تاریخ انتشار خبر: 11 تير 1396 - ساعت 14:56:41
سراب برجام

سراب برجام

کتاب سراب برجام مجموعه‌ای از حدود هفتاد مقاله و گزارش از طیف نسبتاً گسترده‌ای از نخبگان انقلابی است، در بررسی مناسبات ایران و غرب، خطوط قرمز رهبری، دستاوردها و همۀ ابعاد فنی، حقوقی، سیاسی، امنیتی و اقتصادی برجام.

مذاکرات هسته‌ای بین ایران و غرب یکی از چالشی‌ترین هماوردهای ایران و غرب بوده است که با توافق برجام (برنامه جامع اقدام مشترک) به سرانجام رسید. برجام طی دو سال گذشته در کانون تحلیل‌ها و بررسی‌های سیاسی و علمی بوده و به نشر کتاب‌های موافق و مخالف برجام نیز کشیده شده است. جالب است که کتاب‌های منتقد برجام دوبرابر بیشتر از کتاب‌های موافق برجام است (شانزده عنوان). سراب برجام یکی از متون انتقادی است که منصور شریفی وحسین ایزدی گردآوری کرده‌اند. منصور شریفی برجام را «اسم رمز تغییر در انقلاب اسلامی» فهم کرده و بر این باور است که دشمن تلاش دارد تا به مردم ایران این‌گونه القا کند که تنها دو راه دارند: یا باید با آمریکا کنار بیایند یا دائماً تحت فشار آمریکا باشند؛ درحالی‌که راه پیشرفت ایران، احیای روحیۀ انقلابی و پیگیری اقتصاد مقاومتی است تا مانع طمع دشمنان شود.

کتاب سراب برجام مجموعه‌ای از حدود هفتاد مقاله و گزارش از طیف نسبتاً گسترده‌ای از نخبگان انقلابی است، در بررسی مناسبات ایران و غرب، خطوط قرمز رهبری، دستاوردها و همۀ ابعاد فنی، حقوقی، سیاسی، امنیتی و اقتصادی برجام. در این کتاب مقالاتى از حسین کچوییان، پیروز مجتهدزاده، ناصر نوبری، محمدجواد لاریجانى، هوشنگ امیراحمدی، شهریار زرشناس، محمود نبویان، فریدون عباسى، حسین شریعتمداری، مهدى محمدى، آیت‌الله سیفی مازندرانی و... منتشر شده است. دکتر فؤاد ایزدی در مقدمۀ کتاب، برجام را تفکرِ وابستگی و نادیده‌گرفتن ظرفیت داخلی می‌داند که زمینه‌ساز پیروزیِ دشمن با کمترین هزینه و بدون لشکرکشی می‌شود.

دستاورد یک قرن آمریکاگرایی؟

فصل اول با عنوان «فراتر از برجام»، حاوی مقالاتی دربارۀ اصل مذاکره و ارتباط با آمریکاست. «شش اپیزود از تجربۀ بی‌اعتمادی ایرانی‌ها به آمریکا»، عنوان مقاله‌ای است که از سایت khamenei.ir نقل می‌شود. نویسنده طی مروری تاریخی بر حضور مستشاران مالی آمریکا مثل مورگان شوستر و میلسپو، دخالت در امور سیاسی کشور و اقدامات فاجعه‌بار اقتصادی را نتیجۀ تکیه به آمریکایی‌ها می‌داند. منصور شریفی اهداف آمریکا از مذاکرات را این‌گونه بر می‌شمارد: مدیریت قدرت منطقه‌ایِ ایران، بازسازی الگوی شوروی دربارۀ ایران، تقویت جریان غرب‌گرا و تقویت گزینۀ نظامی، تحدید توان نظامی و دفاعی ایران، توقف صدور انقلاب، هضم اقتصاد ایران در ساختار جهانی، احیای سنت رهبری آمریکا، حفظ اجماع جهانی علیه ایران، برچیدن صنعت هسته‌ای و تأمین امنیت اسرائیل. نویسنده هریک از اهداف مذکور را بر اساس اسناد موجود، بررسی و تحلیل می‌کند.

