تاریخ انتشار خبر: 01 اسفند 1395 - ساعت 15:22:34
نگاهی به کتاب «تاریخ و نقد مکتب تفکیک»

نگاهی به کتاب «تاریخ و نقد مکتب تفکیک»

کتاب «تاریخ و نقد مکتب تفکیک» با هدف بیان تاریخچه و نقد ساختار فکری مکتب تفکیک با قلم حجت الاسلام محمدحسن وکیلی به رشته تحریر درآمده و در 260 صفحه توسط انتشارات کانون اندیشه جوان به زیور طبع آراسته شده است.

تضاد با فلسفه و علوم عقلی درطورل تاریخ توسط جریان های فکری متعددی دنبال شده است. تا جایی که در مراحلی نیز منجر به تکفیر فلاسفه شده و موجی از نفرت و دشمنی را علیه فلسفه و فیلسوفان مسلمان، در پی داشته است.

«مکتب تفکیک» نام جریانی است که در عصر حاضر با شعار ضدیت با فلسفه و عرفان شکل گرفته و با مرکزیت مشهد مقدس در شهرهای دیگری مانند قم و تهران نیز نفوذ و گسترش یافته است.

کتاب «تاریخ و نقد مکتب تفکیک» با هدف بیان تاریخچه و نقد ساختار فکری مکتب تفکیک با قلم حجت الاسلام محمدحسن وکیلی به رشته تحریر درآمده و در 260 صفحه توسط انتشارات کانون اندیشه جوان به زیور طبع آراسته شده است.

تاریخچه مکتب تفکیک در این کتاب با محوریت زیست‌نامه و شرح فعالیت­های فکری مؤسس این جریان، میرزا مهدی اصفهانی آغاز شده و در ادامه با معرفی چهره­‌های بارز و شخصیت­‌های علمی این جریان که اغلب از شاگردان میرزا مهدی اصفهانی بوده‌اند بیان شده است.

از شیخ محمود حلبی تولایی، مؤسس انجمن حجتیه و مرحوم آیت الله مروارید تا نوتفکیکیانی همچون سید جعفر سیدان و محمدرضا حکیمی در این بخش از کتاب مورد معرفی اجمالی قرار گرفته‌اند.

مؤلف که خود از فضلای حوزه علمیه مشهد مقدس بوده و آشنایی نزدیکی با ساختار فکری این جریان دارد، در قالب روش شناسی مکتب تفکیک گزارشی از جایگاه نقل، عقل و شهود نزد تفکیکیان ارائه کرده است. وی در این کتاب با ارائه نمونه­‌هایی از نظریات رهبران فکری جریان تفکیک، نگاه آنان نسبت به قرآن و روایات را مورد تحلیل، نقد و بررسی قرار داده و قول به تحریف قرآن را نیز به میرزا مهدی اصفهانی نسبت داده است.

دیدگاه حداقلی تفکیکیان در برخورد با عقل در مواردی حتی به انکار مطلق عقل منجر شده و در این کتاب با ذکر دلایلِ مورد استناد آنان بیان شده و مورد نقد قرار گرفته است.

در جمع‌بندی مطالب کتاب حول روش شناسی مکتب تفکیک، ادعا شده است که این جریان، از روشی واحد و رویکردی ثابت برخوردار نیست. همچنین در ادامه آمده است: تنها نقطه اشتراک همه ایشان، نوعی بی‌مهری به عقل و افراط درباره نقل و مخالفت با عرفان و فلسفه صدرایی است.

خداشناسی، جهان‌شناسی، انسان‌شناسی و معادشناسی موضوعات قابل توجهی هستند که آرای مهم جریان تفکیک حول این موضوعات به صورت مختصر و مفید بیان شده و در بوته نقد قرار گرفته است.

مؤلف با بیان آرای متعدد اندیشمندان تفکیکی، نتیجه‌ای مهم را در این کتاب، پیش‌روی مخاطب قرار می‌دهد. این نتیجه عبارت است از وجود اختلاف‌های فکری و نظری متعدد حول موضوعات مختلف، در میان رهبران فکری جریان تفکیک. برهمین اساس نویسنده کتاب، عنوان مکتب را برای این جریان اشتباه قلمداد کرده و نوشته است: «پس در حقیقت، تفکیک یک مکتب نیست؛ زیرا مکتب باید دارای مبادی، روش و نتیجه‌های واحد باشد؛ در حالی که در میان میرزا و پیروانش چنین وحدتی وجود ندارد.» (ص225)

تنها نقطه اشتراک هواداران مکتب تفکیک، در بخش‌های متعددی از این کتاب، «ضدیت و مبارزه با فلسفه و عرفان»، عنوان شده است.

بررسی نقدهای تفکیکیان بر فلسفه و عرفان، یکی از فصل‌های مهم کتاب را تشکیل داده است که مؤلف در ابتدای آن به بیان مقصود از فلسفه پرداخته است تا تفاوت آنچه در روایات به عنوان فلسفه مورد مذمت قرار گرفته با آنچه امروز با تمسک به قرآن و روایات اهل‌بیت: و تحت عنوان حکمت متعالیه مورد دفاع فیلسوفان مسلمان است، مشخص شود.

پس از روشن شدن موضوع بحث، روایاتی که جریان تفکیک، آنها را به عنوان ادله رد فلسفه و عرفان مطرح کرده، مورد بررسی قرار گرفته و پاسخ‌هایی در برابر برداشت جریان تفکیک از این روایات ارائه شده است.

استفاده از منابع متعدد و معتبر در کتاب، نشان از تحقیق گسترده مؤلف حول این موضوع دارد و در بیان اندیشه‌های تفکیکیان، به عباراتی از کتب آنها اشاره شده است.

این کتاب از تفصیل و تعمیق علمی مباحث دوری جسته و به صورت مختصر و مفید به ارائه مطالبی در بیان تاریخچه و نقد علمی مکتب تفکیک بسنده کرده است. در نقد دیدگاه‌های تفکیکیان نیز تنها به برخی از مهم‌ترین دیدگاه‌ها و ادله آنان پرداخته است.

بنابراین می‌توان گفت که این کتاب، اثری مفید و علمی جهت آشنایی طلاب و دانشجویان با مکتب تفکیک بوده و نقد مفصل و گسترده اندیشه‌های این جریان فکری، نیازمند آثار بیشتر و جزئی‌تری در این موضوع می‌باشد.

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]