تاریخ انتشار خبر: 01 دي 1396 - ساعت 13:40:24
ماهیت پارادوکسیکال مد در دنیای مدرن

ماهیت پارادوکسیکال مد در دنیای مدرن

خواندن کتابی همانند «مد و مدرنیته» از جنبه‌های بسیاری می‌تواند به درک ما از واقعیت مد در جهان مدرن، چه آنجا که به عنوان ابزاری برای تهاجم فرهنگی بکار می‌رود، چه آنچه از ریشه اجتماعی و فرهنگی یک جامعه سرچشمه می‌گیرد، کمک کرده و تصور مخاطب اینجایی را نسبت به نقش و تاثیر مد در زندگی

«مد و مدرنیته»

نویسنده: الیزابت ویلسون

مترجم: ناصرالدین غراب

ناشر: علمی و فرهنگی، چاپ اول 1394

388 صفحه، 20000 تومان

****

در سال‌های جنگ جهانی اول هنگامی که مردان داوطلب به سوی جبهه‌های جنگ می‌شتافتند، کمبود نیروی کار باعث شد از برخی زنان در مشاغلی که پیشتر مردانه محسوب می‌شد، استفاده کنند، اما فعالیت زنان با آن لباس‌های دست و پاگیر اوایل قرن بیستم، در این مشاغل که نیازمند کار یدی و بدنی بود با دشواری انجام می‌شد، در آن منطقه پوشش زنان کارگر به سمت لباس‌های راحت‌تر و با ساختاری مشابه لباس‌های مردانه تغییر کرد و به نوعی مد نیز بدل شد. این مثال ساده نشان می‌دهد که چگونه مد می‌تواند به دلیل تاثیرپذیری از شرایط روزگار خود، بازتاب دهنده همان روز‌گار نیز باشد.

چند دهه پیش در ایران شاهد رویکردی دفعی در قبال مد به عنون پدیده‌ای که از خاستگاه غربی برخوردار است بودیم، اما صرف‌نظر از اینکه در مورد غربی بودن خاستگاه مد اگر و اما وجود دارد؛ گذر زمان و تجربه به ما آموخت که مد بیشتر از آنکه صرفا ناشی از مصرف‌زدگی فرهنگ غربی باشد، ریشه در مسائل روانشاختی فردی و اجتماعی دارد و به جای برخورد‌های دفعی باید آن را به عنوان واقعیتی گریز‌ناپذیر در دنیای مدرن پذیرفته و با بومی کردن آن، این تهدید را به فرصت بدل کنیم. مطرح شدن مد اسلامی و بازنگری در رویکردهای دفعی گذشته نیز ریشه در همین دریافت‌های تازه دارد..  

در چنین احوالی خواندن کتابی همانند «مد و مدرنیته» از جنبه‌های بسیاری می‌تواند به درک ما از واقعیت مد در جهان مدرن، چه آنجا که به عنوان ابزاری برای تهاجم فرهنگی بکار می‌رود، چه آنچه از ریشه اجتماعی و فرهنگی یک جامعه سرچشمه می‌گیرد، کمک کرده و تصور مخاطب اینجایی را نسبت به نقش و تاثیر مد در زندگی انسان امروز اصلاح کند.

کتاب «مد و مدرنیته» که به همت نشر علمی و فرهنگی، و با ترجمه ناصرالدین غراب به بازار کتاب آمده، اثری است از الیزابت ویلسون، نویسنده و محقق شناخته شده در عرصه مسائل فرهنگی، جامعه‌شناختی و سیاسی که تجربه سال‌ها تدریس در دانشگاه و همچنین سخنرانی و تألیف در حوزه جامعه‌شناسی و مطالعات‌فرهنگی را در کارنامه خود دارد.

کتاب «مد و مدرنیته» با عنوان فرعی «در رویای آراستگی» نخستین بار در سال 1985 منتشر شد. تجدید چاپ و ترجمه این کتاب به دیگر زبان‌ها رفته رفته اثر حاضر را به کتابی کلیدی و کلاسیک در عرصه مد بدل ساخته است. کتابی که می‌کوشد به روایت تاریخ اجتماعی و فرهنگی «مد» و همچنین نقش آن در زندگی انسان مدرن بپردازد.

رویکرد الیزابت ویلسون به این حوزه، نظریه‌پردازانه و مبتنی بر دیدگاه‌های جامعه‌شناسانه است و در کتاب خود به طرح این ایده می‌پردازد که چگونه قدرت مد نقشی تعیین کننده در شکل دادن به هویت انسان غربی (و یا غرب) از یک سو و فروپاشاندن آن (در دوران مدرنیته و پس از آن) از سوی دیگر، داشته است. به این ترتیب نویسنده ماهیتی پارا دوکسیکال برای مد در غرب و به خصوص در دوران مدرن قائل شده است.   

علاوه بر نوشته‌ای کوتاه درباره کتاب و نویسنده‌اش و همچنین پیشگفتار نویسنده درباره اثر حاضر، متن اصلی خود از دوازده فصل تشکل شده است که عناوین آنها بدین قرار است: مقدمه، تاریخ مد، تبیین‌های ناروا، صنعت مد، مد و تمایلات جنسی، جنسیت و هویت، مد و زندگی شهری، مد و فرهنگ عامه، لباس  مقابله‌ای، لباس‌های آرمانی و اصلاحات در لباس، فمنیسم و مد، دوران در حال گذر  و تغییر دولت‌ها؛ پی نوشت‌های کتاب نیز در صفحات پایانی اثر آمده است.