شبکۀ داخلی همکار غرب

مهدی محمدی با اشاره به جملۀ وندی شرمن (مذاکره‌کنندۀ سابق آمریکایی) که گفته بود «روحانی بود که ایران را پای مذاکره آورد، نه تحریم‌ها»، می‌گوید: «اشاره وندی شرمن به شبکۀ همکارِ غرب در داخل ایران است؛ شبکه‌ای که فشار خارجی را به زبان رسانه‌ای ترجمه و شکست را تجویز می‌کنند. آمریکا شدیداً به‌دنبال تقویت این جریان مخالف منافع ملی است و به همین دلیل، پس از فتنۀ 88 باتوجه به ضعیف‌شدن این جریان، تصمیم به تحریم‌های شدید علیه ایران گرفت. خسارت این جریان از ارتش آمریکا هم بیشتر است؛ چراکه آمریکایی‌ها خود به‌صراحت گفته‌اند امتیازهایی را که از این جریان گرفتند، حتی با جنگ هم نمی‌توانستند به دست بیاورند

برجام و نفوذ

شهریار زرشناس، برجام را در ادامۀ خط نفوذ و استحاله از درون می‌داند؛ خطی که از سال 1368 آغاز شده و با برنامه‌هایی شبیه برنامه‌های خروشچف که بر تعامل سازنده تأکید داشت، پیگیری شد. زرشناس فضای ایجادشده برای جریان لیبرال را گسترده‌تر از زمان دولت اصلاحات می‌داند؛ فضایی که با تزریق مالیِ بزرگی، جریان تهاجم فرهنگی را تشدید کرده است (ص164). ازنظر رهبری، مذاکره با آمریکا به‌معنی نفوذ است (15مهر94). در این نفوذ، نیروهای انقلابی مانع نفوذ هستند؛ به‌همین دلیل با این‌ها هم دشمنی می‌شود. نمایندگان مجلس نیز در «گزارش کمیسیون برجام»، برجام را ابزاری برای مهار راهبردی ایران و ایجاد زیرساختی برای نفوذ در کشور به‌بهانۀ فضای پسابرجام می‌دانند. دکتر سیمبر که از استادان روابط بین‌الملل است، سیاست بین‌الملل را قدرت‌محور و رئالیستی می‌بیند. در فضای رئال، پیگیری سیاست‌های لیبرال و تصورِ همکاری و مفاهمه زیان‌بار خواهد بود؛ زیرا مذاکره‌کنندۀ رئالیست اساساً به‌دنبال فهم خواسته‌های طرف مقابل نیست. عقب‌نشینی در مقابل رئالیست‌ها به شکست‌های بیشتری منجر می‌شود. عقب‌نشینی ایران در شرایطی که قدرت‌های مادی و غیرمادی ایران به‌وضوح قابل اعتماد بوده و پشتوانۀ مذاکرۀ رئالیستی را مهیا می‌کنند، منطقی نیست.

