تاریخ انتشار خبر: 05 تير 1395 - ساعت 10:06:01
افقی برای درک عظمت خداوند

افقی برای درک عظمت خداوند

کیهان‎‌‌شناسی جزء علومی است که در طی قرن‎‌‌ها با انسان همراه بوده است، اگرچه شاید در گذشته‎‌‌ها به شکلی که در طی چند قرن اخیر مورد توجه قرار گرفته است، در مرکز توجهات نبوده اما کیهان‎‌‌شناسی همواره با ذهن و تفکرات هر انسانی در هر دوره‎‌‌ای اصطکاک داشته است.

«کیهان‌شناسی»
نویسنده: پیتر کولس
مترجم: فیروز آرش
ناشر:فرهنگ معاصر، چاپ اول ۱۳۹۱
۱۶۰ صفحه، ۴۵۰۰ تومان

کیهان‎‌‌شناسی جزء علومی است که در طی قرن‎‌‌ها با انسان همراه بوده است، اگرچه شاید در گذشته‎‌‌ها به شکلی که در طی چند قرن اخیر مورد توجه قرار گرفته است، در مرکز توجهات نبوده اما کیهان‎‌‌شناسی همواره با ذهن و تفکرات هر انسانی در هر دوره‎‌‌ای اصطکاک داشته است. عمده علت این موضوع شاید جست‎‌‌وجوی پرسش‎‌‌هایی باشد که قدمتی چندهزارساله دارند. پرسش‎‌‌هایی از این قبیل: آیا عالم متناهی است؟ آیا همواره وجود داشته است؟ اگرنه، چگونه به وجود آمده است؟ آیا پایانی بر آن وجود دارد؟ الی وایزل می‎‌‌گوید پرسش قدرتی دارد که پاسخ ندارد. و به راستی کیهان‎‌‌شناسی در جست‎‌‌وجوی پرسش‎‌‌هایی است که بسیاری از آن در اسطوره‎‌‌ها و افسانه‎‌‌ها و همین‎‌‌طور کتب مقدس پاسخ‎‌‌‎‌‌هایی را کم و بیش داشته و هر کدام از این پاسخ‎‌‌ها مخالفان و موافقانی را در طول تاریخ به نزاع با یکدیگر کشانیده است. هدف نگارنده بحث و بررسی درباره‎‌‌ی نگرش‎‌‌های اسطوره‎‌‌ای یا مذهبی درباره‎‌‌ی پیدایش جهان هستی نیست و مخاطبین گرامی را برای کسب اطلاعات بیشتر به کتاب «رقص جهان، از اسطوره‎‌‌های آفرینش تا انفجار بزرگ» که اخیرا توسط انتشارات سبزان منتشر گردیده است ارجاع می‎‌‌دهم. اما کتابی که دقیقا با نام کیهان‌شناسی توسط نشر فرهنگ معاصر منتشر شده است مورد بحث است. در این کتاب که هشت فصل دارد. در فصل نخست نویسنده‎‌‌ی کتاب آقای پیترکولس تاریخچه‎‌‌ی مختصری درباره‎‌‌ی برخی دیدگاه‎‌‌های اسطوره‎‌‌ای پیدایش عالم را بیان کرده است و سپس از دوران رنسانس صحبت می‎‌‌کند. دورانی که یکی از آغازگران مهم آن را باید نیکولائوس کوپرنیکوس دانست که آراء و نظرات وی مخالفان بسیاری داشت. ماکس بورن در کتاب نظریه نسبیت درباره‎‌‌ نظرات انقلابی و علمی کوپرنیک می‎‌‌گوید: اهمیتی که کشف کوپرنیک برای تحول فکر انسان داشت این بوده است که زمین(در نهایت انسان) از تخت یگانه‎‌‌ی (من) فرود می‎‌‌آید. زمین ماهواره خورشید می‎‌‌شود و انسان‌های جنبنده‎‌‌اش را به دوش گرفته در فضای عالم گردش می‎‌‌دهد. ادامه دهندگان راه کوپرنیک نیز یعنی تیکو براهه، گالیله و کپلر در به اثبات رساندن و تکمیل آراء و نظرات کوپرنیک نقش مهمی داشتند. پس از کوپرنیک