اما چنانکه از عناوین فصول نیز می‌توان حدس زد، الیزابت ویلسون به سنت معمول در چنین پژوهش‌هایی، ابتدا با مقدمه درباره بحث که به چیستی مد و تبیین هویت آن اختصاص دارد آغاز کرده و سپس به سراغ روایت تاریخ مد در زندگی آدمی رفته است. در بخش سوم کوشیده به تصورات و دریافت نادرست درباره مد، خاستگاه و کارکرد آن بپردازد و سپس به ویژگی‌های مد به عنوان یک صنعت پرداخته. همچنین او به صنعت تولید انبوه پوشاک که نقش به سزایی در تولید و گسترش لباس به عنوان نمادی از شیک پوشی تاثیرات عمیقی در زندگی انسان مدرن داشته پرداخته است.

فصول میانی کتاب به ویژگی‌های مد در ارتباط با جنبه‌های فردی و اجتماعی انسان پرداخته و در ادامه به ابعاد فرهنگی و حتی سیاسی مد در زندگی انسان امروز نیز اشاره شده است و از  تاثیرات تغییرات دولت‌ها و ایدئولوژی‌های سیاسی به خصوص در کشورهای اسلامی در این زمینه سخن گفته است. از جمله فصول جذاب کتاب فصل یازدهم آن است که به تقابل فمنیسم و مد اشاره شده و به این مهم می‌پردازد که چرا فمنیست‌ها میانه چندانی با مد ندارند. در فصل پایانی کتاب به پیشرفت‌هایی که در زمینه مد حاصل شده، اشاره شده و رشد مطالعات نظری در این حوزه نیز مورد تاکید قرار گرفته است.

نویسنده «مد و مدرنیته» در مجموع با نگاهی تاریخی و جامعه شناختی، دریافتی واقع بینانه از مد را پیش روی خواننده کتاب قرار می‌دهد، بر این واقعیت تاکید می‌کند که مد همواره ابزاری در دست صاحبان ثروت و قدرت نبوده است، بلکه در بسیاری موارد از دل تغییر و تحولات اجتماعی و فرهنگی و یا وقایع تاریخی بیرون آمده است. الیزابت ویلسون با تاکید بر اهمیت لباس به عنوان بارزترین جنبه مد در زندگی انسان مدرن به این نکته مهم تاکید دارد که «لباس» در نمایش زندگی نقش بسیار مهمی دارد، با تغییر لباس از تغییر خود سخن می‌گوییم. اگرچه لباس‌ها کارکرد ویژه خود را در پوشاندن بدن انسان دارند، اما با تعریف «مد» و واسطه قرار گرفتن آن به المان‌هایی برای نشان دادن روحیات و باورهای ما بدل می ‌شوند.      

چکیده کتاب مد و مدرنیته پی کاوی در سرشت چند وجهی لباس و ابهامات آن است و یک کار ابتکاری که با خلاقیت همراه است. کتاب حاضر در وهله نخست در ادامه مطالعاتی است در حوزه لباس که در دو دهه گذشته درباره آن انجام گرفته است. این کتاب پیوند میان گذشته و حال است. پیروی از مد و پوشیدن لباس مد روز یا داشتن ظاهری جذاب و آراسته سپری در برابر عالم و آدم است. کشش جنسی لباس موضوعی محوری است ، اما خود لباس بیشتر اوقات برای ایجاد شگفتی، اعمال نفوذ، ایجاد دافعه و جاذبه به کار گرفته می‌شود. کتاب مدرنیته به همان اندازه که کاری اکتشافی است ، یک کار جدلی نیز به حساب می‌آید. ریشه‌های ابتدایی آن به دهه 1980 بازمی‌گردد. در دهه 1980 شیوه‌های جدیدی از فهم فرهنگ و آثار فرهنگی توسعه می‌یابد و حرکتی از تحسین و تمجید مد که بر تولید یزیبایی حاصل از چیره دستی هنرمند استوار بود، به سمت تاکید بر آسیب‌های پنهان طبقه، نژاد و جنسیت کشیده می‌شود. فصل آخر کتاب که به چاپ جدید افزوده شده است، برخی مسائل را در ارزیابی تغییرات دنیای مد از 1985 به این سو و پیشرفت‌های بدست آمده در این حوزه را مورد بحث قرار می‌دهد. با وجود این فرض اساسی، کتاب بر این استوار است که لباس و لباس جوامع غربی یعنی لباس مد روز، به لحاظ اجتماعی یک نظام نمادین مهم و تعیین کننده است و نیز موضوعی است بنیادین و همچنین اینکه لباس‌ها به عنوان اشیاء آنچنان به بدن‌های انسان نزدیک‌اند که می‌توانند خود را نیز مفصل‌بندی کنند. و در نهایت پدیده مد ، این به حاشیه رانده شده‌ترین هنرها، در قلب تاریخ روزگار می‌گذراند و همچون اشیاء مادی خاموش و بی‌ادعا خود را به تجسمی از نفرت‌انگیزترین و مخرب‌ترین عقاید تبدیل می‌کند. کلیدواژه: مد، مدرنیته، ساختارگرایی، مارکسیسم غربی، پسا مدرنیته.

به نقل از الف

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]