تاریخ انتشار خبر: 08 مرداد 1397 - ساعت 18:30:39
خداحافظ سارایوو

خداحافظ سارایوو

خداحافظ سارایوو کتابی است درباره محاصره شهر زیبای سارایوو، پایتخت بوسنی و هرزگوین که به همین دلیل، کتاب منحصربه‌فردی است.

کتاب از اینجا آغاز می‌شود که هانا (۱۲ ساله) و نادیا (۱۵ ساله) قرار است سوار اتوبوس شوند و با تعدادی دیگر از کودکان و زنان از سارایوو به سمت کرواسی بروند. روز قبل، آتکا توانسته است دو صندلی برای آنها رزرو کند. جدایی تلخی است و به قول آتکا: «وقتی هانا از پله‌های اتوبوس بالا می‌رود، چیزی درونم مرد و دلهره تمام وجودم را گرفت.» بچه‌ها به دنبال سرنوشتی می‌روند و آتکا با دلی غمگین اما امیدوار به خانه بر می‌گردد؛ امیدی به تمام‌شدن جنگ به‌زودی زود که در بین همه مردم موج می‌زند.

تصویرهای واقعی تلخ در این خاطره‌ها زیادند؛ مغازه‌های تعطیل و غارت‌شده، بازار سیاه، گرسنگی، صدای خمپاره‌ای که کم‌کم عادی می‌شود، گورستان‌های پرشده و دفن کشتگان در پارک‌ها و زمین‌های فوتبالی است که روزی محل شادی مردم بوده است و مرد گورکنی که قبلا بیلش را دوست داشت و حالا تفنگش را نه! بیماری و نبود دارو که با وجود مجروحان جنگ ناچیز به چشم می‌آید، نبود آب و دبه‌هایی که باید با گذشتن از مسیری خطرناک زیر نگاه تک‌تیراندازها پر شوند. و این تک‌تیراندازها یکی از قسی‌القلب‌ترین‌ها هستند؛ به هیچ‌چیز رحم نمی‌کنند، نه زن و کودک، نه به عزادارانی که سرخاک عزیزان‌شان هستند، نه اتوبوس حامل پناهندگان. 

خداحافظ سارایوو کتابی است درباره محاصره شهر زیبای سارایوو، پایتخت بوسنی و هرزگوین که به همین دلیل، کتاب منحصربه‌فردی است. چون اغلب کتاب‌های چاپ و ترجمه‌شده جنگ بوسنی و هرزگوین به مساله تجاوز می‌پردازند اما این کتاب به محاصره‌ای اشاره دارد که از ۱۹۹۲ با اعلام استقلال بوسنی از یوگسلاوی شروع می‌شود و تا سه سال ادامه می‌یابد، چون استقلال مسلمانان در دل اروپا به مذاق صرب‌هایی که در رویای «صربستان بزرگ» هستند خوش نمی‌آید.

به نقل از روزنامه فرهیختگان

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]