تاریخ انتشار خبر: 11 آذر 1396 - ساعت 17:58:28
نقد و بررسی کتاب «سنگی که نیفتاد»

نقد و بررسی کتاب «سنگی که نیفتاد»

کتاب «سنگی که نیفتاد» نوشته محمدعلی رکنی با حضور نویسنده اثر و مجید اسطیری و حمید بابایی به عنوان منتقد، مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

در ادامه جلسات گروه داستان جمعه قم، روز جمعه سوم آذر ماه 1396، کتاب «سنگی که نیفتاد» نوشته محمدعلی رکنی با حضور نویسنده اثر و مجید اسطیری و حمید بابایی به عنوان منتقد، مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

مجید اسطیری در این نشست در مورد رمان «سنگی که نیفتاد»گفت: این اثر با توجه به احادیثی که در آن مصداق پیدا می کنند، در درجه اول رمان دینی است و اندیشه را درگیر می‌کند. اما چون مسئله عشق در آن پررنگ است من از منظر رمان عاشقانه با آن برخورد می‌کنم و می‌گویم در این اثر عشق به شکلی تصویر می‌شود که می‌توانیم آن را "عشق افلاطونی" بنامیم. مولفه‌های عشق در این رمان با آنچه در رساله "ضیافت" افلاطون مطرح می‌شود شباهت زیادی دارد.

این نویسنده و منتقد در ادامه افزود: رمان آقای رکنی یکی از کلیشه های رمان عاشقانه را کنار گذاشته و آن شرح سوز و گداز برای وصل است. اما یکی از کلیشه‌ها هنوز در متن هست و آن نادیده گرفتن عیوب معشوق است. اما در واقع هیچ انسانی حتی معشوق خالی از ضعف نیست. این کلیشه از نظر من در این رمان نشکسته است و بدون هیچ تغییری دوباره بازسازی شده است. من بر اساس تالیفات "آلن دوباتن" درباره عشق و مخصوصا مقاله "رمان عاشقانه راهی مطمئن برای نابود کردن عشق است" معتقدم اگر این کلیشه هم میشکست اثر خیلی موفق تر می‌بود.

نویسنده مجموعه داستان «تِخران» افزود: در تصویر مرکزی این رمان که نام اثر هم از آن گرفته شده راوی سنگی را روی صندوق عقب ماشینش قرار میدهد و به خدا می‌گوید اگر واقعا وجود داری این سنگ را روی زمین بینداز. او خودش را در موقعیت حضرت ابراهیم(ع) که چهار پرنده را کشت و بر روی چهار کوه قرار داد تا زنده شدن آن‌ها را ببیند تصور می‌کند. در حالی که این موقعیت چندان دارای قرینه با موقعیت ابراهیم(ع) نیست. بلکه به موقعیت حضرت عیسی مسیح‌(ع) شبیه تر است. وقتی که به روایت انجیل مرقس ابلیس عیسی را بر بالای معبدی می‌برد و می‌گوید اگر تو پسر خدا هستی خود را به زیر افکن، خدا تو را نجات میدهد. و انجیل میگوید "هرگز خداوند خدای خود را امتحان نکن."

اسطیری در جمع بندی نقد خود بر رمان «سنگی که نیفتاد» گفت: در مجموع از لحاظ ساختار، پیرنگ رمان باز است. وقایع، کیفیت برساخته نداشته و در عین حال پیوند محکمی به‌هم ندارند. تا حدی که حتی امکان جا به جایی آن‌ها نیز وجود دارد. به‌عنوان نمونه مرگ مانینا و سفر به عیش آباد قابل جا به‌جاییست.

حمید بابایی دیگر منتقد جلسه نیز گفت: به نظر من کلید واژه این رمان، همان کهن الگوی عشق است که از عشق زمینی شروع و به عشق آسمانی و در نهایت خدا می رسد. اما پرسش اساسی این است که آیا چنین مساله ای در عصر حاضر برای مخاطب پذیرفتنی ست؟ این سوال قابل تأمل است.

نویسنده رمان «پیاده» در ادامه به ضعف ها اشاره کرد و گفت: عدم تعادل در شخصیت پردازی، انفعال راوی و پرش های ذهنی بیش از حد او در شش فصل اول، مخاطب را از نفس می اندازد. همینطور تصویر پایانی داستان و به یکباره پذیرفتن همه چیز توسط شخصیت اصلی، خیلی ناگهانی اتفاق می افتد و برای من پذیرفته نیست. چرا این آدم تصمیم می گیرد که خودش و فرزندش را بکشد؟ روابط آن طور که باید ساخته نشده است؛ چون که داستان تحت سیطرهء رابطه این آدم با همسرش (حبیبه) است و به نوعی دیگر شخصیت های داستان مغفول مانده اند. با این همه حال، به نظر من این کار به هیچ وجه شعاری نیست و حتی از «روی ماه خداوند را ببوس!» اثر مصطفی مستور جلوتر است.

نویسنده رمان «خاکسفید» در بخشی دیگر از نقدش درباره سنگی که نیفتاد، گفت: رمان اثر خوش خوانی است اما به نظر می رسد کمی روایت آن دیر شروع می شود. زیر متن اثر را می توان متون کهن عرفانی ایرانی من جمله تذکره الاولیای عطار دانست. حرکت راوی در سیر و سلوک و شناخت بهتر خود صورت می گیرد. اگرچه شخصیت و حرکت نهایی آن تا حدودی دور از ذهن به نظر می رسد، اما ساخت و پرداختن به مفاهیم دینی با رویکردهای عرفانی به سادگی میسر نیست.

بابایی اضافه کرد: نویسنده کوشیده خط و سیر چنینی در اثر خود ایجاد کند. هر چه به نیمه دوم و پایانی اثر نزدیک تر می شویم با رمانی بهتر و جاندارتر روبرو می شویم

این منتقد در پایان گفت: از نظر نثر با داستانی یک دست روبرو هستیم که نویسنده کوشیده لحن های مختلف را در کنار هم بسازد... در عین حال شکی که در داستان وجود دارد به واقع بر آمده از موقعیت اثر است و نه تحمیل شده به کار... نویسنده کوشیده انسان ها را در موقعیت های مختلف نشان دهد... این تصویر در مقابل موقعیت های مختلف باعث شده روایت اصلی داستان به پیش برود.

نقد و بررسی رمان «سنگی که نیفتاد» نوشته محمد علی رکنی، جمعه هفته گذشته، 3 آذر ماه در سرای ناشران قم با مشارکت خانه کتاب ایران برگزار شد.

گزارش از سعید علینقی پور//به نقل از خبرگزای کتاب ایران

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]