تاریخ انتشار خبر: 09 بهمن 1396 - ساعت 18:47:03
«در خلاف‌آمدِ عادت»

«در خلاف‌آمدِ عادت»

هدف اصلی این کتاب نقد خود حافظ نیست – اگرچه نویسنده او را نیز نقد می‌کند – بلکه فهمیدن اوست همان‌گونه که واقعا هست.

«در خلاف‌آمدِ عادت»

(مقالاتی در چالش با حافظ‌شناسی رسمی و رایج)

نویسنده: دکتر محمود درگاهی

ناشر: کویر، چاپ اول 1396

392 صفحه، 29000 تومان

 
****

باز هم کتابی دیگر درباره حافظ! با وجود، دست‌کم، صدها کتاب که به شرح و تفسیر اشعار و افکار حافظ پرداخته‌اند، اولین مطلبی که به ذهن می‌رسد آن است که این اثر چه سخن تازه‌ای دارد که ارزش خواندن داشته باشد؟ دغدغه اصلی نویسنده نیز دقیقا همین است. ایشان بیشتر آن صدها کتاب را نمی‌پسندد. او اساسا حافظ‌شناسی سنتی را نادرست می‌داند و گفتمان مسلط در شرح و تفسیر اشعار حافظ را از اساس مخدوش تلقی می‌کند. این نوع حافظ‌پژوهی به‌قدری از حقیقت حافظ به دور است که به تعبیر مرحوم دکتر شریعتی «اگر حافظ زنده بود، با هیچ یک از اینان در یک کوچه ساکن نمی‌شد». البته هدف اصلی این کتاب نقد خود حافظ نیست – اگرچه نویسنده او را نیز نقد می‌کند – بلکه فهمیدن اوست همان‌گونه که واقعا هست.

کتاب علاوه بر "پیش‌گفتار" و "درآمد"، از بیست‌ویک مقاله و یک گفتگو تشکیل شده است. اما همه آن‌ها را می‌توان به‌طور کلی سه دسته کرد: 1- شرح اصول و مبانی اندیشه حافظ 2- نقد برخی از حافظ‌شناسی‌های معاصر 3- پاسخ به نقدهایی که برخی از استادان به دیدگاه‌های نویسنده در باب حافظ‌شناسی ایراد کرده‌اند.

نویسنده حافظ‌شناسی معاصر را دارای پنج اشکال بزرگ و مبنایی می‌داند: 1- بزرگ‌نمایی حافظ و اعجاب در برابر او 2- غفلت از تفاوت‌های فکری حافظ با اندیشه‌های عارفان 3- یکسان‌انگاشتن دین و عرفان 4- بی‌اعتنایی به اصول و مبانی فکری حافظ 5- تجزیه گزینشی و سلیقه‌ای اشعار حافظ.

همه شارحان در ابتدا از حافظ شخصیتی اسطوره‌ای می‌سازند که نه به شخصیت او نقدی وارد است و نه شعر و اندیشه او ایرادی دارد. همچنین او را عارف بزرگی در ردیف سایر عارفان مشهور قرار می‌دهند و درون‌مایه شعر او را بازگویی هنری مضامین عرفانی متعارف تلقی می‌کنند. و از آن‌جایی که عرفان همان دین حقیقی و اصلی است، لذا هر گونه دوری از عرفان رایج به معنای الحاد است و چون حافظ ملحد نیست، پس قطعا عارف است. در این حال‌وهوا، اصول و مبانی فکری خاص حافظ نادیده گرفته می‌شود و همه اشعار او به‌جای این‌که بر مبنای اصول خاص اندیشه او فهم گردد، بر اساس نظریات عرفانی مشهور تفسیر می‌شود. طبیعی است که اگر بنا باشد اشعار حافظ با نظریات عرفانی سازگار گردد، لازم است که برخی اشعار او را نادیده گرفت و برخی دیگر را برجسته کرد. این شیوه مواجهه نه فقط در این زمینه، بلکه در غالب حافظ‌شناسی‌ها دیده می‌شود؛ زیرا بیشتر محققان و نویسندگان برخوردی گزینشی با اشعار حافظ دارند و با توجه به ذوق و سلیقه و چارچوب‌های ذهنی خود اشعار مناسب با نظریات خود را برمی‌گزینند و آن‌ها را در پرتو ذهنیات خود بازخوانی می‌کنند. حال اگر همه این رویکرد‌ها نادرست است، پس چه باید کرد؟

