تاریخ انتشار خبر: 04 اسفند 1395 - ساعت 05:55:00
«مارتین هایدگر»

«مارتین هایدگر»

نویسنده در این کتاب کوشیده تا با فروکاهش دشواری فهم اندیشه هایدگر به شکلی فشرده به جنبه های مختلف اندیشه، فلسفه و دیدگاه های الاهیاتی این چهره نامدار در دوره های مختلف زندگی پرفراز و فرود او بپردازد.

«مارتین هایدگر»
نویسنده: جان مک‌کواری
ترجمه: محمدسعید حنایی کاشانی
ناشر: هرمس، چاپ دوم 1393
128صفحه، 6000 تومان
 
*****
فیلسوف بنیان‌ها را می‌کاود. به جاهایی سرک می‌کشد که هیچ عالِمی را یارای ورود به آن نیست. کار فیلسوفان تراز اول زیر و زبر کردن این بنیان‌ها است.  کاری که شاید از نگاه ما ملال‌آور و بیهوده به نظر برسد! یکی از این فیلسوفان تراز اول مارتین هایدگر (1976-1889) است. مولف کتابِ پیشِ رو نیز در تایید این مطلب خاطر نشان می‌کند که «مارتین هایدگر، با هر معیاری، می‌باید از جمله بزرگترین و مبتکرترین فیلسوفان قرن بیستم به شمار آید». این مطلب زمانی واضح‌تر می‌شود که توجه کنیم این کتاب چه در زبان اصلی یعنی انگلیسی و چه در زبان ترجمه‌شده یعنی فارسی، در مجموعه «پدیدآورندگان الهیات جدید» گردآوری شده است. نکته اخیر ما را دلیر می‌کند که تاکید کنیم هایدگر از جمله متفکران تراز اولی است که وصفشان رفت. هایدگر طبق تلقی بسیاری از شارحانش به هیچ وجه فیلسوفی دینی نبود و فلسفه‌ای دینی را نپروراند. اما آنچه او را در زمره پایه‌گذاران الهیات جدید قرار می‌دهد، قوت فلسفی‌اش در دگرگون ساختن بنیادها است. او در فلسفه کاری کرد که سابق بر او حتی وجود نداشت. عجیب به نظر نمی‌رسد که الهیات هم بر اساس این تغییر بنیادی، متحول شود. وقتی فلسفه تغییر می‌کند، جهان به جهانی دیگر تبدیل می‌شود.
 
زلزله‌ای که هایدگر ایجاد کرد، از این قرار بود که گفت سنت پساسقراطی فلسفه غرب تماما نوعی غفلت یا به عبارت دیگر انحراف بوده است. سرِ ستیزه او با مابعدالطبیعه بود. می‌گفت مابعدالطبیعه در این دو هزار و اندی سال به جوهر یا به تعبیری دیگر به هستنده that which is پرداخته است و از خودِ هستی Being غافل شده است. این سخن او انقلابی بود، نه فقط از این جهت که تاریخ بلند فلسفه غربی را چنین بی‌رحمانه نفی می‌کرد، بلکه از این جهت که بسیار معاصر بود. منظور از معاصر بودن این است که گرچه او در ادامه سنت مدرنِ کانتی سعی کرده بود بر مابعدالطبیعه چیره شود اما همچنین خود را در سنت نیچه‌ای حفظ کرده بود و نگذاشت که جریان‌های پوزیتیویستی او را ببلعند. به عبارت دیگر علاوه بر اینکه سرِ ستیز خود را با مابعدالطبیعه عیان می‌کند، به هیچ وجه در مقابل سیلاب پوزیتیویسم تسلیم نمی‌شود.

هایدگر همواره به دشوار نویسی شهره بوده است، دشوارنویسی او بالطبع به دشوارفهمی آثارش انجامیده است. این مسئله شاید خواننده را در مواجهه با او دچار مخاطره کند. برای اینکه مواجهه با هر فیلسوفی و مخصوصا فیلسوف همانند هایدگر آسان شود، کتاب‌های معرفیِ مختصر آن فیلسوف بسیار سودمند است. در مورد مارتین هایدگر، یکی از بهترین گزینه ها کتابی است که جان مک کواری با عنوان «مارتین هایدگر» نوشته است و با ترجمه بسیار خوب محمد سعید حنایی توسط نشر هرمس منتشر شده است.

این کتاب که به عنوان دومین مجلد از مجموعه ای تحت عنوان پدید آورندگان الاهیات جدید منتشر شده است، کوشیده تا با فروکاهش دشواری فهم اندیشه هایدگر به شکلی فشرده به جنبه های مختلف اندیشه، فلسفه و دیدگاه های الاهیاتی این چهره نامدار در دوره های مختلف زندگی پرفراز و فرود او بپردازد. بخصوص که هایدگر فیلسوفی پرحاشیه بود. زمانه‌ای که در آن زیست، حوادث مهم و چه بسا کم‌سابقه‌ای را از سر گذراند. او در جوانی در مدرسه مسیحی یسوعی تحصیل کرد و سپس شاگرد ادموند هوسرلِ بزرگ شد. بعدها در کارِ فلسفی‌اش با حفظ رابطه با این دو فضا از آن‌ها فاصله گرفت. او در دوره نازی‌ها هم امتحان سختی را از سر گذراند که همچنان در نگاه افراد به او نقش بازی می‌کند. او با هیتلر تا حدی همدلی داشت و همین سبب شد که از طرف دوستان و شاگردانش مورد انتقاد واقع شود. همین امر بود که برای مدتی مانع او برای کار کردن در فضای آکادمیک پس از هیتلر شد.
 
