تاریخ انتشار خبر: 23 شهريور 1395 - ساعت 12:45:53
«در چشم باد»؛ با الهام از «جاده جنگ»

«در چشم باد»؛ با الهام از «جاده جنگ»

آقای منصور انوری را حالا خیلی‌ها با رمان هشت جلدی «جاده جنگ» می‌شناسند. رمانی که روایت‌کننده بخشی از تاریخ ایران از شهریورماه 1320 به بعد و اشغال بخش‌هایی از خاک ایران توسط ارتش انگلیس و شوروی است. انوری با تکیه بر برخی حوادث واقعی که در زمان اشغال خراسان توسط ارتش بلشویک روی داده است دست به نگارش رمانی زده که قرار است تا 20 جلد ادامه پیدا کند.

آقای منصور انوری را حالا خیلی‌ها با رمان هشت جلدی «جاده جنگ» می‌شناسند. رمانی که روایت‌کننده بخشی از تاریخ ایران از شهریورماه 1320 به بعد و اشغال بخش‌هایی از خاک ایران توسط ارتش انگلیس و شوروی است. انوری با تکیه بر برخی حوادث واقعی که در زمان اشغال خراسان توسط ارتش بلشویک روی داده است دست به نگارش رمانی زده که قرار است تا 20 جلد ادامه پیدا کند.

تاکنون هشت جلد از این رمان توسط انتشارات «سوره مهر» منتشر شده است. رمان انوری از شهریورماه 1320 و هجوم قوای بیگانه به ایران و خلع رضاخان از سلطنت آغاز می‌شود. به تعبیر انوری بخش زیادی از شخصیت‌های رمان او واقعی‌اند. این رمان قرار است تا پایان جنگ و ارتحال امام خمینی(رحمه‌الله علیه) ادامه پیدا کند. به بهانه فرا رسیدن دهه سوم شهریور سراغ این نویسنده مشهدی رفتیم.

رمان جدیدتان هم به تازگی منتشر شده است. خط سیر داستانی این رمان گویا در «جاده جنگ» هم اشاراتی به قضیه‌ای داشتید که خط سیر داستانی «عشق‌آباد تا عشق‌آباد» را تشکیل می‌دهد.

بله. «عشق‌آباد تا عشق‌آباد» در سه زمان مختلف جریان دارد که البته بخشی از آن مربوط به جنگ جهانی دوم است. اصل این واقعه هم الهامی است که از یک حادثه واقعی گرفته‌ام. یکی از افسران ارتش کمونیست که در جنگ جهانی دوم همراه با ارتش شوروی وارد خاک ایران شده و مدتی در خراسان بوده‌اند، از واقعه شفا گرفتن یک بچه بیمار را در حرم رضوی آگاه می‌شود و این در پسِ ذهن او می‌ماند. این فرد سال‌ها بعد در دهه چهل شمسی که نوه‌اش مبتلا به نوعی سرطان خون پیشرفته بوده است، به‌رغم مخالفت پدرِ فرزند، نوه‌اش را به کمک مادر بچه، دزدیده و به مشهد می‌آورد تا شفای او را بگیرد. در «جاده جنگ» هم اشاره مختصری به این ماجرا کرده‌ام. یکی از کارگردانان معروف برای ساخت نسخه سینمایی «عشق‌آباد تا عشق‌آباد» اظهار تمایل کرده است.

کار «جاده جنگ» به کجا رسیده است؟
نگارش جلد دوازدهم «جاده جنگ رو به اتمام است. هشت جلدش هم که راهی بازار شده است. جلد نهم و دهم هم آماده انتشار است.