مذاکرات هسته‌ای و مواضع رهبر انقلاب

فصل دوم با عنوان «خسارت محض»، بر نظرات رهبر انقلاب دربارۀ مذاکرات هسته‌ای تمرکز دارد. مقام معظم رهبری اولاً آمریکا را نیازمند به مذاکره با ایران معرفی می‌کند؛ ثانیاً فریب‌کاری و بهانه‌جویی آمریکایی‌ها و عدم تمایلشان به اتمام مذاکرات را از عوامل عدم خوش‌بینی به آمریکا ذکر می‌کند. شهید مطلّبی فهرست جامعی از خطوط قرمز رهبری برای مذاکرات هسته‌ای را جمع‌آوری و تبیین کرده است. مذاکره تنها در موضوع هسته‌ای و فقط تا سطح وزارت خارجه، ازجمله خطوط قرمز بوده است. همچنین عدم توقف رشد علمی کشور، منوط‌نشدن لغو تحریم‌ها به اجرای تعهدات ایران، موکول‌نشدن اقدامات به گزارش آژانس، عدم ورود به حریم دفاعی کشور، متوقف‌نکردن توسعۀ دفاعی کشور، واردنشدن خدشه به حمایت ایران از مقاومت، نیاز قطعی به 190هزار سو، حفظ تحقیق و توسعه، حفظ فردو، تصویب کلیات و جزئیات در یک جلسه، لغو همۀ تحریم‌ها در روز امضای توافق، واضح و روشن‌بودن مفاد توافق، عدم پذیرش اقدامات بازگشت‌ناپذیر، ازجمله خطوط قرمز رهبری بوده‌اند که به‌تصریح ایشان و آقای ظریف، برخی از این خطوط قرمز نقض شده است. دکتر مظفر نامدار در مقالۀ «تبیین مغایرت برجام با خطوط قرمز تعیین‌شده ازسوی مقام معظم رهبری»، عبور از 10 خط قرمز رهبری را با استناد به متن برجام تبیین می‌کند. فؤاد ایزدی نیز در مصاحبه‌ای با رجانیوز گفته بود که از 19 خط قرمز رهبری، هجده‌ونیم تای آن‌ها رعایت نشده‌اند. رهبر انقلاب، از برنامه‌ریزی برای برجام 2و3و4 نیز به‌شدت انتقاد کرده و وضع موجود را «خسارت محض» نامیدند. ایشان افزایش تحریم‌های ظالمانه، متهم‌شدن ایران به تذبذب و انفعال، مطرح‌شدن توقعات جدید توسط دشمنان، بدعهدی آمریکا و جلوگیری از اجرای تعهدات را از خسارت‌های برجام برشمرده‌اند و تصریح کردند که برجام عملاً تأثیر ملموسی در زندگی مردم نداشته است.

 

 

تحلیل برجام

در ابتدای فصل سوم، «گزارش کمیسیون برجام» منتشر شده که در آن نمایندگان مجلس، استثناشدن ایران از NPT و پذیرش محدودیت‌های بیش از پانزده سال و حتی ابدی، مکانیسم داوری، نبود مرجع راستی‌آزمایی برای طرف مقابل، تخریب زیرساخت فردو، محدودیت پنج‌سالۀ واردات و صادرات سلاح، باقی‌ماندن زیرساخت تحریم‌ها تا هشت سال آینده و ایجاد موانع پیش روی تحقیق و توسعه را ازجمله ضعف‌های برجام تحلیل می‌کنند. ابراهیم کارخانه که از دانشمندان هسته‌ای نیز به‌شمار می‌رود، فهرستی از 105 مورد از هزینه‌های داده‌شده در برجام را ارائه می‌کند که در بخش‌های غنی‌سازی، تحقیق و توسعه، آب سنگین و تأسیسات فردو، نظارت و بازرسی جای می‌گیرند. دکتر فریدون عباسی وضعیت برجام را انتحار علمی می‌داند که حاصل تفکری است که وقتی به مذاکرات می‌رود، باور کرده که ما خلاف می‌کرده‌ایم.

«گزارش تحلیلی اندیشکدۀ صدق پیرامون سرفصل اشکالات مهم برجام»، یکی دیگر از مقالات این کتاب است که 39 اشکال به قطعنامۀ 2231 و برجام وارد می‌کند. اندیشکدۀ صدق می‌گوید: «در تحریم‌ها به‌جز بخش اندکی از دستورهای اجرایی رئیس‌جمهوری آمریکا، مابقی موارد تحریمی آمریکا، اروپا و شورای امنیت، به هیچ عنوان لغو نمی‌شوند و با به‌کاربستن شگردهای مختلف، تنها تعلیق شده‌اند.»

