تاریخ انتشار خبر: 30 ارديبهشت 1395 - ساعت 10:58:25
 نوزایی امپراتوری ایران

نوزایی امپراتوری ایران

ايران صفوي: نوزايي امپراتوري ايران قصد دارد مروري روزآمد و جديد بر آخرين يافته‌هاي مطالعات صفويه باشد. این اثر علاوه بر اسناد و آثار شناخته شدة گذشته، نتايج پژوهش‌هاي گسترده‌ای که پس از پیروزی انقلاب اسلامی ايران به عمل آمده را نیز در نظر داشته، از همة آن‌ها بهره بُرده است.

ايران صفوي: نوزايي امپراتوري ايران. اندرو جي. نيومن. ترجمة بهزاد کریمی. تهران: نشر نقد افکار، 1393. 480ص.

سی و پنج سال از انتشار نسخة انگلیسی ايران عصر صفوي راجر سيوري (کمبريج، 1980) و بیش از سی سال از ترجمة فارسی آن به قلم احمد صبا (کتاب تهران، 1363)می‌گذرد و با آن‌که کتاب‌های متعددی در این سه دهه دربارة دوران صفوی منتشر شده، اما هیچ‌کدام جای تاریخ عمومی سیوری را در دانشگاه‌های داخل یا خارج از ایران، به‌ویژه برای دانشجویانی که گام‌های نخست در شناخت تخصصی صفویه را بر می‌دارند، نگرفته‏اند. اما به نظر می‌رسد پژوهش شیعه‌شناس امریکایی و استاد دانشگاه ادینبرو اسکاتلند، اندرو جي. نيومن، که نزدیک یک دهه از انتشار نسخة انگلیسی آن می‌گذرد و به‌تازگی توسط دکتر بهزاد کریمی، صفوی‌شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه میبد به فارسی ترجمه شده است، قابلیت آن را دارد که به عنوان یک منبع جایگزین به دانشجویان معرفی شود.

ايران صفوي: نوزايي امپراتوري ايران قصد دارد مروري روزآمد و جديد بر آخرين يافته‌هاي مطالعات صفويه باشد. این اثر علاوه بر اسناد و آثار شناخته شدة گذشته، نتايج پژوهش‌هاي گسترده‌ای که پس از پیروزی انقلاب اسلامی ايران به عمل آمده را نیز در نظر داشته، از همة آن‌ها بهره بُرده است.

به لحاظ کمّي، اين کتاب چندان حجيم نيست و متن اصلی و پی‌نوشت‌های آن حدود 200 صفحه را در بر می‌گیرد. دو ضميمة ارزشمند نیز پس از متن قرار گرفته‌اند که نخستينِ آن، سالشمار همراه با شرح وقايع مهم است. ضميمة دوم فهرستی از نسخه‌های در دسترس از وقایع‌نگاری‌ها و سفرنامه‌های سیّاحانی است که مشاهدات خود از ایران عصر صفوی را ثبت و ضبط کرده‏اند. در این ضمیمه، اطلاعات خوبی از نسخ ترجمه شده به زبان‌های اروپایی و به‌عکس نیز ذکر شده‏اند.

پس از بخش مفصل پی‌نوشت‌های فصول که خود یک منبع بسیار غنی برای مطالعات بیشتر و تخصصی دربارة صفویه است، یک کتاب‌شناسي از برگزيدة منابع به زبان‌هاي غربي و يک فهرست کوتاه‌تر از منابعی که بيشتر فارسي هستند آمده است. در انتها نیز یک نمایة جامع، شامل نام‌ها، جای‌ها، آثار، و شخصیت‌ها قرار دارد. آن‌چه در این میان جا داشت که از سوی مؤلف یا مترجم در کتاب گنجانده شود، آوانگاري نام‌های خاص و نیز واژه‌نامه یا اصطلاح‌نامه‌ای است که واژگان و اصطلاحات ترکی یا عربی خاص را براي غيرمتخصصان توضيح دهد؛ اصطلاحاتی چون قوللر آغاسی، قورچی‌باشی، صدر، شیخ‌الاسلام، و نظایر آن‌ها.

چنان که اندرو جی. نيومن خود نيز نوشته است، اساساً قصد نداشته «دانش متعارف» یا «کلیشه‌های رایج» دربارة تاريخ صفويه را با يافته‌هاي بيش از بيست و پنج سال پژوهش خود (تا زمان انتشار نسخة انگلیسی) در اين زمينه روزآمد کند، اما آن‌چه در اين باره گردآورده قابل توجه است. او به‌خوبی جسارتِ به چالش کشیدنِ ديدگاه تاريخ‌نگارانة جاافتاده دربارة صفویان را با طرح نگاهي تازه به خرج داده است.

