تاریخ انتشار خبر: 10 آبان 1396 - ساعت 16:30:36
«فقط استدلال»  (مهمترین 100 استدلال تاریخ فلسفه)

«فقط استدلال» (مهمترین 100 استدلال تاریخ فلسفه)

نویسندگان کتاب با این ایده به سراغ 100 استدلال مهم در تاریخ فلسفه رفته و کار نگارش هر یک از این استدلال‌ها را به یکی از اساتید دانشگاهی که در آن حوزه صاحب تخصص و دانش هستند ارجاع داده‌اند. نتیجه کار هم مجموعه‌ای غنی از این استدلال‌ها شده است که می‌توان آن را در حکم «راهنمایی فشرده و آسان فهم، هم برای متون اصلی و هم برای متون ثانوی» قلمداد کرد.

«فقط استدلال»

(مهمترین 100 استدلال تاریخ فلسفه)

نویسندگان: مایکل بروس و استیون باربن

مترجم: میثم محمد‌امینی

ناشر: نشرنو، چاپ اول 1396

630صفحه، 58000 تومان
 

*****

می‌گویند «استدلال» سلاح فیلسوفان است. اعتبار نظریات آنان بر استدلال‌هایشان وابسته است و هرگاه بنای نقد دیدگاهی مطرح باشد این استدلال‌های آن دیدگاه است که مورد نقد قرار می‌گیرد و در نهایت، معتبر یا بی‌اعتبار می‌شود. استدلالِ منطقی مستقل از تعهدات سیاسی و مذهبی است. در این میدان، عقل است که حکمرانی می‌کند، چرا که مبنایی مشترک میان انسان‌هاست برای ارزیابی عینی ادعاها؛ برخلاف تجربه، احساسات و عقاید شخصی که نمی‌توانند مبنای مشترک داشته باشند.

کتاب «فقط استدلال» کار مشترک مایکل بروس و استیون باربن که با ترجمه خوب میثم محمد امینی و کتاب پردازی مقبول ناشر که به تازگی در مجموعه ارزشمند کتابهای فلسفی نشر نو به بازار آمده است؛ بدین وادی می‌پردازد؛ منتهی با رویکردی نو و ماموریتی که از آن اثری بسیار کاربردی ساخته است.

«در دوره کارشناسی، هر درسی را که در فلسفه برمی‌داشتیم، فقط لازم بود چند استدلال مشخص را بدانیم که در چند صفحه یادداشت، دقیق می‌شد آن را خلاصه کرد. فکر کردیم خوب می‌شد اگر فهرستی جمع و جور از استدلال‌ها دم دستمان داشتیم که راحت می‌توانستیم هر استدلالی را که خواستیم در آن پیدا کنیم».  کتاب «فقط استدلال» بر مبنای چنین ایده‌ای شکل گرفته است. چرا که «امتحان میان ترم یا پایان ترم هریک از این درس‌ها خلاصه می‌شد در ارائه استدلال یک فیلسوف به همراه نقد آن استدلال – که معمولا آن هم استدلال فیلسوف دیگری بود. و توانایی بیان روشن و موجز یک استدلال، مثلا در مقاله پایان ترم ، نشان می‌دهد شخص مطلب را به خوبی متوجه شده است.»

رویکرد کارکردگرای مولفان کتاب نقش مهمی در سمت و سو گرفتن اثر حاضر داشته است. آنها معتقدند راهنماهای مفصلی برای مطالعه همه جور موضوعی وجود دارد، از زبان و زیست شناسی گرفته تا حساب و دیفرانسل، اما در حوزه فلسفه جای خالی چنین چیزی همیشه احساس شده است. بیرون کلاس‌های درس هیچ منبعی وجود ندارد که حکم راهنمای مطالعه آثار فلسفی را داشته باشد؛ حال اینکه لزوم چنین راهنماهایی در حوزه فلسفه بیش از هر جای دیگر احساس می‌شود. این مهم ریشه در واقعیتی دارد که مدت‌هاست جایگزین تصور امکان خواندن همه آثار مهم فلسفی توسط یک نفر شده است.

نویسندگان کتاب با این ایده به سراغ 100 استدلال مهم در تاریخ فلسفه رفته و کار نگارش هر یک از این استدلال‌ها را به یکی از اساتید دانشگاهی که در آن حوزه صاحب تخصص و دانش هستند ارجاع داده‌اند. نتیجه کار هم مجموعه‌ای غنی از این استدلال‌ها شده است که می‌توان آن را در حکم «راهنمایی فشرده و آسان فهم، هم برای متون اصلی و هم برای متون ثانوی» قلمداد کرد.