سعید یاری (رئیس کمیتۀ هسته‌ای جبهۀ اصلاح‌طلبان) در گفت‌وگو با سایت تسنیم می‌گوید: ایران با پذیرفتن این موافقت‌نامه عملاً ساختار ظالمانۀ نظام سلطه را پذیرفته‌ است. وی سپس به مکانیسم ماشه اشاره کرده و آن را باعث بسته‌شدن دست ایران می‌داند. وی شاکلۀ جمع‌بندی مذاکرات هسته‌ای را مملو از اصطلاحات دوپهلو و چند‌منظوره می‌داند. در بخش امنیتی نیز، ابهام دربارۀ بازرسی از مناطق ممنوعۀ ایران و ابهام در موضوع بازجویی از اشخاص برای وی قابل توجه بوده‌اند.

دکتر فؤاد ایزدی در تحلیلی از یک‌سالگیِ برجام، به آزاد‌نشدن پول‌های بلوکه‌شدۀ ایران، تأثیر سیستم ماشه در عدم اعتراض ایران، دزدی اموال ایران در آمریکا و برخی کشورهای دیگر، 76 لایحۀ ضدایرانی در کنگرۀ آمریکا و انفعال ایران در نظام بین‌الملل، به‌عنوان دستاوردهای برجام در یک سال گذشته اشاره می‌کند. در ادامه، آیت‌الله علی‌اکبر سیفی مازندرانی بررسی‌ای از ضعف‌های برجام از منظر فقهی انجام داده که کوتاه، اما خواندنی است. وی سلطۀ بیگانگان بر کشور را حرام و خلاف قانون و برخی بندهای توافق برجام را زمینه‌ساز کنترل سران استکبار بر نقاط قوت و کلیدی نظامی و دفاعی کشور می‌داند.

اقتصاد مقاومتی، نه!

مهدی محمدی در مقاله‌ای با عنوان «تاجران برجام»، تأملی دربارۀ کم‌اعتنایی دولت به اقتصاد مقاومتی کرده و طرد اقتصاد مقاومتی را ناشی از دو دلیل می‌داند: نخست اینکه کسانی حس می‌کنند با اقتصاد مقاومتی فرصت‌های معاملات آتی با غرب را از دست خواهند داد و بنابراین به آن بی‌میل هستند؛ دوم اینکه اساساً در دولت روحانی کسی یا تیمی وجود ندارد که از مهارت‌های لازم برای بهبود وضعیت اقتصادی کشور بهره‌مند باشد (591). وی توافق هسته‌ای را موجب گشایش اقتصادی برای یک حلقۀ بستۀ پورسانت‌بگیر و رانت‌خوار می‌داند که ارتباطی با مردم ندارند.

ابعاد سیاسی برجام

محمدجواد لاریجانی مهم‌ترین نقطۀ آسیب‌پذیری در برجام را در زمینۀ سیاسی تحلیل کرده و می‌گوید: «طی این مذاکرات، بادکنک رابطه با غرب ترکید و معلوم شد در داخلش باد است! تخریب وجهۀ سیاسی ایران و اتهام دروغ‌گویی به ایران، امری است که در گزارش آژانس دربارۀ PMD رخ داده است.» دکتر نبویان با ذکر این تحلیل، لزوم دسترسی به اماکن نظامی ایران را هم از مشکلات دیگر گزارش مزبور می‌داند. در مقالۀ «مک‌دونالیزه‌شدن فرهنگ» نیز یکی از اهداف آمریکا از مذاکرات هسته‌ای، مک‌دونالیزه‌کردنِ فرهنگ ایران[Virastar1]  تلقی شده و با استناد به مقاله‌ای از «رویترز»، مک‌دونالد را یکسان و استانداردکردنِ رفتارها در جامعه تعریف می‌کند. چنین جامعۀ آسیب‌پذیری، فاقد مقاومت و روحیۀ انقلابی‌گری خواهد بود. حسین کچوییان بر این باور است که مذاکره‌کنندگان در برابر آمریکا دچار خودباختگی بوده و حتی ظریف گفت آمریکا با یک بمبش می‌تواند تمام سیستم دفاعی ما را از کار بیندازد!