نویسنده در اين کتاب رويکردي بازنگرانه دارد. چارچوب ساختاري روايت به شکل متعارف بر اساس ترتيب وقوع رويدادها در عصر حاکمان صفوي است: از شاه اسماعيل تا شاه سلطان حسين همراه با يک مؤخره. اين مؤخره حاوي خلاصه‌اي از بحث، نگاهي به تاريخ و يا به نحوة پرداختن به صفويه بعد از دوران صفوي است. اما هستة اصلی ديدگاه تازة نيومن، برعکس روش سنّتي که اغلب به بيان دلايل فروپاشي اين سلسله در 1135ق با ذکر کاستي‌ها و افول صفویان می‌پردازد، در بررسي دلايل دوام اين سلسله (1135ق-907ق) با نگاهي انتقادي است. در واقع مقصود نیومن نگاهی براي تغيير حقيقي الگوهای گذشته است. او براي اين کار در سطح نظري- براساس آن‌چه خود به‌دقت دربارة چگونگي شکل گرفتن این انديشه بيان کرده- از جين رالف گارثويث و پاملا کايل کراسل، مورخ برجستة تاریخ چين جدید، بهره برده است.

چارچوب نظري کتاب متکي بر جامعيت «گفتمان» پادشاه نسبت به گروهی از هواداران سياسي- اجتماعي است که با هم ناهمسو و یا مخالف هستند. در اين‌جا «گفتمان» اشاره به اقدامات و سخنان و فرامین حکمران یا شاه دارد که به شکلی نمادين در ارتباط با یکدیگرند و هدف از آن‌ها مشارکت دادن گفتمان‌هاي گروه‌هاي سياسي- اجتماعي مختلف در هستة مرکزي «حکومت» است که متفاوت و شايد ضدّ هم باشند. بايد توجه کنيم که نویسنده تعمداً از به کاربردن واژة «حکومت» پرهيز می‌کند و ترجيح می‌دهد از صفويه با عنوان «پروژه»، «سامان سياسي» يا «قلمرو» استفاده کند تا مانع از اختلاط ميان مفهوم مدرن دولت- ملّت و ساختار پيشامدرني گردد که در دوران سلسلة صفوي شکل گرفت. البته مي‌توان گفت که نویسنده می‌توانست به تبيين تفاوت معناشناختي واژة «حکومت» از بافت‌هاي پيشامدرن در مقدمه بسنده کند (و این احتمالاً فهم ريشة مفهوم مدرن حکومت را آسان‌تر می‌کرد) اما اين کار، در نهايت امری سليقه‌اي است.

پادشاهي صفويه با فراگير شدن چشمگير آن، يعني همکاري بيشترين گروه‌هاي اجتماعي و گفتمان‌هاي بیگانه با یکدیگر در هستة مرکزي پروژه (اسلام [تشیع] به مثابه دین، ترکان به مثابه سربازان قبیله‌ای نظامی، تاجیکان به مثابه دیوانیان و گفتمان ایرانی به مثابه گفتمان فرهنگی مسلط، صص33-32) متحول می‌شود. به اين ترتيب، اتحاد دو شاخة ايلات جنگاور ترک و ديوانسالاران ايراني در عصر شاه عباس اول (1038-995ق) جاي خود را به عنصر غلام‌ها می‌دهد. نيومن استدلال می‌کند که اگرچه در روزهاي پاياني صفويه، توازن گفتمان یادشده آشکارا به سود شکل سختگیرانة فقاهت یا دين تغيير يافت، گفتمان‌هاي فلاسفه و صوفي‌ها همچنان جايگاه خود را در هستة مرکزي حفظ کرد. آساني انتقال قدرت به ولی‌عهدِ شاهِ درگذشته در زمان شاه سليمان (1105-1077ق) و شاه سلطان‌حسين (1135-1105ق) در مقايسه با مشکلات کلانی که موجوديت حکومت صفوی را در عصر شاه اسماعيل (930-893ق) و شاه تهماسب (984-930ق) تهديد کردند، به عنوان نشانة ديگري از ظهور ساختاري ديده می‌شود که همزمان گفتمان‌هاي عناصر متشکلة متضاد خود را سازگار ساخته و ترقی بخشيده است.

در حالي که الگوي پيشنهادي نيومن در حوزة ساختار قدرت به طور کلي متقاعدکننده و جذاب است، اما اشکالاتی نیز در بر دارد. يکي از کاستي‌هاي آن، هم‌بسته‌سازي سُستِ فضاي اقتصادي در یک تصوير عمومي است. منافع و مضار اقتصادي همواره بخشی از گفتمان نمادين حاکم بر جامعه نيستند. اگرچه توضيحات مجاب‌کننده‌اند که چگونه دستاورهاي بلندمدت اقتصادي شماري از گروه‌هاي غيرنخبه (خارج از عناصر اصلی ساختار قدرت) به بهبود منافع آن‌ها در پروژة صفوي و مشروعيت آن انجاميد، اما به نظر می‌رسد که او ناکامي‌هاي اقتصادي را به همين نسبت در روايت خود برجسته نديده است.

