تاریخ انتشار خبر: 30 مهر 1395 - ساعت 15:48:14
قصه گل بو و گل رو

قصه گل بو و گل رو

کتاب داستان دوستی دو دختر به نام های" گل رو "و "گل بو" ست که در همسایگی هم زندگی می کنند.گل بو همیشه دستهایش معطر است.گل روتقریبا برخوردار از نعمتهای فراوان اماآرزو دارد دستهایش مثل گل بو معطر باشد...

کتاب داستان دوستی دو دختر به نام های" گل رو "و "گل بو" ست که در همسایگی هم زندگی می کنند.گل بو همیشه دستهایش معطر است. راز دستهای معطر او همان کار لطیف و پر تلاش اوست ـ گل چینی و گلاب گیری ـ گل رو تنها نوه ننه رعناست .تقریبا برخوردار از نعمتهای فراوان اماآرزو دارد دستهایش مثل گل بو معطر باشد.

گل رو به کمک دوستش می آید و به طریقی مهربانانه او را باخود همراه می کند.تادر چیدن گلها ُپرپر کردن آنها و مراسم گلاب گیری با آنها همراه باشد.

گل رو به کمک دوستش و پاداشهایی که هرروز می گیرد ـمعطرشدن دستهایش ـ تشویقها و درایت ننه رعنا رفته رفته تنبلی را کنار می گذارد و به راز دستهای معطر گل بو پی می برد .چرا که اینک خود او دارای دستهایی معطر است .آقای محمد رضا یوسفی با استفاده از گل ُزیباترین جلوه جمال خداوند وگلاب و نامهایی که با گل همراهند ُگل بو وگل روقصه ای زیبا می آفریند.مشکل شخصیت اصلی داستان گل رو که مشکل بسیاری از ما آدم هاست ُحل می شود .تنبلی وکسالت جای خود را به شادابی و تلاش و کار می دهد .این یک نگاه هنرمندانه و نیز یک استفاده بخردانه و هنرمندانه از مساله گلاب و گلاب گیری است.

خواننده در کنار این پیام زیبای اخلاقیُ با مراسم گلابگیری نیز آشنا می شود .گل رو راز دستهای خوش عطر را که می یابد به آرامش می رسد. نگاه به گل در داستان روی گل سر می خورد به سمت گل چینی و گلاب گیری و این یعنی  نوعی استفاده هنرمندانه است از گل در مسیر شکل گیری داستان.

داستان روان ُساده و زیباست .به طرح معنایی زیبا می پردازد..شخصیت ها در حد ظرفیت قصه اند.صمیمی نزدیک و قابل حس.داستان دارای جاذبه و کشش است.نویسنده از زیاده گویی و پراکنده نویسی پرهیز کرده.داستان دور محور شخصیت گل رو می چرخد .در نهایت این گل روست که با کمک دوستی که نام زیبای گل های را به همراه دارد همانند یک غنچه باز می شود تا گلستان زندگی از عطر وجود او خوشرنگ تر شود .

قطع کتاب مناسب و رنگها شادندو مناسب گروه سنی ج ودر جهت موضوع و فضا و در حال و هوای داستان .مادر بزرگ گل رو نقش سازنده ُُراهنمایی کننده و موثری را در داستان دارد.محبت او به گل رو مانع از هدایت و تربیت نوه اش در مسیر درست زندگی نمی شود .او به دلیل سن و تجربه اش حتما راز دستهای معطر را می شناسد .اما با صبر و درایت به گل رو فرصت می دهد تا با کار و تلاش و تحمل به این تجربه زیبا برسد و حقیقت را کشف کند .چرا که اثر این کشف و تجربه در او بسیار ماندنی وعمیق تر است.تغییر وتحولی که در شخصیت گل رو ایجاد می شود به لطافت همان گلهای محمدی عطر آفرین است.مثل باز شدن غنچه گل است زیبا و با شکوه! نکته جالب دیگر نگاه نویسنده به سختی و تلاشی است که گل بو و گل رو می کشند این نگاه نه سیاه و تلخ که همراه با امید و روشنایی است.

کتاب در نوع خود جالب آموزنده و برانگیزاننده حس وخیال است و آدمهای داستان هم هر کدام شخصیتی قابل تامل دارند .برای نویسنده محترم آزروی موفقیت داریم و منتظر نوشته های بعدی شان هستیم.

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]