تاریخ انتشار خبر: 16 تير 1395 - ساعت 13:45:15
حصار دنیای جدید

حصار دنیای جدید

این کتاب برای این است که فیزیک نوین را از دیدی اساسا مفهومی معرفی کند. در این راستا و بویژه برای بازسازی شاخص‌های گاه‌شماری، در فصل اول به دردسرهایی اشاره خواهیم کرد که مفهومهای بنیادین موج و نقطه مادی در پیچ و خم تاریخ نظریه‌های صوت و نور با آن‌ها روبه‌رو بوده‌اند.

«سرگذشت فیزیک نوین»
نویسنده: میشل بنرونسکی
مترجم: لطیف کاشیگر
ناشر: فرهنگ معاصر،چاپ سوم
۳۵۹ صفحه، ۲۰۰۰۰ تومان

مطالعه فیزیک می‌تواند برای بسیاری که دغدغه طبیعت و شناخت یا حفظ آن را دارند مفید باشد. بسیاری معتقدند که علمی که باعث تصرف طبیعت شده و دنیا را به اصطلاح توسعه داده، فیزیک است. پس برای آگاهی از آن که بدانیم این علم از کجا به اینجا که امروز قرار دارد رسیده و اینک چه نقش حیاتی در روند توسعه کشورها ایفا می کند، می‌بایست تاریخ فیزیک معاصر را از نظر بگذرانیم.

خواندن و دانستن فیزیک دو نتیجه بدیهی به همراه دارد. اول آنکه قدمی انسان را به عالم ماوراء الطبیعه نزدیک می‌کند، چرا که با دانستن عالم فیزیکال از آن عبور خواهید کرد و سوالاتی پیرامون دنیای متافیزیکال ذهن شما را درگیر خود خواهد کرد، چرا که اساسا این عوالم جدای از هم نیستند. و در نهایت متوجه آن می‌شود که خالق این همه کیست؟

مثلا در قانون پایستگی انرژی وقتی ثابت می‌شود که انرژی هیچ گاه به وجود نمی‌آید و هیچگاه هم از بین نمی‌رود، بلکه انسان تنها می‌تواند آن را از حالتی به حالت دیگر تبدیل کند، در ذهن پژوهشگر متبادر می‌شود که بالاخره این انرژی چگونه به وجود آمده است و توسط چه کسی؟

از دیگر سو، غالب نظریه‌پردازان و و اندیشمندان بزرگ فیزیک همچون آلبرت اینشتین، ایده‌های تحقیق و جستجوی خود را از عالم خیال و تصورات الهام می‌گرفتند و حتی گاه از روایات دینی و مذهبی. آنها به فرضیه‌های جسارت آمیز، ضد شهودی و برخلاف عقل سلیم گرایش دارند. آنان بی‌اعتنا به طبیعت نمی‌نگرند، آن را به پرس‌وجو می‌کشند، می چلانند، بیش از اندازه ساده می‌کنند. پس نخستین نتیجه برای یک فیزیک پژوه، توجه او به آنچه که خارج از طبیعت و علم فیزیک است، به وسیله خود فیزیک.

فیزیک دانان خارج از تاریخ می‌نشینند. آنها نباید به آنچه که هست و تاریخ مقدر کرده اکتفا کنند. آنها باید مدام از علم غبارروبی کنند و نظریه‌های موجود را دور بریزند، اما با این همه نگاه فیزیکال به جهان نگاه بسیار ناچیز و عقیم به جهان است و با فیزیک علی‌رغم آنکه پاسخ‌های بسیاری در جهان کشف شده است، شاید بتوان گفت به همان میزان به پرسش‌های بشر افزود.

دوم، شناخت علم جدید است. آنچه که در فلسفه معاصر و فلسفه علم جدید علم با روش و غایت خاص خود خوانده می‌شود، زاییده فلسفه است، اما روشی متاثر از فیزیک و ریاضیات دارد و این بدعت را گالیله و دکارت بنیان نهادند علم جدید به شدت در عالم فیزیک خلاصه شده و سربه‌زیر است. فیزیک نقشی اساسی در تحول آن دارد و با شناخت عالم فیزیکال و سرگذشت فیزیک، می‌توان تصویری عام و کلان از عالم و علم جدید و تحولات آن به دست آورد. فیزیک نوین دیدی از جهان است که بر توصیفی از مفاهیم نظری استوار شده است و از شهود روزمره به دور است. وارث پیشرفت‌هایی است که در مورد فیزیک کلاسیک عموما دوست دارند آن ها را به زمان گالیله برگردانند.

اما آنچه که فیزیک در پی آن است به هیچ وجه آن چیزی نیست که در آموزش آن بیان می‌کنند، حتی می‌شود گفت که نفی آن است و غالبا ما در آن دچار خطا و سوءتفاهم می‌شویم. به نظر برای رفع این خطا مطالعه تاریخ فیزیک نوین، چاره‌ای مطلوب باشد.

کتاب «سرگذشت فیزیک نوین» نوشته میشل بنرونسکی و ترجمه لطیف کاشیگر که توسط نشر فرهنگ معاصر منتشر گردیده در همین راستا تدوین شده است. کتابی برای شناساندن فیزیک معاصر و نه فهماندن آن. علمی که با صفاتی چون دشوار، سخت و گستاخ شناخته شده است. این کتاب برای این است که فیزیک نوین را از دیدی اساسا مفهومی معرفی کند. در این راستا و بویژه برای بازسازی شاخص‌های گاه‌شماری، در فصل اول به دردسرهایی اشاره خواهیم کرد که مفهومهای بنیادین موج و نقطه مادی در پیچ و خم تاریخ نظریه‌های صوت و نور با آن‌ها روبه‌رو بوده‌اند.

کتاب در توصیف کلاسیک تاریخ فیزیک، دانسته مکانیک گالیله‌ای_ نیوتونی را محور اصلی تکامل انتخاب نکرده است. زیرا گزارش تلاش‌های تدوین کردن نظریه موجی برای صوت و نور پرمایگی و باروری مفاهیم کلاسیک فیزیک را برجسته‌تر می‌کند. بویژه مکانیک نیوتونی به توصیف موجی بسیار وابسته بوده است. افزون بر آن ترتیب زمانی فصل‌ها بر اهمیت فیزیک نوین تاکید دارد، از این رو، فصل اول تحول مفهوم موج را تا میانه‌های سده نوزدهم گردهم می‌آورد. فصل دوم، به بازساخت‌هایی که در پایان سده نوزدهم رخ داد می‌پردازد. فصل‌های بعد سده بیستم را به برهه‌های تقریبی ۲۰ ساله تقسیم می‌کند. در این تقسیم‌بندی‌ها نیز گسل‌های زمانی مهم رعایت شده است. برای نمونه، سالهای ۱۹۳۳ و ۱۹۴۵ که آغاز و پایان نازیها را نشان می‌دهد. درست به سبب وضع سیاسی حاکم بر جهان، در سرگذشت فیزیک نیز پر اهمیت بوده است.

به نقل از الف

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]