تاریخ انتشار خبر: 07 مرداد 1395 - ساعت 12:03:16
«خواجه نظام الملک طوسی»

«خواجه نظام الملک طوسی»

درواقع طباطبایی با در اختیار گرفتن مفهوم تداوم تاریخی و فرهنگی به عنوان یکی از مفاهیم تاریخ ایران‎زمین در منظومه فکری خود، به سوانح احوال خواجه و جایگاه سیاست‎نامه‎ی او در تاریخ اندیشه این دیار پرداخته است.

«خواجه نظام الملک طوسی»
(گفتار در تداوم فرهنگی ایران)
نوشته: سیدجواد طباطبایی
ناشر: مینوی خرد، چاپ اول ۱۳۹۳
۳۳۳صفحه ، ۱۷۰۰۰ تومان

در تاریخ سپهر سیاست این دیار فراوان نیستند مردان نامداری که گامهایی تأثیر گذار و بزرگ برداشته اند و در این رهگذر مسیر تاریخ را دگرگون کرده اند. خواجه نظام الملک طوسی یکی از همین نامداران تاریخ است که به واسطه رل مهمی که در مقطع مهمی از تاریخ این دیار بازی کرده از او به بزرگی یاد می شود.

ایرانیان شرمسار از شکست دربرابر اعراب، که بزرگ مردان این سرزمین را به موالیان بادیه نشینان بدل ساخته بود، در برابر قوم غالب، تمام و کمال سرخم نکردند. دین اسلام را پذیرفتند، اما فرهنگ اعراب را نه چندان و در درازمدت با بقایای فرهنگ غنی خود، میهمانان ناخوانده را تحت تاثیر خود قرار دادند. حکایت تاثیرگذاری و تاثیر پذیری اعراب و ایرانیان، حکایتی ست دراز دامن از منظر های مختلفی بدان نگریسته شده که در اینجا مارا بیش از این با آن کاری نیست.
به هر روی بعد از پیروزی اعراب و فروپاشی شاهنشاهی ساسانیان؛ این سرزمین به مجموعه ای از مناطق بدل شده بود که به شکلی ملوک الطوایفی اداره می شدند. اما در زمان چیرگی سلجوقیان بر بیشتر مناطق این دیار و وسعیت یافتن مرزهای تحت نفوذ آنها، سلاجقه تصمیم گرفتند که القاب دوران پیش از اسلام را در مورد خود بکارگیرند.

آنها خود را شاهنشاه نامیدند، از این پس بود که سلطان به سایه خدا بر زمین و سلطان اسلام بدل شد. کسی که مورد تایید خلیفه بود و به عنوان رأس هرم سیاسی ضامن جاری ساختن قوانین اسلام بر روی زمین (منطقه تحت حکومتش) محسوب می شد.

در چنین روزگاری بود که خواجه نظام الملک، به عنوان وزیر آلب ارسلان، جامه‌ی سیاست و وزارت برتن کرد. او در طول سه دهه وزارت خود نقشی تعیین کننده و تأثیرگذار در تاریخ این دیار برعهده داشت. یکی از مهمترین جنبه های فعالیت او این بود که توانست در داخل مرزهای ایران به وسعت روزگار ساسانیان رسیده بود، وحدتی متداوم  ایجاد کند که یک پادشاهی مرکزی مقتدر را جایگزین شکل ملوک الطوایفی پیش از آن سازد اما این مهم به لحاظ درونی و بیرونی از جنبه های مختلفی برخوردار بود که بر اهمیت کار خواجه دلالت دارد.

اما در پس این رخدادها، بر ایران و ایرانیان چه گذشت؟ کتاب «خواجه نظام الملک» به قلم سیدجواد طباطبایی شرحی است خواندنی پیرامون این ماجرا که با تحلیلی از منظر اندیشه سیاسی روایت شده است. طباطبایی براین باور است که خواجه نظام الملک در این دوره‌ی حساس از تاریخ ایران که نزدیک به سه دهه به طول انجامید با ایجاد وحدت در این سرزمین، زمینه ‌تدوام فرهنگی را در آن به وجود آورد و در نهایت به جایی رسید که به زعم او «قُنقنُس ایران بار دگر از خاکستر خود سر برآورد.»

