تاریخ انتشار خبر: 02 خرداد 1395 - ساعت 14:45:21
وقتی عالیجناب ادواردو، "مهدی" می شود و پیام رسان انقلاب اسلامی

وقتی عالیجناب ادواردو، "مهدی" می شود و پیام رسان انقلاب اسلامی

رمان "ادواردو" در واقع اثری مکتوب در تقویت ادبیات مقاومت در جهان است که می‌کوشد با فراملی نشان دادن تفکرات انقلاب اسلامی، جذاب بودن اسلام را برای تمام اقشار مردم دنیا به تصویر کشیده است.

تو غلط کردی...آنها یک مشت جادوگرند...حتما جادویت کرده اند...مسلمان ها بزرگترین دشمن ما هستند.

 برای شما که یهودی هستید شاید، ولی برای من نه

تو حق نداری اسلام بیاوری

کسی نمی تواند برای دین بقیه تصمیم بگیرد

پدرش سعی می کند آرام باشد و فریاد نزند.

حالا چرا اسلام؟...چرا مسیحیت نه؟

به کدام مسیحیت ایمان بیاورم پدر؟...به مسیحی که تو میگویی خداست یا مسیحی که مادر می گوید...است؟ به مریمی که شما اعتقاد دارید مادر خداست یا مریمی که مادر فکر می کند...است؟

دیگر پدرش هم عصبانی می شود

خفه شو...

باشد خفه می شوم اما فرق نمی کند. ص 244

به دین یهودی مادر پشت می کند و از مسحیت پدر روی می گرداند، مسلمان می شود. دستش را از کارخانه فیات کوتاه می کنند، پایش را از یونتوس می برند، دو سال درون خانه حصرش می کنند و رفت و آمدهایش را محدود. اتهام افسردگی به او می زنند و سرآخر از بالای پلی 80 متری به پایین پرتش می کنند. روزنامه های دنیا تیتر می زنند:

 « پسر ارشد خانواده آنیلی خودکشی کرد. » و جسد بی هیچ کالبد شکافی و تحقیق کافی دفن می شود. از خودکشی غیرمترقبه فرزند ارشد خاندان قدرتمند آنیلی در دنیا تنها چند گزارش بی سروته باقی می ماند. در سال 2000 میلادی چند مستند ساز ایرانی به ایتالیا سفر می کنند تا اطلاعاتی در مورد نحوه زندگی و مرگ ادواردو آنیلی تهیه کنند اما آنها پس از مدتی دستگیر شده و بعد از دو روز بازداشت به ایران برگردانده می شوند.

در سال 2009 میلادی یک روزنامه نگار ایتالیایی مرگ ادواردو را قتل اعلام کرده و دلایلش را در کتابی منتشر می کند اما رسانه های دنیا سکوت و تکرار ادعای خودکشی را برنامه روتین تریبون های خود قرار داده و از کنار اسناد روزنامه نگار « جیوزپه پوپو » بی هیچ توجهی می گذرند.

سال 93 شمسی بهزاد دانشگر با قلم توانای خویش دست بکار می شود و اینبار  آینه رمان را برابر شخصیت تمام نشدنی ادواردو قرار می دهد. سال 94 آرما رمان دانشگر را به اسم « ادواردو » چاپ می کند و بار دیگر دست های این شهید مظلوم از دل داستان برای مخاطب آعوش می گشاید.

دانشگر در ابتدای داستانش صدای سگی را بلند می کند و با صدای سگ پیرمردی را از خواب می پراند. پیرمرد هراسان به دنبال سگ می رود و زیر پلی 80 متری با بدن بیجان جوانی خوش سیما و ثروتمند روبه­رو می شود....و بدین ترتیب از ابتدای رمان به خواننده نوید می دهد قرار است از خوابی بیدار شویم و ذهن مان با مرگی مشکوک درگیر شود.

داستان پیش می رود و گروهی مستندساز از ایران به ایتالیا می آیند. در ایتالیا و در فضایی متفاوت نیز یک خبر نگار این مرگ را مشکوک یافته و به توضیحات کلیشه ای پلیس و دستگاه های قضایی ایتالیا راضی نمی شود. فضا بین خبرنگار و گروه مستندساز رفت و آمد می کند و قدم به قدم با پیشروی هر دو گروه اطلاعات جدیدی از زندگی ادواردو برای ما آشکار می شود. دانشگر بخوبی توانسته با درهم آمیختن عناصر خیالی و واقعی گزارشی پر کشش و جذاب از زندگی ادواردو را پیش روی خواننده بگذارد. در این بین او از ظرائف داستانی نیز غفلت نکرده و کوشیده برای هر کدام از شخصیت ها هدفی معین تعیین کند. کشمکش پیرامون هرکدام از شخصیت های اصلی دانشگر هم درونی و هم بیرونی ست و بدین ترتیب پیرنگ با توالی منطقی اتفاقات بخوبی چیده می شود. البته به نظر می رسد نویسنده در مردد کردن نامزد راوی یعنی نسرین نسبت به اسلام و تعریف او از مسیحیت و همچنین پیگیری این دو برای دریافت پناهندگی کمی تصنعی عمل کرده و از گوشه های این کشمکش ساختگی کمی بوی چسب به مشام می رسد.

با اینهمه دانشگر رمانی شسته رفته را با زبانی روان روبه روی مخاطب می گذارد وبا استفاده از خرده ماجراهایی قابل درک و بودجه بندی صحیح اطلاعات در کل داستان، خواننده را تا صفحه ی آخر با خود همراه می کند. هم چنین نویسنده بخوبی قرآن را بعنوان شاه کلید تغییر ادواردو پرداخت کرده و ادامه ی اثر این متن معجزه­گر آسمانی را در خدمتکار خانه ی آنیلی ها و خبرنگار ایتالیایی بتصویر می کشد.

از دیگر محسنات این رمان می توان به پرداخت کافی فضای ایتالیا و ارائه تصاویر ملموس و قابل درک از جغرافیای آن اشاره کرد که در کنار گریزهای مناسب به تاریخ این کشور، فضای فرهنگی کشور ادواردو را پرداختی کامل می کند.

شهید ادواردو آنیلی نمونه ای معاصر و ملموس از ظلمی ست که هر روز به مسلمانان سراسر دنیا شده و با هزار نیرنگ رسانه ای یا مسکوت مانده و یا بی اهمیت جلوه داده می شود. قهرمانی که اگر سوژه اش متعلق به دشمنان اسلام بود و می توانستند از قبلش ضربه ای به گفتمان اسلام راستین بزنند حتما تا بحال صدها برنامه تلویزیونی، فیلم، کتاب، مقاله و مصاحبه برایش آماده کرده بودند. بیایید ما به اندازه خودمان قدمی برداریم، ادواردو را بخوانیم، بشناسیم و برای بسط این تفکر، گفتمان ش را ترویج دهیم.


به نقل از نسیم آنلاین

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]