اگر بخواهیم با دقت بیشتری درباره این کتاب حرف بزنیم باید آن را نوعی دایرةالمعارف فلسفی محسوب کنیم. دایرةالمعارفی منحصر به فرد که از ۱۰۰ مدخل تشکیل شده، مدخل‌هایی که هر یک به نیت معرفی یکی از مهم‌ترین استدلال‌های تاریخ فلسفۀ غرب نوشته شده‌اند. زبان کتاب روان است، بیان آن موجز و ترجمه‌اش نیکو، این‌ها دست به دست هم نثری هموار و در خور فهم را تدارک دیده که از امتیازات کتابی است که به مباحث فلسفی می‌پردازد.

بخش مهمی از سودمندی کتاب حاصل ساختار فکر شده آن است. کتاب به شش بخش تقسیم شده است که هر یک از این بخش‌ها دربرگیرنده یک حوزه معنایی است و مولفان کتاب استدلال‌هایی را که در آن حوزه‌ها جای می‌گیرند، در کنار یکدیگر، آورده‌اند؛ عناوین این بخشها بدین قرار است:         

فلسفه دین (شامل 13 استدلال)، متافیزیک ( شامل 21 استدلال)، معرفت‌شناسی ( شامل 16 استدلال)، اخلاق (شامل 24 استدلال)، فلسفه ذهن ( شامل 14 استدلال) و علم و زبان (شامل 12 استدلال).    

با این بخش‌بندی مخاطب می تواند با توجه به اینکه استدلال مورد نظرش در کدام بخش قرار می گیرد، به راحتی به آن بخش رفته و توضیحات مربوط به آن استدلال را بیابد. برای نمونه وقتی بحث هیوم و مسئله استقرای او مطرح باشد، مخاطب در بخش معرفت شناسی به راحتی می‌تواند در مدخل چهل و پنجم، این شرح و توضیح و نحوه تبیین آن توسط هیوم را بیابد. البته خواننده با مراجعه به نمایه‌های کتاب نیز می‌تواند مطالب مربوط به هیوم را شناسایی و دنبال کند. همینطور وقتی بحث از استدلال سارتر در باب آزادی اخلاقی مطرح می‌شود، این استدلال را در بخش متافیزیک می‌توان یافت و از توضیحات آن بهره‌مند شد.                     

 هریک از این مدخل‌ها تقریبا از ساختاری مشابه بهره می‌برند. نویسنده هر مدخل پس از بیان توضیحاتی مقدماتی درباره موضوع و مطرح کردن استدلال به سراغ بازگو کردن فرض و نتیجه و گام‌ها و همین‌طور قواعد منطقیِ به‌ کارگرفته‌شده در استدلال می‌رود. در همه این مراحل بی‌آنکه به فروکاهش سطح بحث بینجامد، از بیانی موجز و زبانی ساده بهره می‌برد.

هر فصل (مدخل) از کتاب، از محتوایی مستقل از فصل دیگر برخوردار است. بدیهی است کتابی را که چنین ساختاری دارد، می‌توان از هر فصل که مورد نیاز است شروع کرد، در واقع «فقط استدلال» به مانند کتابی مرجع، ماهیتی کاربردی دارد، باید آن را در کتابخانه دم دست داشت، تا در مواقع لزوم از آن بهره گرفت. با اینکه مولفان کتاب سعی کرده‌اند به سراغ مهمترین استدلال‌های فلسفی بروند و مروری گذرا بر صد تا از مهمترین آنها داشته باشند؛ با این حال ادعا ندارند که همه استدلال‌های مهم تاریخ فلسفه به این کتاب راه یافته باشند. بدیهی است هیچ صد استدلالی نیست که اهل فلسفه در اینکه مهمترین‌ها هستند، اجماع نظر داشته باشند و این بحث‌ها و انتخاب‌ها خود محل مناقشه است.

مایکل بروس شاگرد و استیون باربن استاد راهنمای او در دانشگاه سن دیوگو است که این کتاب از دل همکاری مشترک بین آنها بیرون آمده است، اما ده‌ها استاد دانشگاه در سراسر جهان با آنها در خلق این کتاب ارزشمند همکاری داشته‌اند. در یکی از پیوست‌های کتاب، بیوگرافی کوتاه هریک از این اساتید آمده است. بی‌شک «فقط استدلال» اولین اثر در نوع خود، محسوب می‌شود که مولفانش ابراز امیدواری کرده‌اند که در آینده با ادامه دادن به این طرح دیگر استدلال‌های مطرح تاریخ فلسفه را در کتابی که می‌تواند ادامه اثر حاضر محسوب شود به خوانندگان عرضه کنند.

به نقل از الف

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]