کیهان شناسی تولد تازه‎‌‌ای می‎‌‌یابد و با ظهور ریاضیدان و فیزیکدان بزرگی چون ایزاک نیوتن دوره تازه‎‌‌ای در کیهان‎‌‌شناسی آغاز می‎‌‌گردد. در تصور نیوتن عالم همانند یک ماشین عظیم رفتار می‎‌‌کند که حرکت‎‌‌های منظم خواست آفریدگار را انجام می‎‌‌دهد، نیوتن در کتاب معروف خود اصول، فضا و زمان را نمودهای مطلق یک خدای درونی و همیشگی می‎‌‌داند. او درباره‎‌‌ی زمان مطلق می‎‌‌گوید: زمان مطلق یعنی واقعی و دقیق که فی‎‌‌نفسه و بنابر طبیعت خود، یکنواخت و بدون ارتباط با هرگونه جسم خارجی جریان دارد. و درباره‎‌‌ی فضای مطلق نیز می‎‌‌گوید: فضای مطلق به اقتضای طبیعتش و بدون ارتباط با هر شیء خارجی همواره یکسان و بی‎‌‌حرکت باقی می‎‌‌ماند. افکار نیوتن تا ابتدای قرن بیستم بر اکثریت اندیشه‎‌‌های علمی و از جمله کیهان‎‌‌شناسی چیره بود اما در ابتدای قرن بیستم و پس از انتشار نظریه نسبیت خاص در سال ۱۹۰۵ و سپس نظریه نسبیت عام در سال ۱۹۱۵ عصر تازه‎‌‌ای به‎‌‌وسیله‎‌‌ی اینشتین در کیهان‎‌‌شناسی آغاز گردید. به این ترتیب مفهوم نیوتنی فضا و زمان که مستقل از فضای خارج و بدون ارتباط با جهان بیرون متصور می‎‌‌شد منسوخ گردید و نظریه نسبیت عام جانشین قانون جهانی گرانش شد. طبق نظریه نسبیت عام دیگر فضا و زمان را مطلق و مستقل از ماده نمی‎‌‌شمریم. در اوایل قرن بیستم فیزیکدانان نظری گام‎‌‌های اثرگذاری را در جهت تحول کیهان برداشتند اما یکی از موثرترین افراد، منجمی بزرگ چون ادوین هابل بود که در سال ۱۹۲۹ با انتشار مشاهدات رصدیش نشان داد که عالم در حال انبساط است و همین عامل سبب شد که نگرش اینشتین که معتقد بود عالم دارای الگویی ایستا است مورد شک و تردید قرار بگیرد و خود او این اشتباهش را بزرگترین گاف زندگی‎‌‌اش بداند. در طی سال‎‌‌های اخیر کیهان‌شناسی نیز همراه با پیشرفت‎‌‌های فناوری وارد عصر تازه‎‌‌ای شده است که پیتر کولس آن را عصر طلایی می‎‌‌نامد. عصری که یکی از بزرگترین دغدغه‎‌‌هایش چگونگی آغاز عالم و یافتن نقطه‎‌‌ی شروع انبساط کیهان و چگونگی تغییر آن با زمان است. از این رو در فصل دوم کتاب مطالبی پیرامون گرانش عام و نظریات نسبیت خاص و عام اینشتین و همچنین خمش فضا و سیاهچاله‎‌‌ها مطرح گردیده است. نظریه نسبیت عام اینشتین مبتنی است بر هندسه‎‌‌‎‌‌های غیراقلیدسی. در نظریه نسبیت عام اینشتین فضا به صورت خمیده در نظر گرفته می‎‌‌شود. در هندسه‎‌‌ی اقلیدسی خط‎‌‌ها راست هستند و دو خط متمایز یا همدیگر را در یک نقطه قطع می‎‌‌کنند یا با هم موازی‎‌‌اند و یا متنافر. اما در هندسه‎‌‌های غیراقلیدسی مانند هندسه بیضوی خط‎‌‌های موازی وجود ندارند و در هندسه‎‌‌ی هذلولوی خط‎‌‌های موازی هرگز یکدیگر را قطع نمی‎‌‌کنند، اما آنها شبیه خط‎‌‌های اقلیدسی نیز نیستند.