هایدگر پس از ویران‌سازی بنیادها، بنیاد نویی را در‌افکند. نظامی منسجم و همه‌جانبه ارائه کرد که سعی دارد غبار غفلتِ چند صد ساله از چهره فلسفه بزداید. بر اهل فن پر واضح است که چنین کاری امری است بس دشوار. او آنچه را مغفول مانده است، پرسش از معنای هستی می‌داند. حل این پرسش را هم از طریق پرداختن به هستنده‌ای می‌داند که برخلاف دیگر هستنده‌ها از بودنِ خود فهمی دارد، یعنی انسان. در میان هستنده‌ها فقط انسان یا است که با فهم هستیِ متناهی‌اش در موقعیتی خاص (آنجا) به ما کمک می‌کند تا به فهم معنای هستی نزدیک شویم. نحوه پرداختن به این موجود هم نوآورانه و در ادامه سنت پدیدارشناسانه هوسرلی ولی متفاوت با آن است. این موجود هر لحظه ممکن است که به مردابِ هم رنگ جماعت شدن فروافتد و اصالت خود را از دست دهد. هایدگر سعی دارد تا انسان را به اصالت بازگرداند، بازگرداندنی که فقط به تصمیم و انتخاب خودِ انسان وابسته است. برای کسانی که با این مضامین آشنا نیستند، این سخنان شاید بسیار مبهم بنماید. اما این کتاب دریچه‌ای است برای ورود به این مضامین. این مضامین برای خواننده ایرانی از این جهت قابل توجه است که از ذهنیت ایرانی-اسلامی دور است، لذا مواجهه با این اندیشه به خواننده ایرانی این امکان را می‌دهد تا با فضایی کاملا جدید مواجه شود که امری است بسیار مغتنم.
 
فلسفه هایدگر واجد مضامینی نوآورانه-شاعرانه هم هست؛ آن‌جا که از مرگ، سقوط، پرتاب‌شدگی و خودِ اصیل سخن می‌گوید. البته این شکل خاص فلسفه‌ورزی از حیث روش و محتوا به مذاق همه خوش نیامد. یک مثال خیلی مشهور آن برخورد رودلف کارناپ فیلسوف بزرگ تحلیلیِ آلمانی با این فلسفه است. او فلسفه هایدگر را مصداق بارز گزاره‌های متافیزیکی بی‌معنا می‌دانست و حتی فلسفه هایدگر را مورد استهزا قرار می‌داد. البته شکی نیست که بسیاری هم بودند که بر خلافِ نظرِ کارناپ پافشاری می‌کردند.

مولف انگلیسی زبان این اثر یکی از هایدگرشناسان برجسته در دنیای انگلیسی زبان است. جان مک‌کواری کشیشی انگلیکان، الهیدان و همچنین فیلسوف است که  فلسفه‌های اگزیستانسیالیستی یکی از حوزه‌های مورد علاقه او به شمار می آید. او همچنین اثر اولین کسی است که «هستی و زمان»، مهم‌ترین اثر هایدگر، را از آلمانی به انگلیسی ترجمه کرده است. با توجه به چنین سوابقی دور از انتظار نیست اگر با کتابی موجز اما در حال خواندنی در باره این فیلسوف پرحشیه اما مهم قرن بیستم روبه رو هستیم.
 
محمد سعید حنایی برای کامل تر شدن این کتاب، سال‌شمار زندگی هایدگر را از کتاب والتر بیمل با عنوان «مارتین هایدگر: تحقیقی مصور» ترجمه و به ابتدای کتاب  افزوده است.کتاب به سه بخش تقسیم می شود، بخش نخست با عنوان حسب الحال خواننده را با زندگی هایگر آشنا می کند، بخش دوم کتاب به بررسی تفکر هایدگر اختصاص یافته و نویسنده به شکلی موجز، مهمترین جنبه های اندیشه فلسفی هایدگر را برای خواننده روایت می کند. پایان بخش کتاب با عنوان «اهمیت» در واقع نگاهی تندگذر دارد به دستاورد های فلسفی هایدگر و تاثیر او بر فلسفه روزگار خود. در پایان کتاب علاوه برنمایه، صفحاتی نیز به شرح مختصر اصطلاحات مهم فلسفه هایدگر که در کتاب حاضر مورد اشاره قرار گرفته اختصاص یافته است.

با توجه به آنچه گفته شد، متن کتاب حاضر را می توان یکی از سودمند ترین منابع  در تسهیل فهم هایدگر  محسوب کرد که خواندن آن برای علاقمندان فلسفه که چندان با هایدگر آشنا نیستند، نه تنها بسیار مفید است، بلکه از نظر نگارنده یکی از بهترین مقدمه ها برای آشنایی با اندیشه‌های این فیلسوف به شمار می آید.

به نقل از الف

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]