علاوه بر اين، در ذات اين الگو این تهدید نهفته است که تمجيد از حکومت صفوي به بهاي از دست رفتن تحليل انتقادي و ناديدن رويکردهاي ناهنجاری تمام شود که در آن حکومت برای حل برخی مسائل به کار می‌رفته‌اند؛ امری که بي‌ترديد در تاريخ نادر نيست و تنها شامل عصر صفوي نيز نمی‌شود. برای مثال، روايت پايان حکومت صفوي را می‌توان نوعي سنگ محک در اين باره در نظر گرفت. در حالي که به طور معمول، شاه سلطان‌حسين را مسئول اقدام ناکافي در برابر تهديداتی می‌دانند که متوجه تاج و تخت و قلمرو او بود، اما نيومن چنين استدلال می‌کند که او در طول سه دهه حکومت خود، در موارد متعدد، با کفايت با شورش‌های کمابيش مشابه برخورد کرده بود و صرفاً مسئول دانستن او در آن‌چه پیش آمد تفسير معتبري نيست. ممکن است اين نقد دربارة آثار گذشتگان درست باشد، اما به نظر می‌رسد که نيومن نمی‌تواند توضيح جايگزين قابل قبولی براي آن‌چه مردود شمرده، ارائه کند. او در گزارشش، سقوط پايتخت صفويه را ناشي از يک اتفاق کمابيش توجيه‌ناپذير می‌داند (صص 173-171). ممکن است در واقع چنین باشد، اما مورخ ‌بايد توضيح موجه‌تری ارائه کند.

رویکرد تازة نیومن در پرداختن به تاریخ صفوی حاکی از آن است که وی تلاش جدّی داشته تا به تاریخ‌نگاری‌های پیش از خود نگاهی بازنگرانه بیاندازد و به جای پرداختنِ صِرف به رویدادهای قدرت و تحولات سیاسی، به جنبه‌های گوناگون جامعه، چون دستگاه دین و روحانیت، اوضاع و روابط تجاری و بازرگانی، نقشِ نخبگانِ جامعه در روند توسعة اجتماعی، اقتصادی و عمرانی، نقش زنان در دستگاه قدرت، نقش روابط خویشاندی در قدرت، آثار هنری و ادبی و مسائل متنوع دیگر بپردازد.

نیومن در فهرست بلند منابع خود، تنها به سیاهه کردن نام کتاب‌ها و پژوهش‌ها بسنده نکرده و از سایر منابع گوناگون تاریخ‌نگاری چون کتیبه‌های سردر مساجد و بناهای عصر صفوی، اسناد موقوفات و مکاتبات موجود در دربارهای اروپایی و ... بهره برده و این بر جامعیت اثر او تا حد زیادی افزوده است.

جدا از محتوای اثر، باید به نقش بسزای مترجم نیز اشاره کرد که به واسطة احاطه بر تاریخ صفوی، برخی اشکالات و کاستی‌های کتاب را که بیشتر ناشی از عدم حضور مؤلف در ایران است در پانوشت‌ها با توضیحات دقیق و کامل جبران کرده است. این موضوع خصوصاً درباره معرفی هنرمندان عصر صفوی و آثارشان بسیار بیشتر به چشم می‌خورد.

آشکار است که مترجم وسواسی جدّی در رعایت شیوة خط و استفاده از علائم سجاوندی، برگردان اسامی غیرایرانی به حروف فارسی، ارائة املای لاتین نام‌های فرنگی، برگردان دقیق اصطلاحات فقهی، و انتخاب واژگان داشته است. مترجم در عین وفاداری به متن و با آن که نیومن از جملاتی گاه بسیار طولانی برای بیان به اجمال همة جزئیات وقایع و موضوعات مورد نظر خود بهره برده است، توانسته به‌خوبی مفهوم جملات را با رعایت دقیق شکل درست نام‌ها و اصطلاحات خاص عصر صفوی بیان کند.

البته ممکن است بتوان برای انتخاب برخی واژگان چون «قبیله» به جای «ایل» برای اشاره به گروه‌های صاحب قدرت در عصر صفوی و یا «تاجیکان» که در اصل واژه‌ای چینی برای اشاره به پارسی‌زبانان یا ایرانیان بومی است، بر مترجم خرده گرفت، اما به هر روی زبان علمی شیوا و روان بهزاد کریمی در ترجمة این اثر از امتیازات بارز ترجمة فارسی آن به شمار می‌رود.

به نقل از  انسان شناسی و فرهنگ
نظرات شما
[کد امنیتی جدید]