تاریخ انتشار خبر: 18 بهمن 1395 - ساعت 15:22:39
شکنجه گران می گویند

شکنجه گران می گویند

این کتاب پس از تبیین نقش دستگاه اطلاعاتی در رژیم پهلوی و جایگاه آن در فصل نخست،‌ زمینه‌های پیدایش کمتیه مشترک ضدخرابکاری را در فصل دوم بررسی می‌کند.

شکنجه گران می گویند

نوشته: قاسم حسن پور

 

ناشرموزه عبرت

خاطرات و اعترافات بهمن نادری پور (تهرانی) و فریدون توانگری (آرش) دو تن از مشهورترین شکنجه گران ساواک شاه در دوران پایانی آن، بخش عمده ی آن را تشکیل می دهد.

این کتاب پس از تبیین نقش دستگاه اطلاعاتی در رژیم پهلوی و جایگاه آن در فصل نخست،‌ زمینه‌های پیدایش کمتیه مشترک ضدخرابکاری را در فصل دوم بررسی می‌کند. کمیته مشترک ضد خرابکاری به علت ناهماهنگی بین شهربانی و ساواک تشکیل و کمیته سوم ساواک و بخشی از شهربانی با یکدیگر ادغام شده و کمیته مشترک به وجود می‌آید. این کمیته، بازداشتگاهی داشته که تهرانی، شکنجه‌گر معروف در آن از مبارزان اعتراف می‌گرفته است. بازداشتگاه موقت کمیته مشترک، گاه به زندان تبدیل می‌شده و حتی مواردی بوده که تا سه سال فردی را آنجا نگه می‌داشتند.

در فصل سوم، نخست به ‌این موضوع پرداخته شده که آیا شاه از این شکنجه‌ها خبر داشته یا نه؟ تهرانی اعتراف می‌کند که همه موارد در بولتن‌هایی به اطلاع دربار نیز می‌رسیده است. پس از آن، انواع شکنجه‌های آن دوران با آوردن خاطرات افراد بیان شده است.

در فصل چهارم، فضای باز سیاسی پس از سال ۵۵ را بررسی کرده است. در این سال، دمکرات‌ها در آمریکا به ریاست جمهوری می‌رسند و بر رژیم فشار وارد می‌کنند که فضای بسته و استبدادی کشور را تلطیف کند. به همین علت، فضای باز سیاسی در دستور کار قرار می‌گیرد و در همین راستا، به حقوق بشر توجه می‌شود. این فضای باز سیاسی، تنها به دلیل وجهه بین‌المللی آن بوده و بنا بر اعترافات تهرانی و دیگران، در باطن دستور آمده بوده که به هر ترتیبی شده، مبارزان انقلابی سرکوب شوند. تهرانی می‌گوید: «از سال ۵۶ که مسئله حقوق بشر و فضای باز سیاسی در ایران اعلام شد، ساواک روش جدیدی را در پیش گرفت. به‌ این ترتیب که کادرهای مخفی را اگر دستگیر می‌شدند، پس از شکنجه با سیانور و وسایلی که احتمالا مجهز به صداخفه‌کن باشد از بین می‌بردند». در پایان فصل، اواخر عمر کمیته مشترک و سپس در فصل پنجم با عنوان «فروپاشی دژ»، تصرف و تسخیر کمیته مشترک و دستگیری شکنجه گران بازگو شده است.

فصل ششم اعترافات تهرانی، آرش و بقیه در هشت جلسه اعترافات دادگاه است. پایان بخش این فصل، اعترافات دیگر بازجویان و شکنجه‌گران ساواک بوده و پس از آن، فهارس آمده و سپس از صفحه ٣٣۵ تا پایان کتاب اسناد و عکس‌ها آمده است.

در بخشی از کتاب، فردوست درباره همکاری ساواک با موساد می‌گوید: «هنگامی که از انگلستان و آمریکا درخواست استاد ضد براندازی کردم، صلاحشان نبود که بفرستند و می‌خواستند که ساواک وابسته و متکی به اسرائیل باشد! از نیمرودی که خواسته شد،‌ برجسته‌ترین متخصص ضد براندازی اسرائیل را به تهران اعزام کرد؛ او همان فردی بود که بعدها معاون سازمان امنیتی سرائیل شد. او کلاس سه ماهه‌ای را تشکیل داد و سی نفر در کلاس او آموزش دیدند. وی کتابی نیز به همراه داشت که ترجمه شده و در اختیار پرسنل ذینفع و اداره کل آموزش قرار گرفت. ... در آغاز، دو یا سه تیم و هر تیم مرکب از حدود ده نفر از ادارات کل عملیاتی (دوم،‌ سوم، هشتم) برای آموزش به اسرائیل فرستاده شدند

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]