فؤاد ایزدی تبیین مناسبی از نقض شروط مجلس در اجرای برجام ارائه می‌کند. لغو کامل و یکجای تحریم‌ها، واردنشدن خدشه به استقلال کشور طی محدودیت‌ها و بازرسی‌های نامتعارف و نبود محدودیت برای تحقیق و توسعه، از بندهای مصوبۀ مجلس بودند که به‌وضوح نقض شدند.

 

ابعاد امنیتی برجام

حسن عباسی تحقق اشراف اطلاعاتی دشمن را از ضعف‌های برجام برمی‌شمارد و می‌گوید:«ساده‌انگاری است که کسی داده و ستانده را محصور به مباحث فنی هسته‌ای و حوزه‌های رفع‌‌شده در تحریم نماید. یک دادۀ ثانویه هم وجود دارد: کاهش توان دفاعی‌امنیتی» (ص310). در گزارش کمیسیون برجام نیز دسترسی به تأسیسات نظامی ایران با استناد به متن برجام ممکن شده و ایجاد رژیم بازرسی گسترده به جمع‌آوری اطلاعات بی‌سابقه از ایران منجر خواهد شد. دکتر رضا سراج در مقالۀ «گل‌هایی که قطعنامۀ ۲۲۳۱ به امنیت ملی، اقتدار منطقه‌ای و منافع ملی زده است»، به پنج گل در زمینۀ امنیتی اشاره می‌کند: بازشدن دست آژانس در موضوع نظارت‌ها و بازرسی‌ها، محدودسازی توانمندی موشکی ایران، الزام ایران به اجرای برجام از طریق قطعنامۀ 2231، مکانیسم بازگشت‌پذیری تحریم‌ها و محدودیت برای انتقال تسلیحات متعارف؛ بند 7 قطعنامه به دولت‌ها این حق را می‌دهد که هر کشتی و هواپیمایی را که بخواهد به‌سمت ایران بیاید بازرسی کنند! آقای پناهیان نیز هدفِ طرف مذاکره‌کنندۀ غربی را نابودی ایران اسلامی می‌داند و می‌گوید: «هر توافقی که با دشمنانمان انجام دهیم، بعدش باید برای حضور در جبهه‌ها آماده باشیم» (94).

خسارت محض

«خسارت محض» عنوان فصل چهارم از کتاب است که در آن برجام از منظر مقامات آمریکایی تبیین می‌شود. آمریکایی‌ها اعتراف می‌کنند که راهی جز توافق نداشته‌اند؛ اما به‌تعبیر اوباما، پس از برجام «موقعیت بهتری برای اقدام نظامی علیه ایران خواهیم داشت» (ص503). وندی شرمن در «پشتِ‌پردۀ مذاکرات هسته‌ای از زبان وندی شرمن» می‌گوید: «به‌هنگام مذاکره با ایران، نشانه‌های شکاف و فروپاشی تحریم‌ها آشکار شده بود. فکر نمی‌کنم تحریم‌ها برقرار می‌ماند. ما نشانه‌‌هایی از آغاز شکاف بر سر تحریم‌ها به‌ویژه در واردات نفت را شاهد بودیم.»[1] وی در ادامه به احساساتی‌بودن آقای ظریف اشاره کرده و او را تحصیل‌کرده در آمریکا می‌داند و می‌گوید: «ما بحث‌هایی در مسائل شخصی نیز داشتیم و جان کری در طول مذاکرات بر تأثیرات ایجاد رابطۀ شخصی با طرف مقابل واقف بود» (ص539تا548).

وعده‌ها

وعده‌های مسئولان مذاکره‌کننده قبل از برجام، در این کتاب مطرح می‌شوند. لغو همۀ تحریم‌ها، ورود سرمایه و تکنولوژی به کشور، رسمیت‌یافتن حقوق هسته‌ای کشور، حل‌شدن مشکل آب مردم، آزادشدن پول‌های بلوکه‌شده و رونق اقتصادی، ازجمله وعده‌ها بوده‌اند. یک سال پس از اجرای برجام، بسیاری از مسئولان دولتی و طرف‌داران برجام، با عقب‌نشینی آشکار از مواضع پیشین خود، به موفق‌نبودن برجام در گشایش اقتصادی اعتراف کرده (ص629تا640) و حتی دستاوردهای آن را «تقریباً هیچ» می‌دانند:

آقای جهانگیری: هنوز نتوانسته‌ایم از منابع خارجی به‌عنوان فاینانس استفاده کنیم.

