامون معاد، رابطه دنیا و آخرت، عالم برزخ، ایمان و کفر و شفاعت مطرح می شود.

یادداشت از علیرضا شریفی//به نقل از ندی اصفهان

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]