در فصل سوم کتاب نویسنده مطالبی را پیرامون سادگی و تقارن، اصل کیهان‎‌‌شناختی، اشتباه اینشتین و اثبات کیهان شناختی او، مدل‎‌‌های ریاضیدان روس فریدمن که تاکیدی هستند بر انبساط عالم و همچنین تکینگی در گرانش مطرح می‎‌‌کند.

فصل چهارم کتاب با تیتر عالم در انبساط شروع شده و عناوینی چون قانون هابل، پدیده دوپلر، تفسیر قانون هابل و همچنین عمر عالم مورد بررسی قرار می‎‌‌گیرند. نویسنده ذکر می‎‌‌کند که عمر عالم را می‎‌‌توان در حدود ۱۵میلیارد سال عنوان کرد. از طرفی ادوین هابل معادله‎‌‌ی ساده‎‌‌ای را برای انبساط عالم بیان کرده است که بنابر آن برای ناظری که از یک نقطه‎‌‌ی معین نگاه می‎‌‌کند، سرعت ظاهری دور شدن کهکشان‎‌‌های دوردست با فاصله‎‌‌ی آنها متناسب است پس هرچه کهکشان دورتر باشد با سرعت بیشتری دور می‎‌‌شود. در واقع انبساط مرکزی ندارد هر نقطه را می‎‌‌توان مرکز فرض کرد.

اما در فصل پنجم مطالبی پیرامون مه‎‌‌بانگ از جمله نظریه حالت پایدار و ارتباط اولیه آن با مه‎‌‌بانگ، هسته‎‌‌زایی و ترکیب شیمیایی عالم، بازگشت به گذشته و صورت اولیه مه‎‌‌بانگ و همچنین چهار نیروی موجود در طبیعت مورد اشاره قرار گرفته‎‌‌اند. لازم به ذکر است که دو نیروی گرانش و الکترومغناطیس پیش‎‌‌تر در فصل دوم مطرح شده بودند و در این فصل دو نیروی ضعیف و قوی هسته‌ای مورد بررسی قرار گرفته‎‌‌اند.

فصل ششم کتاب با پرسش‎‌‌های مهمی پیرامون سرنوشت عالم آغاز می‎‌‌گردد پرسش‎‌‌هایی که نگارنده در ابتدای یادداشت به آن‎‌‌ها اشاره کرده است. آیا عالم به انبساط خود ادامه خواهد داد یا اینکه سرانجام انبساط پایان خواهد یافت و عالم به سمت نقطه‎‌‌ی اولیه یعنی انقباض حرکت خواهد کرد و یا اینکه آنچه برای عالم رخ خواهد داد چیزی‎‌‌ست بین این دو؛ یعنی عالمی بین انبساط و انقباض نهایی. این پرسش‎‌‌ها همه تاکید بر این نکته دارند که کیهان‎‌‌شناسان و فیزیک‌دانان هنوز نتوانسته‎‌‌اند نظراتی قطعی در مورد برخی موضوعات جهان هستی بدهند، موضوعاتی که سختی و پیچیدگی آنها برکسی پوشیده نیست این سوالات در عین آنکه کودکانه و ساده به نظر می‎‌‌رسند اما اساسی‎‌‌ترین سوالاتی هستند که افکار بسیاری را مشغول خود کرده‎‌‌اند شاید از همین روست که اینشتین می‎‌‌گوید زیباترین تجربه‎‌‌ای که انسان می‎‌‌تواند داشته باشد تجربه‎‌‌ی امور اسرارگونه است.