گفتیم سلجوقیان با گسترش مرزهای شرقی ایران به مرزهای روزگار ساسانیان نزدیک شدند. کسب چنین قدرتی باعث شد آنها خود را با القاب دوران ساسانیان بخوانند. اما بکار بردن این القاب از منظر وزیر کاردانشان مشکلی را حل نمی کرد، بنابراین او کوشید آنها را با نحوه مملکت داری در دوران پیش از حمله اعراب آشنا سازد.

چنین شرایطی فرصتی را فراهم ساخت تا غزالی از منظر فقهی و فلسفی و خواجه نظام الملک از منظر سیاسی، زمینه های لازم را برای شکل گیری نظریه ای برای اتحاد دین و دولت و همچنین خلیفه و سلطان، ترتیب داده و به واقع اندیشه سیاسی جدیدی را مطابق زمانه ترتیب دادند.

خواجه نظام الملک نه تنها در کسوت وزارت مرد عمل در این میدان بود بلکه با کتاب مهم خود سیاستنامه بیانیه سیاسی این وحدت را از منظر نظری و عملی صادر کرد که هدف آن تجدید ساختارهای کهن فرمانروایی ایرانشهری در دوره اسلامی و چیرگی غلامان ترک (سلجوقیان) بود. از این سبب سید جواد طباطبایی عمل و نظر (کتاب سیاستنامه) خواجه نظام الملک را یکی از عمده ترین ارکان تداوم نظری و عملی تاریخ اندیشه (سیاسی) ایران زمین به شمار می آورد.

سید جواد طباطبایی از معدود اندیشمندان ایرانی است که از منظومه فکری مدونی برخوردار است و براین اساس در حوزه ای که به شکلی تخصصی در آن تعمق کرده است، یعنی تاریخ اندیشه سیاسی، برای هر سوالی پاسخی در نسبت با این منظومه وجود دارد.

اگر طباطبایی در این منظومه فکری از ایده زوال اندیشه سیاسی را مطرح ساخته، این ایده در تعارض با بحث تداوم فرهنگی در تاریخ ایران نیست، چرا که طباطبایی براین باور است که فرهنگ سیاسی ایرانیان تداوم داشته؛ ولی با وجود این تداوم در دوره‌هایی به سوی زوال رفته است.

درواقع طباطبایی با در اختیار گرفتن مفهوم تداوم تاریخی و فرهنگی به عنوان یکی از مفاهیم تاریخ ایران‎زمین در منظومه فکری خود، به سوانح احوال خواجه و جایگاه سیاست‎نامه‎ی او در تاریخ اندیشه این دیار پرداخته است. از این منظر درواقع با یک تیر دو نشان زده، هم به زندگی خواجه نظام الملک و عمل و نظر او در سیاستنامه اش پرداخته و هم تداوم فرهنگی در منظومه فکری خود را تداوم بخشیده است.

کتاب خواجه نظام الملک به قلم سید جواد طباطبایی از چهار بخش تشکیل شده است، البته به غیر از این چهار بخش، کتابنامه، نمایه و در آمدی کوتاه نیز برای آن تدارک دیده شده است. سوانح احوال خواجه نظام الملک و وضع زمانه او؛ اندیشه ایران شهری و تداوم فرهنگ ایران زمین؛ مقام سیاستنامه در تاریخ اندیشه سیاسی ایران و سرانجام در بخشی تحت عنوان برخی ملاحظات پایانی به جمع بندی بحث پرداخته است.

این کتاب، بعدها طباطبایی با ویرایشی تازه آن را به دست چاپ رساند و حالا در مجموعه آثارش که به همت نشر مینوی خرد با کتاب پردازی بالاتر از حد استاندارد بازار نشر ایران عرضه شده است و حیف است که علاقمندان تاریخ به ویژه تاریخ سیاسی ایران آن را از دست بدهند.

به نقل از الف

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]