سیف: شرایط هنوز هم آن‌گونه که انتظار می‌رفت اتفاق نیفتاده است.

طیب‌نیا: برای ارتباط با بانک‌های بزرگ جهانی دچار مشکل هستیم و آن‌ها با ما کار جدی نمی‌کنند.

ظریف: من اعتراف می‌کنم اشتباه کردم. به حرف جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا اعتماد کردم.

ظریف: بدعهدی‌‌های بعضی از طرف‌‌های مذاکره، انجام تعهدات را با کندی مواجه کرده است.

علی‌اکبر صالحی: غرب در اجرای تعهدات خود بر اساس برجام، تأخیر دارد و هنوز برخی تحریم‌ها برداشته نشده است.

 

من اشتباه کردم

در این مدت بسیاری از حامیان سابق برجام از حمایت خود دست کشیده و از حمایت‌های قبلی خود اظهار تأسف کرده‌اند. پیروز مجتهدزاده (استاد دانشگاه و کارشناس مسائل ژئوپولیتیکی) ازجمله حامیان برجام بود؛ اما امروز برجام را بدترین افتضاح زمان می‌داند و می‌گوید: «من خودم جزو افرادی بودم که زحمت کشیدم و از جان خود مایه گذاشتم تا از اصل مذاکرات دفاع کنم و آبروی خود را به‌خاطر دفاع از برجام به خطر انداختم؛ اما حالا من همان انسان هستم و می‌گویم که همۀ آن دفاعیات و همۀ آن حمایت‌های من بیهوده بوده است. برجام جز یک مشت نمایش‌های عوام‌فریبانه و قهرمان‌بازی‌های این آقایان حاصلی برای کشور و مملکت نداشت.[2] اسفندیار معصومی (استاد اقتصاد دانشگاه اموری آتلانتای آمریکا) نیز توافق ایران را بسیار ضعیف‌تر از آنچه دولت تبلیغ می‌کند می‌داند و آن را در لغو تحریم‌ها موفق نمی‌بیند.

تجربۀ برجام؛ آمریکای عهدشکن

در این کتاب فهرستی از عهدشکنی‌ها و دشمنی‌های آمریکا در دوران پسابرجام ذکر می‌شود. افزایش چشمگیر تهدیدهای نظامی علیه ایران، افزایش برنامه‌های ضدایرانی در هالیوود، محدودیت ویزا برای ترددکنندگان به ایران و طرح‌های مختلف برای تحریم نهادها و اشخاص ایرانی، ازجمله تحریم سپاه، بخشی از دشمنی‌های آمریکا در دوران پسابرجام است. تمدید وضعیت اضطرار ملی، تحریم چند شرکت روسی به‌دلیل همکاری با ایران، معرفی ایران به‌عنوان اصلی‌ترین حامی تروریسم، حکم ده‌ونیم‌میلیارددلاری آمریکا علیه ایران و مصادرۀ دوونیم‌میلیارد دلار از اموال بلوکه‌شدۀ ایران در آمریکا نیز بخشی از بدعهدی‌های آمریکاست که با تحریم سی‌سالۀ اتحادیۀ اروپا علیه شرکت نفت ایران، وحدت در دشمنی با ایران را نشان دادند. کتاب‌شناسی پروندۀ هسته‌ای در دولت یازدهم، پایان‌بخش مطالب کتاب سراب برجام است که در آن آقای فاطمی 16 کتاب از میان 27 کتاب منتشرشده در موضوع مذاکرات هسته‌ای را در نقد رویکرد دولت یازدهم معرفی می‌کند.

کتاب «سراب برجام» با تدوین حسین ایزدی و منصور شریفی در 734 صفحه از سوی نشر شهیدکاظمی منتشر شده است.

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]