عالم ساختاری سلسه مراتبی دارد، در این ساختار یک گروه از ستارگان تشکیل یک کهکشان می‌دهند و یک گروه از کهکشان، خوشه‎‌‌ای از کهکشان‎‌‌ها را تشکیل خواهند داد. راه شیری ما جزئی از مجموعه‎‌‌ای است که آن را «خوشه‎‌‌ی محلی» نام نهاده‎‌‌اند و آن از بیست کهکشان همسایه‎‌‌ی کهکشان ما در شعاعی به مساحت تقریبا پنج میلیون سال نوری تشکیل شده است. خوشه‎‌‌ی کهکشان ما نیز از واحد بالاتری به نام اَبرخوشه تشکیل شده است. یک اَبرخوشه؛ چندین هزار کهکشان را در حجمی که وسعت آن ده‎‌‌ها میلیون سال نوری تخمین زده می‎‌‌شود گرد هم جمع می‎‌‌کند. سرتاسر عالم را این سلسله مراتب و در واقع ساختارهای کیهانی تشکیل می‎‌‌دهند و آن چه که در فصل هفتم کتاب «کیهان‎‌‌شناسی» توسط پیترکولس مورد بررسی قرار گرفته است چگونگی تشکیل این ساختارها و صحبت درباره‎‌‌ی هندسه‎‌‌ی عالم است. در نهایت کولس به این نکته اشاره می‎‌‌کند که اگرچه آزمایش‎‌‌های دانشمندان و کیهان‎‌‌شناسان به پاسخ‎‌‌های قطعی نرسیده است اما بسیاری از آن‎‌‌ها گواه بر این دارند که هندسه‎‌‌ی عالم تخت است.

اما فصل پایانی کتاب کیهان‎‌‌شناسی نگاهی اجمالی و مختصر دارد به دنیای کوانتوم، اصل عدم قطعیت و آثار آن بر فیزیک نوین، آغاز زمان، برگشت‎‌‌پذیری زمان و همچنین نظریه‎‌‌ای برای همه‎‌‌چیز. مطالب ذکر شده در کتاب هرچند برای مخاطب ناآشنا به این نظریه‎‌‌های جدید کافی نیست اما همین اندک اشارات در فصل هشت که تا حدودی می‎‌‌توان گفت فضای کلی کتاب نیز با چنین رویکردی نوشته شده است برای مخاطبان پیگیر فیزیک و کیهان‎‌‌شناسی حرف‎‌‌ها و نکته‎‌‌های قابل توجهی دارد. کیهان‎‌‌شناسی کتابی است در ۱۶۰ صفحه که با وجود مختصر و شاید ناکامل بودن در بیانِ بسیاری از اتفاقات ریز و درشتِ حوزه‎‌‌ی فیزیک و کیهان، اما افق دید تازه و پرسش‎‌‌های مهمی را برای مخاطبانش مطرح می‎‌‌کند. پرسش‎‌‌هایی که نویسنده‎‌‌ای خوش ذوق چون میلان کوندرا در کتاب روشنایی کورکننده هستی درباره‎‌‌شان می‎‌‌گوید: در واقع پرسش‎‌‌های حقیقتا جدی آن‎‌‌هایی هستند که حتی یک بچه هم می‎‌‌تواند بپرسد. ساده‎‌‌ترین پرسش‎‌‌ها، تنها پرسش‎‌‌های حقیقتا جدی هستند. این‎‌‌ها پرسش‎‌‌های بدون پاسخ هستند. یک پرسش بدون پاسخ، مانعی است که عبور از آن ناممکن است. به بیانی دیگر آنچه که محدودیت‎‌‌های بشری را قطعی و حدود وجود او را تشریح می‎‌‌کند پرسش‎‌‌های بدون پاسخ هستند.

منابع و مآخذ:
۱- کیهان‎‌‌شناسی/ پیتر کولس/ ترجمه‎‌‌ی فیروز آرش/ انتشارات فرهنگ معاصر
۲- نظریه نسبیت اینشتین/ ماکس بورن/ ترجمه‎‌‌ی هوشنگ گرمان/ انتشارات علمی و فرهنگی
۳- رقص جهان از اسطوره‎‌‌های آفرینش تا انفجار بزرگ/ مارسلو گلیسر/ ترجمه‎‌‌ی علی بازیاری شورابی/ انتشارات سبزان
۴- افسون ریاضیات/ تئونی پاپاس/ ترجمه‎‌‌ی عباس علی کتیرایی/ انتشارات مازیار
۵- صبوری در سپهر لاجوردی/ هوبرت ریوز/ نرجمه‎‌‌ی علی اصغر سعیدی/ نشر چشمه

به نقل از الف

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]