تاریخ انتشار خبر: 04 دي 1395 - ساعت 21:11:12
یادداشتی بر کتاب افعی‌کشی، نوشته‌ی مهدی کُرد فیروزجایی

یادداشتی بر کتاب افعی‌کشی، نوشته‌ی مهدی کُرد فیروزجایی

نویسنده با استفاده از تکنیک‌های هنر داستان‌نویسی، فرازهایی از زندگی پرکشمکش فرشید را به‌نمایش می‌گذارد و او را در موقعیت‌های بسیار دشواری قرار می‌دهد تا سیر سقوط انسان‌های بی‌اعتنا به آموزه‌های مذهبی را به‌وضوح نشان دهد.

رمان افعی‌کشی داستان زندگی مردمی ساده‌دل و گمراه است که خوشبختی و آرامش خود را در موهبت‌های مادی و لذت‌های دنیوی دنبال می‌کنند و برای حل مشکلات خود، به علم و آگاهی و کارکردهای آموزه‌های مذهبی وقعی نمی‌نهند. شخصیت اول داستان مردی است به نام فرشید که اختلاف جزئی‌ای با همسرش دارد: به علت سادگی و جهالت، در دام یک شبکه‌ی اجتماعی کوچک تبهکار می‌افتد. داستان بر روی این ریل شروع به حرکت می‌کند و کاملاً جذاب و پرکشش به جلو می‌رود.

یکی از واقعیت‌های فرهنگی جامعه‌ی ما هم همین قصه‌ی بلاهت و عقب‌ماندگی مردم میان توده‌های متوسط‌به‌پایین است که از دیرباز به مانند یک درد، بلکه زخمِ مزمن، در فهم و شعور مردم جا خوش کرده و انگار قرار نیست درمان شود و یا بهتر بگوییم که انگار آگاهان جامعه قصد درمان آن را ندارند و بدیهی است که مسئولیت درمان این درد و زخم عموماً بر عهده‌ی متولیان فرهنگی و خصوصاً جایی به نام حوزه‌ی علمیه و مبلّغان دینی است که در آن‌جا تربیت می‌شوند. البته، انصاف این است که سیاست‌های کلان حوزه و قریب‌به‌اتفاق حوزویان، مخصوصاً آن‌هایی که در حوزه‌ی تبلیغ دین فعال‌اند، همیشه در واکنش‌های رسمی و عمومی خود، مواضع مخالفشان را با این مقوله فریاد زده‌اند و اگر فیروزجایی را طلبه‌ی حوزه‌ی علمیه‌ی قم بدانیم، او می‌تواند بهترین نماینده‌ی حوزه باشد که با این رمان، دیدگاه حوزه به قضیه‌ی جادو و جنبل و رمالی را بیان کند. با این حال، به‌نظر می‌آید که یا تبلیغات ناکافی بوده و یا برخورد اجرایی و حاکمیتی ناکارآمد بوده که هنوز این شیوه از کلاهبرداری مذهبی ـ اعتقادی هم‌چنان در کشور رواج دارد.

باری، کتاب افعی‌کشی مهدی کُرد فیروزجایی دقیقاً روی همین نقطه‌ی سیاه انگشت گذاشته و می‌خواهد چند و چون این قضیه را در آیینه‌ی هنر داستان نشان دهد.

در زندگی آدم‌های اصلی قصه‌ی افعی‌کشی چیزی به نام خدا و ایمان به غیب و اخلاق مذهبی دیده نمی‌شود و همین امر باعث می‌شود بیش‌تر فکر و ذکر آن‌ها پرداختن به شکم و زیر شکم باشد. تکرار عبارت «پول حلّال مشکلاته» از زبان فرشید و له‌له‌زدن برای رسیدن به پول کلان به‌خوبی نشان‌دهنده‌ی غفلت آن‌ها از مسائل معنوی است. هم‌چنین، وجود عواملی چون ماهواره و تلفن همراه، که سیطره و تأثیرگذاری‌شان بر زندگی زناشویی فرشید و فریده به‌خوبی نشان داده می‌شود، از دیگر نشانه‌های زندگی آدم‌های دنیازده و معنویت‌گریز داستان افعی‌کشی است.

نویسنده با استفاده از تکنیک‌های هنر داستان‌نویسی، فرازهایی از زندگی پرکشمکش فرشید را به‌نمایش می‌گذارد و او را در موقعیت‌های بسیار دشواری قرار می‌دهد تا سیر سقوط انسان‌های بی‌اعتنا به آموزه‌های مذهبی را به‌وضوح نشان دهد.

فرشید در دامی از پیش تعیین‌شده گرفتار می‌شود و کاراکترهای مقابل او، که مجموعاً باند تبهکاری را تشکیل می‌دهند، چنان نقش خود را به‌خوبی بازی می‌کنند که او دین و ایمانش را به بازی‌کننده‌ی نقش اصلی این نقشه، یعنی پیربابا، می‌بازد و از او پیش خودش یک خدای دروغین می‌سازد که اگرچه این بخش داستان شاید در ذهن یک خواننده‌ی معمولی اثرگذاری خوبی داشته باشد، برای خوانندگان حرفه‌ای، حقیقت‌مانندی آن زیر سؤال می‌رود. البته، اگر مهره‌چینی حرفه‌ای شطرنج‌وار را از هنرهای ذاتی یک نویسنده بنامیم، درمی‌یابیم که هنرِ خوبِ نویسنده است که این‌چنین هنرمندانه شخصیت اصلی داستان را از موانع عبور می‌دهد و به عاقبت‌به‌خیری می‌رساند.

البته، در این رمان خبری از آن عاقبت‌به‌خیری به معنای پایان خوش داستان نیست. همه چیز رازآلود پیش می‌رود و شاید خیلی از خواننده‌ها، بعد از اتمام خوانش داستان، متوجه بشوند که پیربابا چه جنایت‌هایی مرتکب شده است. اما فرشید، که دلباخته‌ی شخصیت رند و شیطانی و حیرت‌انگیز پیربابا شده و چیزی از خیانت‌های او به خودش نمی‌داند، حتی پس از اعدام‌شدن او نیز دست از حمایتش برنمی‌دارد و تا آن‌جا ادامه می‌دهد که جلوی مأموران حکومتی هم می‌ایستد، دستگیر می‌شود و کنج زندان را هم به‌تن می‌خرد.

در افعی‌کشی ناگفته‌های زیادی وجود دارد که نویسنده با ننوشتن آن‌ها خیلی چیزها را به خواننده منتقل می‌کند که خواننده با تفکر درباره‌ی آن‌ها شگفت‌زده می‌شود، اما فرشید، مرد شماره‌ی یک قصه، هم‌چنان در عالم جهالت و بلاهت خود غرق است و نمی‌داند یکی از قربانیان تجاوز پیربابا همسر خودش است.

داستان در این حوالی تمام می‌شود، ولی هم‌چنان در ذهن خواننده جریان دارد. خواننده حتی دوست دارد برای پیداکردن جواب بعضی از سؤا‌ل‌ها برگردد کتاب را از اول شروع کند.

به نقل از مجله ادبی آنلاین الف‌یا/یادداشت از مجید محبوبی

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]