کی منتشر می‌شود؟
باید از ناشر بپرسید.(خنده)

تعداد جلدهایش محدود به همان 15 جلدی خواهد بود که قبلاً گفته بودید؟
نه! قطعا از 20 جلد فراتر خواهد رفت. در طرح ذهنی که برای پایان داستان در نظر گرفته‌ام، پایان جنگ و ارتحال حضرت امام(رحمه‌الله‌علیه) نقطه پایان «جاده جنگ» خواهد بود.
«جاده جنگ» ناظر به بخشی از تاریخ مقاومت مردم ایران در برابر قوای بیگانه است. رمان شما صرفاً رمان و برپایه تخیل است یا اینکه شخصیت‌هایش واقعی‌اند؟ اگر واقعی‌اند چقدر؟
حدود 90 درصد شخصیت‌های رمان من واقعی هستند. البته تکه تکه در زمان‌های مختلفی آنها را در کنار هم قرار داده‌ام. در برخی موارد اسامی عوض شده‌ و در برخی موارد هم عوض نشده‌اند. شخصیت اصلی داستان هم (رضا شریفی) یک شخصیت واقعی است. احتمالا الان هم در قید حیات باشد. آخرین مرتبه فکر کنم حدود 15 یا 20 سال قبل بود که او را دیدم.

یکی از انتقاداتی که به مجموعه‌های تا الان منتشر شده «جاده جنگ» وارد شده این است که رمان بخصوص در جلدهای ششم و هشتم از سیر اصلی داستان‌گویی خود خارج می‌شود و وارد فضاهای سوررئال می‌شود...
ببینید من در حال نوشتن هستم و کارم را می‌کنم. واقعیتش را بخواهید تا به حال چنین چیزی نشنیده بودم. این مسأله را برای نخستین مرتبه از شماست که می‌شنوم. در هر حال نباید از یاد برد که وجه اصلی کار در «جاده جنگ» حالت مستند است. رعایت اقتضائات مستند هم الزاماتی دارد که بعضاً دست نویسنده را می‌بندد.
عمده کار در این موضوع، رعایت خط سیر تاریخی است. آنچه از من بر می‌آید این است که بتوانم این خط سیر تاریخی را با قالب داستان‌گویی انطباق دهم. اگر دقت کرده باشید از همه شیوه‌های نگارش اعم از رئال و سوررئال هم استفاده کرده‌ام. با این حال پایبندی مطلق به هیچ یک از اینها ندارم. عمده کار را مستند کردن جریان انقلاب قرار داده‌ام. زمانی که کتاب جایزه جلال را به خود اختصاص داد هم بعضی انتقادات از آن شده بود.

تا به حال مذاکراتی برای اقتباس از این رمان به یک اثر تلویزیونی یا سینمایی نشده است؟
هنوز بحث مشخصی نشده است. البته زمانی که هنوز کتابی به نام «جاده جنگ» وجود نداشت، طرح داستان را نوشتم و قرار بود یک سریال 30 قسمتی از روی آن تولید شود که بنا به دلایلی این اتفاق نیفتاد. سریال «در چشم باد» آقای جعفری جوزانی هم با الهام از ایده اولیه داستانی بود که نوشته شده است. با این حال ایشان صلاح دیدند که تغییراتی در خط اصلی داستان آن اتفاق بیفتد. در نهایت هم سریال 30 قسمتی اولیه تبدیل به «در چشم باد» 50 قسمتی شد. اصل قضیه در خراسان اتفاق افتاده بود که ایشان آن را به تهران تغییر دادند. همچنین مقطع زمانی هم در زمان جنگ جهانی دوم بود که ایشان تشخیص دادند داستان خودشان را از جنگ جهانی اول روایت کنند و تا جنگ تحمیلی ادامه دهند.

ممنون از اینکه وقت‌تان را در اختیار ما گذاشتید. اگر حرف و نکته‌ای باقی مانده،  بفرمایید.
کاش رسانه‌ها به مباحث ادبی توجه بیشتری نشان دهند. به هر حال ادبیات داستانی، حکم دو و میدانی در ورزش را دارد و مادر بعضی هنرها مانند تئاتر و سینماست. کاش این موضوعات در رسانه‌ها مورد توجه بیشتری قرار می‌گرفت. مثلاً همین جایزه جلال را ببینید. معتبرترین جایزه ادبی کشور با 110 سکه‌ که الان تبدیل به جایزه‌ای با 30 سکه شده است. خب اینها روی کیفیت کار اثر می‌گذارد. من یادم است زمانی بعضی از شرکت‌کنندگان و حتی برندگان جایزه جلال از مقاطع تحصیلی بالا مانند دکترا و امثالهم بودند ولی الان دیگر آن سطح در این جایزه دیده نمی‌شود.

به نقل از روزنامه صبح

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]