تاریخ انتشار خبر: 25 آبان 1396 - ساعت 07:43:16
«عمان سامانی»

«عمان سامانی»

«عمان سامانی به ‌روایت زهیر توكلی» نام كتابی است كه در آن، علاوه بر شرح حال این شاعر نامی دوره‌ی قاجار، رویكرد او در سرایش مثنوی‌های عاشورایی و تحلیل آن‌ها برمبنای شواهد واژگانی و احتمالات برآمده از حال شاعر، با نگاهی امروزی، توسط یك شاعر و روزنامه‌نگار ادبی مورد مداقه قرار گرفته است.

«عمان سامانی»

نویسنده: زهیر توکلی

ناشر: آرادمان، چاپ اول 1393

64 صفحه، 5000 تومان

«عمان سامانی به ‌روایت زهیر توكلی» نام كتابی است كه در آن، علاوه بر شرح حال این شاعر نامی دوره‌ی قاجار، رویكرد او در سرایش مثنوی‌های عاشورایی و تحلیل آن‌ها برمبنای شواهد واژگانی و احتمالات برآمده از حال شاعر، با نگاهی امروزی، توسط یك شاعر و روزنامه‌نگار ادبی مورد مداقه قرار گرفته است.

میرزا نورالله عمان سامانی ملقب به تاج الشعراء و متخلص به عمان از شعرای آئینی نیمه دوم سده 13 و اوایل سده 14 هجری است که به سال 1258ه.ق در سامان (مرکز بخش لار استان چهارمحال بختیاری) به دنیا آمده و به سال 1322ه.ق در سن 64 سالگی در زادگاهش بدرود حیات گفته است. آثاری که از او به یادگار مانده، عبارتند از: گنجینه‌الاسرار، معراج‌نامه، محزن‌الدُّرر و دیوان اشعار.

كیست این پنهان مرا در جان و تن... (گنجینه‌الاسرار) مشهورترین مثنوی عمان سامانی است.

پدر، پدربزرگ و عموی عمان هر سه شاعر بودند. پدرش میرزاعبدالله با تخلص «ذرّه»، پدربزرگش، میرزاعبدالوهاب با تخلّص «قطره» و عمویش میرزا لطف‌الله با تخلّص «دریا». فرزند او نیز شاعر بوده است و «محیط» تخلص می‌كرده كه آن هم از مترادف‌های دریا است. «سامان» شهری است در استان چهارمحال و بختیاری و نزدیك به شهركرد. شهری كوهستانی كه زاینده‌رود از نزدیك آن می‌گذرد. مردم این شهر به دو زبان فارسی و تركی سخن می‌گویند. سامان شهری است شاعرخیز. غیر از عمّان، پدر، پسر، عمو و پدربزرگش كه نام بردیم، از این شهر شاعران زیادی برخاسته‌اند. از این كه برای نمونه شاعرانی چون: قلزم، جیحون، سحاب، نیسان، خورشید، ذرّه، افلاكی، كیهان، دهقان، تبیان، عرفان، حشمت و سامانی را می‌‌توان نام برد. این‌ها همه در عداد شعرای دوره بازگشت و حوزه ادبی اصفهان به شمارند، شهری كه از عهد صفویه، حكم مركزیت شعر را در ایران پیدا كرد و نهضت بازگشت ادبی هم از همین شهر و در واقع از همین حوزه ادبی آغاز شد. از میان شاعران سامان، غیر از عمّان، دهقان سامانی هم شهرتی بسزا دارد. سامان هنوز هم مردمی شعردوست دارد.

عمّان سامانی ابتدا در مسجد جامع سامان به خاك سپرده شد اما بعدها براساس وصیت خودش جنازه‌اش را به نجف اشرف منتقل كردند.

او از اعضای انجمن ادبی ابوالفقرای اصفهانی و بعدها انجمن ادبی عنقای اصفهانی بوده است. سنت انجمن‌های ادبی كه تا همین روزگار هم ادامه یافته است (و امروزه اصطلاح «شاعران انجمن» را به شاعرانِ تا هنوز هوادار شعر كلاسیك قدمایی اطلاق می‌كنند)، به روزگار صفویه و رواج شعر از دربار به میان مردم و شعرخوانی‌های پرشور در قهوه‌خانه‌های اصفهانِ دورة صفوی بازمی‌گردد.

این‌ها كلیات اطلاعاتی است كه ما از زندگی عمّان سامانی داریم. از او غیر از گنجینـﺔ الاسرار، «معراج‌نامه» و «مخزن‌الدرر»، دیوان اشعار «گنجینـﺔ‌‌الاسرار» مهمترین یادگار اوست كه زمان مُهر ماندگاری بر آن زده است. این اثر را در سن 47 سالگی ظرف یك سال به تدوین نهایی رسانده است و البته از كلام خود او در مقدمه منظومه برمی‌آید كه پاره و شعرهای گنجینـﺔ‌‌الاسرار را پیش از آن طی چندین سال به رشتة نظم كشیده بوده اما در این سال به تشویق یكی از نزدیكان حاكم وقت اصفهان، ظلّ‌السلطان دست به كار پاكنویس و به‌اصطلاح از سواد به بیاض آوردن و تبویب و تدوین نهایی اثر شده است. اسم این مشوق او، آقاسلیمان‌خان و شغلش در دستگاه حاكم اصفهان، ریاست خواجه‌های حرمسرا بوده است. این هم مایه عبرت است. نفس گرم و همت پربركت یك خواجه حرمسرا در پس و پشت این شاهكار ادبی مذهبی عرفانی بوده است.

اندك‌اندك طاقتم را كاهش است

از تو ای ساقی مرا این خواهش است

بازمان آن باده در ساغر كنی

حالت ما را پریشان‌تر كنی

تا بگویم بی‌كم و بی‌كاستی

آری‌آری مستی است و راستی...

به نقل از الف

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]