تاریخ انتشار خبر: 30 مهر 1395 - ساعت 16:27:46
تو بوی سیب می دهی

تو بوی سیب می دهی

كتاب" تو بوي سيب مي دهي "با جلدي از سيب‌هاي سبز در زمينه اي سبز روشن و تيره همراه با نقش هايي كه شايد بتوان به پنجره پنجره هاي دخيل و آرزوشبيه شان كرد،طراحي شده است.

كتاب" تو بوي سيب مي دهي "با جلدي از سيب‌هاي سبز در زمينه اي سبز روشن و تيره همراه با نقش هايي كه شايد بتوان به  پنجره پنجره هاي دخيل و آرزوشبيه شان كرد،طراحي شده است.مگر نه آنكه ائمه راه‌هاي نزديكي و آشنايي و توسل به خدايند؛ پس مي توان از اين پتجره افق نگاه را با افق وجود ائمه تنظيم نمود. صفحه بعد مزين به نام خداوند است. نامي به زيبايي رحمت و عشق او كه عاشق بندگان خود است و مهربانترين به آنها وسيار مهربانتر از خود آنها به خويشتن!

صفحه بعد از كتاب مي گويد كه شامل چيست و براي كدام گروه هاي سني نوشته شده و البته اين همه آن چيزي ست كه جلد كتاب قبلابرايمان گفته بود .حس مي كنم تكرارغير لازمي ست.

دو صفحه بعد اختصاص دارد به شناسنامه كتاب و فهرست آنچه خواهيم خواند .آخرين عنوان شعرها ؛ همان نام كتاب است همان چيزي كه حدس مي زدم –اشاره به وجود مقدس آقا امام زمان دارد. به نظرمي رسد واژه "سيب" به جهت تكرار در شعر شاعران و آثار ديگر به شكل نمادين،عطرو بويش كمرنگ تر شده و نقش تمثيلي و نمادين خودرا- به شكل نو باتاثيرگذاري حسي لازم – از دست داده.

صفحات بعد به توضيح آقاي ابراهيمي مي پردازد اينكه سرودن درباره چهارده معصوم براي شاعران دشوار است و و...آقاي ابراهيمي با تواضع به اين نكته اشاره داردكه هر وقت به سراغ اين مقوله رفته با شكست روبه رو شده است .ايشان دليل اين شكست را عدم شناخت كافي در باره موضوع مي داند و صادقانه اذعان مي دارد كه از آنچه اكنون به عنوان برگ سبزي تحفه درويش تقديم مي دارند، راضي نيستند . عدم شناخت، البته نكته موثر و تعيين كننده اي است.عشق و ارادتي كه همراه با معرفت و و تفكر باشد ضمن گستردگي، به شعر عمق مي بخشد .و البته اين چيزي ست كه بعضا در شعر بعضي از دوستان جوان كمتر احساس مي شود .

آقاي ابراهيمي تجربه زيبايي در كتاب "فصل خون مهتاب "دارند.اين كتاب در باره فاجعه عاشورا و در رثاي حضرت امام حسين (ع)و خاندان و ياران بزرگوارشان سروده شده .لحظه هاي تصويري و حزن انگيز زيبايي دارد .كتاب را با بچه ها در ايام محرم و شب اربعين مرثيه خواني نموديم .كنار فضا سازي كودكانه و شمع هاي روشن بسيار تاثير گذاربود.

فارغ از اين مجموعه مشخص نيست،چرا شعراي ما به اين درياهاي عظيم رحمت كه مي رسند، دل به موجهاي بلندتر نمي سپارند و پرنده خيالشان را در هواهاي بلندتر به پرواز در نمي آورند .چگونه است كه محتشم در تاريخ شعر و ادبيات ما مي آيد و آنگونه از امام حسين (ع)و فاجعه عاشورا مي گويد كه به قول خود او، سرهاي قدسيان هم بر زانوي غم خم مي شود و خورشيد آسيمه سر از مغرب آسمان طلوع مي كند و آشوب در دل تمامي ذرات عالم مي افكند! شهريار مي سرايد از علي(ع)همان هماي رحمت و چنان با عشق و صلابت مي گويد و مي گويد كه تا جان وجود رخنه مي كند و بر دل مي نشاند همه آنچه بايد نشانده شود و بماند .

