تاریخ انتشار خبر: 06 مهر 1395 - ساعت 07:45:28
صد حکایت تربیتی

صد حکایت تربیتی

کتاب حاضر، سیره پیامبر اکرم(ص) و ائمه(ع) و بزرگان را در تربیت کودکان و نوجوانان بیان می‌کند و نکته‌‏هاى روان شناختى و تربیتى آن را به خواننده ارائه مى‏‌دهد.

صد حکایت تربیتی

مرتضی بذرافشان

بوستان

پیدایش موانع و مشکلات فراوان در مسیر تربیت فرزندان، شناخت شیوه‏هاى درست و کارآمد تربیتى را ضرورى مى‏سازد، شیوه و سیره اولیاى الهى در تربیت مى‏تواند راهى مؤثر در هدایت فرزندان باشد. کتاب حاضر، سیره پیامبر اکرم(ص) و ائمه(ع) و بزرگان را در تربیت کودکان و نوجوانان بیان می‌کند و نکته‌‏هاى روان شناختى و تربیتى آن را به خواننده ارائه مى‌‏دهد.

صد حکایت تربیتی شامل روایات، حکایات و نکته‌هایی از دوران کودکی بزرگان است که گردآورنده آن را از منابع مختلف استخراج کرده و در این نوشتار گرد آورده است .عناوین برخی مطالب کتاب بدین قرار است : توجه به کودک, مسئولیت پدران, تبعیض ناروا, تربیت قبل از تولد, فرزند, نتیجه دعا, کودک و تاثیرات محیط, بوسیدن کودک, گام اول در تنبیه کودک. گردآورنده در این نوشتار بر آن است ضمن بازگو کردن گوشه‌هایی از زندگی بزرگان, شیوه‌های صحیح ارتباط والدین با کودکان را تبیین نماید.

مربی در حاشیه این کتاب می تواند:

1- سیره فردی و اجتماعی پیشوایان معصوم(ع) را برای مخاطب تشریح کند.

2-الگوهای مناسبی را به نوجوان معرفی کند

3- با کتابهای مفصل تری که در همین سیرمطالعاتی گنجانده شده، کارهای تحقیقی عمیق تری را در این زمینه از متربی خواستار شود.

محورهای کتاب:

1- بررسی سیره تربیتی معصومین(ع

2- واکاوی فضائل ارزشمند اخلاقی

3-آشنایی با سیره بزرگان در قالب داستان ‌های متنوع 

گزیده متن:

گروهي از كودكان مشغول بازي بودند. ناگهان با ديدن پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ كه به مسجد ميرفت، دست از بازي كشيدند و به سوي حضرت دويدند و اطرافش را گرفتند. آنها ديده بودند پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ حسن ـ عليه السّلام ـ وحسين ـ عليه السّلام ـ را به دوش خود مي گيرد و با آنها بازي مي كند. به اين اميد، هر يك دامن پيامبر را گرفته، مي گفتند: «شتر من باش».

پيامبر مي‌خواست هر چه زودتر خود را براي نماز جماعت به مسجد برساند، اما دوست نداشت دل پاك كودكان را برنجاند. بلال در جستجوي پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ از مسجد بيرون آمد، وقتي جريان را فهميد خواست بچه‌ها را تنبيه كند تا پيامبر را رها كنند. آن حضرت وقتي متوجه منظور بلال شد، به او فرمود: «تنگ شدن وقت نماز براي من از اين كه بخواهم بچه‌ها را برنجانم بهتر است. »

پيامبر از بلال خواست برود و از منزل چيزي براي كودكان بياورد. بلال رفت و با هشت دانه گردو برگشت. پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ گردوها را بين بچه ها تقسيم كرد و آنها راضي و خوشحال به بازي خودشان مشغول شدند.

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]