نویسنده همه این موارد را به تفصیل نقد می‌کند و سپس مبانی اصلی اندیشه حافظ را برمی‌شمرد. از نظر او بنیان‌های فکری حافظ این موارد است: مرگ‌اندیشی، ناکامی تراژیک انسان، جبرگرایی، هستی‌شناسی شکاکانه و لذت‌گرایی. این موارد محکمات اندیشه حافظ است و مضمون همه اشعار او را باید با این موارد سنجید و فهمید. به همین دلیل مقاله مستقلی به توضیح آن‌ها اختصاص یافته است. حال اگر در برخی ابیات مطلبی در تقابل با این اصول بیان شده، نباید آن را بیش از اندازه جدی گرفت. همین امر است که نتیجه این نوع حافظ‌شناسی را با حافظ‌شناسی‌های رایج و سنتی متفاوت می‌کند؛ زیرا تفسیر شعر حافظ به صورت بیت به بیت از اساس نادرست است. این روش بیش از همه در تفسیرهای عرفانی به چشم می‌خورد. البته حافظ کاملا با عرفان بیگانه نیست. میان اندیشه حافظ و نظریات عرفانی شباهت‌هایی وجود دارد، اما تفاوت‌های بسیار جدی و مبنایی وجود دارد که نباید دست کم گرفته شود. این تفاوت‌ها به حدی جدی است که نمی‌توان اشعار حافظ را به معنای سنتی آن عرفانی به شمار آورد. نکته‌ای که دیدگاه نویسنده را تقویت می‌کند، کمیت ابیاتی است که به آن اصول فکری اختصاص یافته است. برای مثال ابیاتی که نشان از جبرگرایی حافظ دارند، به قدری زیاد است که جای تردید باقی نمی‌گذارد. البته ممکن است کسی اعتراض کند که در برخی موارد ابیاتی به چشم می‌خورد که کاملا در تقابل با این اصول فکری است و اگرچه از جهت کمیت زیاد نیست، اما مضمون صریح آن‌ها معنای متضادی را القا می‌کند. نویسنده منکر این مطلب نیست، اما به صراحت اعلام می‌کند که چنین مواردی نشان‌دهنده تناقض‌گویی حافظ است. به هر حال حافظ در طی سال‌های بسیار اشعار خود را سروده است و راه‌یافتن تناقض به شعر او امر غریبی نیست تا کسی آن را نادیده بگیرد. نویسنده نقدهای دیگری نیز به شخصیت حافظ و اندیشه‌هایش دارد. برای مثال اندیشه او را ضداجتماعی می‌داند یا دست‌کم می‌توان گفت برای وضعیت جامعه امروز ما سودمند نیست. اما از جهت فردی نقاط مثبت زیادی دارد و در زمینه روابط فردی آموزنده‌ است. اگرچه این سخنان متعارف نیست، اما اگر از حافظ شخصیت افسانه‌ای نسازیم، پذیرش چنین مطالبی به هیچ وجه دشوار نخواهد بود. همچنین از جهت روشی پیشنهاد می‌شود که به‌جای رویکرد عرفانی باید مواجه هرمنوتیکی با اشعار او داشته باشیم.

با توجه به این مطالب، نویسنده، در باب اندیشه حافظ، به‌جای عرفان نظریه الهیات رندی را می‌نشاند. الهیات رندی نوعی خداشناسی و دینداری است که با رندی سازگار و هماهنگ باشد. در این نوع الهیات تصویری از خدا ارائه می‌شود که کارهای رندانه را مجاز و مباح می‌دارد. این خدا با خدای واعظان و عارفان و زاهدان متفاوت است. خدای رندان سخت‌گیر و حسابگر و انتقام‌جو نیست. البته الهیات رندی یک اندیشه انتزاعی و ذهنی محض نیست، بلکه در ارتباط با شرایط روزگار حافظ نیز هست؛ روزگاری که سخت‌گیری و تعصب و غرور و دروغ و ریا به نام دین زندگی انسان‌ها را تباه کرده بود. این نوع دینداری پادزهری در مقابل آن سختی‌‌ها و درشتی‌ها و مصائب بود. نویسنده علت جاودانگی حافظ و اقبال ایرانیان به او را همین می‌داند که شعر او بهترین واکنش و بازتاب نسبت به شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشوری است که همیشه در تاریخش تکرار شده‌اند. البته الهیات رندی تنها موضوعی نیست که به تفصیل بررسی می‌شود. دین، حکومت دینی، سکولاریسم و پیرمغان نیز، هر کدام در مقاله‌ای، موضوع بحث شده‌اند.

نویسنده در گام بعدی، با توجه به آن آسیب‌شناسی و مبانی فکری حافظ، به نقد و بررسی دیدگاه‌های چند حافظ‌شناسی معاصر روی می‌آورد که عبارتند از: اقبال لاهوری، دکتر شریعتی، دکتر سروش، دکتر شایگان، عبدالحسین زرین‌کوب، استاد ذکاوتی قراگوزلو و دکتر علی حصری. نویسنده با برخی، همچون دکتر شریعتی و اقبال لاهوری، بیشتر موافق و همدل است، و برخی را کمتر می‌پسندد؛ مثلا دکتر شایگان. بقیه نیز در میانه این دو حد قرار می‌گیرند. البته فقط اشکالات و اشتباهات این افراد ذکر نمی‌شود، بلکه نقاط مثبت نظریات آنان نیز مورد توجه است. سویه تند و تیز نقدها متوجه کسانی است که با نوآوری‌های نویسنده مخالفت کرده‌اند. بدین منظور، مقاله‌ای در پاسخ به هر کدام از آن‌ها نوشته شده است.

فایده این کتاب عام است و همگان می‌توانند از آن نکته‌ها بیاموزند، اما کسانی که از تفسیرهای رایج راضی نیستند و شرح‌های متعارف آنان را خرسند نمی‌سازد، از این اثر بیشتر بهره می‌برند و آن را بیشتر می‌پسندند.

به نقل از پایگاه اینترنتی جامع خبری تحلیلی الف

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]