تاریخ انتشار خبر: 02 مرداد 1396 - ساعت 15:29:57
دعوت در آلاسکا، دیدار در مشهد

دعوت در آلاسکا، دیدار در مشهد

کتاب حاضر شامل دو مجلس نمایش مرتبط با واقعه ی عاشوراست،که حاصل تلاش چندین ساله ام برای ثبت آثاری در ارتباط با واقعه ی عاشورای حسینی و تالیف نمایشنامه های مرتبط با داستانهای شیعی است.

«دعوت در آلاسکا، دیدار در مشهد»
نویسنده: غلامرضا آقایاری
ناشر: نیستان، چاپ اول 1396
184صفحه؛ 14000تومان
****
از سالها پیش با ورودم به عرصه ی هنرهای نمایشی، دغدغه ی اصلی من تالیف متونی با رویکرد مذهبی ، از حکایات و روایات تاریخ اسلام و شیعه بوده است. موضوعاتی که به واسطه‌ی ورود به دنیای مدرن ادبیات،از منظر نویسندگان دور مانده و در حال حاضر متون نمایشی در باره ی تاریخ اسلام و بالاخص واقعه ی عاشورا بسیار کم است. با آشنایی نسبی از واقعه ی عاشورا در کربلا ، نویسنده روشن بین خواهد دید تمامی عناصر درام در بسیاری از داستانها و روایات تاریخی عاشورا در اختیارش قرار دارد.

و اگربیش از 1400 سال است که صحبت از زنده بودن واقعه عاشوراست ، تا 1400 سال بعد از امروز نیز نویسندگان ما می توانند مولف متون نمایشی بر گرفته از واقعه ی عاشورا باشند.

کتاب حاضر شامل دو مجلس نمایش مرتبط با واقعه ی عاشوراست،که حاصل تلاش چندین ساله ام برای ثبت آثاری در ارتباط با واقعه ی عاشورای حسینی و تالیف نمایشنامه های مرتبط با داستانهای شیعی است.

نمایشنامه اول «روایت آهنگر» را با حکایتی به همین نام در مقتل روضة الشهدا مرحوم ملا آقا دربندی یافتم. داستان آهنگری که با ساخت سلاح برای لشگریان یزید ، در شهادت حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام و یاران و اهل بین ایشان دخیل بوده است.

با شروع نگارش متن مذکور سعی برآن داشتم که از زاویه ای دیگر به این واقعه بپردازم. حاصل این شد ،که روایت عاشورا و مصایب اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام از زبان جنایتکاران و قاتلین آن حضرات می تواند زاویه ای نو برای بازگویی این واقعه باشد. در نگارش متون ادبی بر گرفته از واقعه ی عاشورا ، نگارنده نیازمند تحقیقات گسترده ای است ، تا اثر مکتوب علاوه بر داستان پردازی و خیالات نویسنده از مستندات تاریخی عدول نکند. من نیز از این قاعده مستثنی نبودم و برای نگارش این نمایشنامه از متن مقاتل معروفه بهره ها برده ام. پرداخت ذهنی من در تشکیل چهارچوب داستان همراه با استفاده از متن مقاتل و کتب تاریخی برای روایت شهادت اهل بیت علیهم السلام از زبان قاتلین بوده است . و در نتیجه روایت آهنگر درشمایل فعلی شکل گرفت.

حین تحقیات جامع برای تالیف نمایشنامه روایت آهنگر، با مطالعه ی کتب تاریخی در ارتباط با واقعه ی عاشورا با خیلی از شهیدان مرتبط با واقعه ی عاشورا مواجه شدم ، که به واسطه ی عدم پرداخت به زندگی و شهادت ایشان جزو مهجور ماندگانند. نمایشنامه دوم در ارتباط با عاشورا «جا مانده ی که رسید» نام دارد ، که داستان زندگی و شهادت یکی از شهدای مرتبط با واقعه ی عاشوراست.

عبدالله بن عفیف ازدی ، پیرمردی از انصار حضرت نبی (ص) و از یاران امیر مومنان(ع) که در جنگ هایی که در رکاب ایشان به جنگ آوری پرداخته به درجه ی جانبازی نایل گشته است. اما به واسطه ی چشمانی که در جهاد فی سبیل الله از دست داده ، از همراهی فرزند گرامی نبی مکرم اسلام در کربلا جا مانده است. بعد از شنیدن خبر شهادت حسین علیه السلام و اهل بیت ایشان به پا خواسته و زبان تیز اعتراض خود را نثار لشگر خونخوار کوفه و سرکرده ی ایشان ابن زیاد می نماید. و در نهایت به دست لشگر جنایتکار کوفه به خیل یاران شهید خویش می پیونند. اما نگارش در ارتباط با شهدای کربلا ، یاران و انصار حضرت حسین علیه السلام از جانب این حقیر ادامه دارد و به شر ط حیات انشاالله مجموعه داستانی در این باره به زودی ارائه خواهد شد.

اما نمایشنامه دیگری که عنوان این کتاب نیز به آن اختصاص دارد ، نمایشنامه رادیویی « دعوت در آلاسکا ، دیدار در مشهد» است. انگیزه ی نگارش این نمایشنامه به واسطه ی ارادت قلبی نسبت به حضرت شمس الشموس علی بن موسی الرضا علیه السلام و کمبود متون نمایشی در ارتباط با ولی نعمتمان شکل گرفت. دعوت در آلاسکا دیدار در مشهد داستان جوان کانادایی است که مورد عنایت خاصه ی حضرت قرار می گیرد و از جانب ایشان به حضور در مشهد دعوت می شود. نمایشنامه ی مذکور در ادامه ی دغدغه ی هنر دینی بنده ی حقیر شکل گرفت.

اما نمایشنامه ی متفاوتی که در این مجموعه گنجانده شده است ، « افسانه باغ آرزوها» نام دارد. این نمایشنامه بر گرفته از داستانی به همین نام اثر گرانقدر پدر بزرگوارم استاد «خسرو آقایاری» است. بعد از تالیف نمایشنامه های مذهبی ، آشنایی با ادبیات عامیانه و افسانه های ایرانی من را بر آن داشت که با نگارش این نمایشنامه شروعی را برای کار درباره ی ادبیات عامیانه ایران پی ریزی کنم.

نتیجتا با شروع تحقیقات درباره ادبیات و افسانه های مهجور مانده ی ایرانی که در سینه ی کهنسالان بلاد مختلف ایران جا مانده است ، مجموعه ی داستانی نگارش یافته که به محضر مخاطبان خواهد رسید.

افسانه باغ آرزوها داستان فرزند جوان تیمارگر اسب های سلطان است که برای مبارزه با استبداد پادشاه ، سوار بر اسب بالدار خود به باغ آرزوها پرواز می کند تا نیروی لازم برای مقابله با سلطان را از درخت سیب با غ آرزوها به دست آورد.

در پایان امیدوارم مجموعه ی حاضر با تمام معایب و کاستی ها مورد تایید و حسن نظر مخاطب و همچنین اساتید حوزه ی ادبیات نمایشی قرار گیرد.

به نقل از الف

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]