ائمه عزيز ما گرچه جميع صفات نيكو را دارا هستند اما هركدام به خصلت ها و شاخصه هايي معروف شده اند ؛مثلا رافت، مهرباني اخلاق ،صبر، امانتداري ...رسول گرامي اسلام حضرت محمد مصطفي(ع)؛ جوانمردي ،يتيم نوازي، شجاعت حضرت علي(ع) صبر و حلم امام حسن مجتبي (ع)شجاعت ،آزادمردي امام حسين (ع)عبادات و صبر و روشنگري هاي امام سجاد (ع)علم آموزي امام باقر (ع)صداقت و تلاش در جهت علم آموزي و پايه گذاري مذهب تشيع نزد امام صادق(ع)حلم و صبر و فرو بردن خشم در امام موسي كاظم (ع)عفو، رحمت ،غريبي و رافت امام رضا(ع)جودو بخشندگي امام جواد (ع)هدايت و راهبري امام هادي (ع)علم و روشنگري و تربيت مومنين و تكيه و ستون دين بودن امام حسن عسكري(ع)در عصر دشمني و جاهليت و بالاخره امام زمان (عج)كه حجت خدايند بر روي زمين و قرار دلها ،اميد و آخرين ستاره دين كه دلها همواره براي تجلي اين ستاره مي تپد و دعا مي كند.

معروف بودن اين صفات در هريك از ائمه به معناي عدم وجود آن در ديگران نيست؛ چرا كه ائمه عليهم السلام الگو هاي كامل بوده اند و شايد ضرورت زمان و شرايط موجب توجه به يك بعد شخصيتي خاص ايشان شده است .

ما در موضع يك شاعر ،داستان نويس ويا...آيا بايستي همواره تنها با اشاره به اين صفت و بعضا بسيار محدود به اين اقيانوس هاي پر مرواريد بنگريم و يا نه از جايگاه والاتري با تكيه بر عشق ،معرفت ،درك و دريافتهاي معنوي فراتر، افقهاي وسيع تري را مقابل مخاطب بگشاييم. دل به موجهاي بلندتراين اقيانوس بسپاريم .هربار سوار بر موجي تازه و هرباز با يك مرواريد تاره تربه ساحل شعر قدم بگذاريم اين ساحل كه اگر همسايه دريا نباشد ديگر معنا ندارد؛هواي تازه ندارد؛ موج ندارد و وقتي تمام اينها از ساحل شعر گرفته شد كمترعابري به هواي دريايي شدن به ساحل شعر پا خواهد نهاد .

اكنون نيز بساري از شاعران صاحب ذوق مي توانند در اين آسمان آنچنان پرواز كننند كه بزرگي، شجاعت ،صبر ،ايثار،عدالت، مهرباني و و ديگر بزرگي ها وسيره ائمه عليهم السلام نيز در شعرشان متجلي شود. معصوميت حضرت علي اصغر (ع)صبر حضرت زينب (س)و رشادت حضرت ابوالفصل العباس (ع)عظمت سرور شهيدان حضرت امام حسين (ع) تشنگي وعطش و سوز كربلارا تا هميشه تاريخ در جانمان بدواند؛نه در هر محرم كه هرروز شعله كشد و گرمايمان بخشد.

 در تصوير آخر كتاب رنگها با موضوع شعر يكساني ندارند؟به نوعي ياد آور كسالت و دلشكستگي شاعرند كه در پايان شعر گفته شده اما انتظار كه به قول شاعر بوي بهار ياسمن و نرگس مي دهد مي بايستي به رنگ وجنس اين عناصر نزديكتر باشد و در نهايت نوعي روشني و شادابي بيافريند.

شعر" مهمان خراسان "به شخصيت امام رضا(ع)مي پردازد. در قالب چهار پاره.شعر آرام است.مثل شخصيت مهربان و آرام امام رضا(ع)

آرامشي از ايمان /در لحن صدايش بود/هرچيز ،خدا مي خواست /راضي به رضايش بود!غصه غربت امام مضمون چهار پاره بعدي را مي سازد.و بعد از اين هم به تاريخ حضور امام در خراسان مي پردازد .از ايمان امام مي گويد و درس آموزي ايشان از قرآن و شهادت؛اينها واقعيت هاي تاريخند ؛.به نظر مي رسد رسالت شاعر البته بايستي بالاتر از اين باشد .او به دريافت هاي حسي و عاطفي بالاتري مي رسد و هنر او در اين است كه مي تواند اين لحظه ها را با شگردها ي شاعرانه و به كار بردن عناصر شعري مثل عناصر مختلف خيال ،موسيقي،زبان و...متناسب با گروه سني مخاطب –در ادبيات كودك و نوجوان –به مخاطب منتقل نمايدوبه شعر گسترش و عمق بيشتري ببخشد.

در ارتباط با شعر"مهمان خراسان"پرداختن به اين مواردمي تواند در آفرينش آثار موفق تر موثر و  رهگشاباشد.تصويرهاي شعري –به كار گيري صور مختلف خيال در شعر،موسيقي شعر-اعم از واژه ها ،حروف،قافيه و موسيقي معنايي شعر – واژگان شعري،نوآفريني درنگاه وعناصر و ابعاد مختلف در شعر، مي تواند نگاه روشن تري در ارتباط با شعر به ماببخشدوآثار درخشان تري در حيطه ادبيات كودك و نوجوان بيافريند.

یادداشت از مرضيه قاسمي

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]